به نقل از ایرنا، ۱۶ روز از تجاوز ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران میگذرد؛ جنگی که بیتردید تبعات اقتصادی آن از مرزها و منطقه فراتر رفت و اکنون اقتصاد جهان را با خطر روبهرو ساخته است؛ استفاده ایران از ابزار مدیریت تنگه هرمز که شاهرگ اقتصادی جهان تعبیر میشود، نفت ۱۰۳ دلاری را برای بازارهای جهانی رقم زد و اکنون تحلیلگران و ناظران بازار معتقدند ممکن است اعداد بالاتری در انتظار بازار نفت و انرژی جهان باشد.
هراس کشورها از کمبود سوخت و تلاش آمریکا برای مقابله با افزایش قیمت آن که به تصمیم برای آزادسازی ذخایر استراتژیک کشورها و لغو برخی تحریمها علیه نفت روسیه منجر شده است، در روزهای اخیر نتوانسته آنطور که انتظار میرفت، قیمت نفت را به زیر ۱۰۰ دلار بازگرداند و به همین دلیل برخی تحلیلگران از هم اکنون بروز تورم و رکود در اقتصاد جهانی را نوید میدهند.
در همین راستا با علی اشرف افخمی، تحلیلگر اقتصادی و از مدیران بانکی در گفتوگویی به بررسی تبعات اقتصادی جنگ اخیر بر اقتصاد جهان و دلایل ایران برای اعمال محدودیت تردد در تنگه هرمز پرداخته است که به شرح زیر است
با توجه به تجاوز آمریکایی اسرائیلی به خاک ایران، اقدام کشورمان در مدیریت تنگه هرمز را به عنوان یک راهبرد در مدیریت جنگ چگونه ارزیابی میکنید؟
قبل از هرچیز در برابر مردم سلحشور ایران و شهدای جنگ آمریکایی - صهیونی بر علیه ایران، سر تعطیم فرود میآورم و بر این نکته پای میفشرم که آمریکا و رژیم جعلی صهیونی با سابقه حدود ۳۰۰ ساله، بر علیه تمدن چند هزار ساله ما این تهاجم را آغاز کردهاند، تهاجمی که قطعاً با شکست آنان خاتمه خواهد یافت. زیرا تاریخ گواه بر این است که ایران طی هزاران سال با متجاوزان زیادی روبهرو بوده و ایران و ایرانی هنوز هست ولی از مهاجمان نامی و خبری نیست.
درباره استراتژیک بودن این تنگه، بسیاری از اندیشمندان قلم زدهاند و من نیز بر این باورم که ما راهی جز اعمال مدیریت عبور و مرور کشتیها از این تنگه نداشته و نداریم. بعلاوه وجود پایگاههای نظامی آمریکا مستقر در سرزمین کشورهای حاشیه خلیج فارس و استفاده از آنها در جنگ و حمله بر علیه مردم ما، گواهی بر درست بودن این «استراتژی دفاعی» است.
از زمان تصمیم ایران برای مدیریت تنگه هرمز، این کار چه تبعاتی را در حوزه انرژی داشته است و چه آیندهای را میتوان در صورت تداوم متصور شد؟
توجه داشته باشید که روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت صادراتی کشورهای عربستان، کویت، امارات (معادل روزانه ۱۰ کشتی خیلی بزرگ حمل نفت خام vlcc) از این آبراه عبور میکردند که قریب ۲۰ درصد از خوراک مورد نیاز پالایشگاههای جهان (بیش از ۱۰۰ پالایشگاه) را تأمین میکردند. به این رقم باید صادرات بیش از ۸۰ میلیون تن ال ان جی (تولیدی قطر) و نیز ال پی جی (از کویت و عربستان) را نیز اضافه کرد. البته بایستی حمل و نقل مواد خوراکی، کشاورزی و صنعتی و معدنی (از جمله مواد اولیه کارخانجات آلومینیوم بحرین و امارات) مورد نیاز کشورهای حوزه خلیج فارس و صادرات محصولات تولیدی را هم افزود.
همچنین فعالیت بنادر بزرگ خلیج فارس مانند جبل علی با ظرفیت حدود ۱۹ میلیون کانتینر در سال دچار اختلال و یا توقف میگردد. بدون تردید این اختلالات لجستیکی، محدود به کشورهای منطقه نبوده و به اقتصاد جهان سرایت خواهد کرد. مهمترین اثر آن در حوزه انرژی است که شاهد افزایش و عبور قیمت نفت از ۱۰۰ دلار هربشکه طی دوهفته اول این جنگ تحمیلی بودیم. اروپا و آمریکا و همچنین چین و هند و ژاپن بیشترین تأثیر را از بسته بودن تنگه هرمز خواهند دید.
منابع غربی گفتهاند که ترامپ تصور نمیکرد ایران تنگه هرمز را ببندد و بر این باور بود تا پیش از این کار تسلیم آمریکا میشود با توجه به گذشت دو هفته از جنگ این راهبرد آیا همچنان قابل اجراست و چه دستاوردهایی تاکنون برای کشورمان داشته است؟
تصورات ترامپ بر تحلیلهای عمیق استوار نیست و بسیاری از تصمیمات این شخص خودشیفته، هیجانی و لحظهای و غیر قابل پیش بینی است، که هم تهدید است و هم فرصت. بنظرم از این ویژگی ایشان بایستی بیشترین استفاده را کرد. چون ایشان تحمل شکست را ندارد و دنبال یک پیروزی سریع بود و هم اکنون آن را خارج از دسترس خود میبیند. مهمترین دستاورد مقاومت تحسین بر انگیز ملت بزرگ ایران، فهماندن این مطلب به آمریکا و هم پیمانان غربی و عربی اوست که نخواهند توانست بر تمدن ریشه دار ایران غلبه یابند.
برای جلوگیری از اثر بسته شدن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی بخصوص قیمت نفت، آمریکا راهکارهای متعددی را در این دو هفته اعلام کرده است؛ از ایده اسکورت کشتیها تا بیمه اتکایی ۲۰ میلیارد دلاری و حتی مجوز برداشت از ذخایر استراتژیک و لغو بخشی از تحریمهای روسیه، چرا این راهکارها نتوانستند نفت را به زیر ۱۰۰ دلار در هر بشکه برگردانند؟
تاکنون که ایده اسکورت کشتیها عملی نشده و به نظر نمیرسد که با توجه به توانمندی ایران، اصولاً قابل اجرا باشد، زیرا در تفکر غرب، هزینه این کار بسیار بالاست و علاوه بر تحمیل آثار افزایشی قیمت انرژی، ریسک تلفات انسانی آنان را بالا میبرد که برایشان قابل تحمل نیست.
اختصاص ۲۰ میلیارد دلار به بودجه بیمه اتکایی فقط میتواند خسارت ۴۰ کشتی را تأمین و پوشش دهد یعنی عبور کشتیها فقط برای ۴ روز!. مجوز برداشت از ذخایر استراتژیک را هم برخی کشورها صادر کردهاند ولی هنوز ثأثیری نداشته است و بنظر نمیرسد که در صورت تداوم جنگ، کارایی داشته باشد.
لغو بخشی از تحریم روسیه هم اثر معناداری نداشته، زیرا روسیه به لحاظ لجستیکی نمیتواند به نیازهای همه کشورها، پاسخ دهد. در کوتاه و میان مدت هم امکانی برای عملیاتی کردن راهکارهای جایگزین تأمین کسری ناشی از مسدود بودن تنگه هرمز برای جهانیان و کشورهایی مانند عربستان و امارات (خطوط انتقال نفت به دریای سرخ و یا فجیره در دریای عمان) وجود ندارد. با این اوصاف، چشم اندازی برای کاهش قیمت نفت به زیر ۱۰۰ دلار هربشکه، در صورت ادامه وضع موجود دیده نمیشود.
رهبر انقلاب اسلامی در پیام خود از نیروهای مسلح خواستند تا این تنگه همچنان بسته بماند. به نظر شما تداوم این راهبرد به چه معناست؟
به نظر میرسد تداوم این راهبرد به معنای ادامه افزایش قیمت انرژی و فشار به اقتصاد جهانی بعنوان یک ابزار دفاعی مشروع در تحقق خواستههای بحق ایران است، زیرا آمریکا و صهیونیزم آغاز کننده این جنگ، حمله به مدارس و بیمارستانها و قتل عام وحشیانه مردم و کودکان بیگناه ایران بودند. ایران که آغازگر جنگ نبود! حداقل طی چند ماه گذشته در حال مذاکره با نمایندگان آمریکا بود که هر دو بار، آمریکا و رژیم جعلی صهیونی به کشور ما حمله کردند. وجدانهای بیدار جهانی قضاوت کنند که ایران جز دفاع مشروع و استفاده همزمان از ابزارهای اقتصادی مثل مدیریت عبور و مرور آبراه استراتژیک هرمز، چه گزینه دیگری در مقابله با این متجاوزان فریبکار و همدستانش داشت؟
آیا وقت آن نرسیده است تا ایران از مالکیت خود بر تنگه هرمز علاوه بر استفادههای امنیتی و راهبردی، استفادههای اقتصادی نیز داشته باشد؟
امیدوارم این جنگ تحمیل شده، هر چه زودتر با پیروزی ملت بزرگ ایران خاتمه یابد و دو باره شاهد پیام همیشگی ایرانیان یعنی صلح و دوستی به جهانیان باشیم و کشورهای منطقه نیز در کمال آرامش در کنار هم زندگی کنند. در شرایط صلح و آرامش در منطقه، مدیریت ایران بر تنگه هرمز با بهره مندی از قوانین بین المللی میتواند محقق شود که قطعاً بر اساس استراتژی «برد - برد» استفاده اقتصادی برای ایران و دیگر کشورهای متطقه بدنبال خواهد داشت.
انتهای پیام/