به نقل از خبرگزاری رویترز، کاخ سفید در حال بررسی استفاده از «قانون تولید دفاعی» برای افزایش ظرفیت پالایش نفت آمریکا است؛ اقدامی که در شرایط جنگ با ایران، اختلال در عرضه جهانی نفت و جهش قیمت فرآوردهها، موضوع پالایش را به یک مسئله امنیت انرژی و امنیت ملی تبدیل میکند.
این موضوع در نشست دونالد ترامپ با نزدیک به ۱۲ پالایشگر آمریکایی مطرح شده، اما هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است. مذاکرات درباره نحوه استفاده از ظرفیتهای قانونی و مالی دولت ادامه خواهد داشت.
نرخ بهرهبرداری پالایشگاههای آمریکا به حدود ۹۸ درصد رسیده است؛ بنابراین ظرفیت مازاد عملیاتی برای پاسخ سریع به افزایش تقاضا یا اختلال عرضه بسیار محدود است. قیمت گازوئیل آمریکا نیز از ۶ دلار به ازای هر گالن عبور کرده است.
پالایشگران معتقدند منابع دولتی بهتر است برای افزایش ظرفیت و بهرهوری پالایشگاههای موجود اختصاص یابد، زیرا احداث پالایشگاه کاملاً جدید سرمایهبر است و به چندین سال زمان نیاز دارد.
دولت آمریکا همزمان به دنبال اصلاح مقررات، تسریع مجوزها و جذب سرمایه برای افزایش ظرفیت پالایش است. استفاده از نفت ونزوئلا نیز بخشی از راهبرد گستردهتر دولت برای افزایش عرضه خوراک پالایشگاههای آمریکایی است.
تحلیل فنی
بهرهبرداری حدود ۹۸ درصدی به این معناست که ظرفیت پالایشی موجود تقریباً در سقف عملیاتی قرار دارد. با این حال، ظرفیت اسمی الزاماً معادل ظرفیت واقعی قابل استفاده نیست و محدودیتهای تعمیرات، خوراک، پیکربندی واحدها، تأمین هیدروژن و لجستیک میتواند ظرفیت مؤثر را کاهش دهد.
از نظر فنی، سریعترین مسیر افزایش تولید فرآوردهها احتمالاً «رفع گلوگاه» و ارتقای پالایشگاههای موجود است؛ از جمله افزایش ظرفیت تقطیر و واحدهای تبدیل، بهبود واحدهای هیدروکراکر و گوگردزدایی، کاهش مصرف انرژی داخلی و بهینهسازی ترکیب خوراک نفت خام.
برای افزایش تولید گازوئیل و سوخت جت، صرفاً افزایش ظرفیت تقطیر کافی نیست. ظرفیت تبدیل، کیفیت خوراک، دسترسی به هیدروژن و واحدهای تصفیه نیز تعیینکننده هستند؛ بنابراین نوع سرمایهگذاری باید متناسب با کمبود فرآورده هدف طراحی شود.
احداث پالایشگاه جدید از نظر زمانی راهکار کوتاهمدت محسوب نمیشود. طراحی مهندسی، تأمین تجهیزات، تأمین مالی، اخذ مجوزها، احداث زیرساخت خوراک و انتقال فرآورده و راهاندازی میتواند چندین سال زمان ببرد.
تحلیل استراتژیک
بررسی استفاده از قانون تولید دفاعی نشان میدهد دولت آمریکا پالایش نفت را صرفاً یک فعالیت تجاری نمیبیند، بلکه آن را بخشی از زیرساخت حیاتی امنیت انرژی و تابآوری ملی تلقی میکند.
کاهش ظرفیت پالایش آمریکا در یک دهه گذشته و تمرکز بخش قابلتوجهی از ظرفیت در سواحل خلیج مکزیک، اهمیت موضوع را افزایش داده است. تمرکز جغرافیایی بالا میتواند آسیبپذیری زنجیره تأمین را در برابر اختلالات منطقهای افزایش دهد.
با وجود تقویت ظرفیت داخلی، آمریکا همچنان در معرض بازار جهانی نفت خام و فرآوردهها قرار دارد؛ بنابراین افزایش ظرفیت پالایش داخلی بهتنهایی نمیتواند آثار اختلال در تولید، حملونقل دریایی یا تجارت جهانی نفت را حذف کند.
پروژه پالایشگاه ۱۶۸ هزار بشکهای براونزویل در تگزاس، که از سوی شرکت آمریکا فرست رفراینگ توسعه مییابد و از حمایت ریِلاینس هند و قرارداد خرید بلندمدت برخوردار است، نمونهای از مسیر احداث ظرفیت جدید است؛ اما مشخص نیست آیا از حمایت مالی قانون تولید دفاعی برخوردار خواهد شد یا خیر.
تحلیل اگزکیتیو
پیام اصلی سیاست مورد بررسی کاخ سفید، تبدیل ظرفیت پالایشی به یکی از اولویتهای امنیت انرژی آمریکا است؛ بهویژه در شرایطی که ظرفیت موجود تقریباً با حداکثر بهرهبرداری کار میکند.
از منظر اجرایی، توسعه پالایشگاههای موجود، رفع گلوگاههای عملیاتی و افزایش تولید فرآوردههای میانتقطیر مانند گازوئیل، نسبت به احداث پالایشگاههای کاملاً جدید مسیر سریعتر و کمریسکتری است.
قانون تولید دفاعی میتواند ابزار مالی و سیاستی مهمی برای تسریع سرمایهگذاری باشد، اما بهتنهایی ظرفیت پالایش ایجاد نمیکند. تحقق ظرفیت جدید به سرمایه، تجهیزات، مهندسی، خوراک، زیرساخت انتقال و زمان نیاز دارد.
سیاست دولت آمریکا عملاً چند مسیر را همزمان دنبال میکند: افزایش تولید و ظرفیت پالایش داخلی، تسهیل مقررات و مجوزها، جذب سرمایه، و افزایش دسترسی به منابع نفت خام خارجی مانند ونزوئلا.
ارزیابی نهایی
اقدام مورد بررسی کاخ سفید نشاندهنده تغییر نگاه از مدیریت کوتاهمدت قیمت سوخت به تقویت ساختاری ظرفیت پالایش و تابآوری زنجیره تأمین انرژی آمریکا است.
در کوتاهمدت، افزایش ظرفیت پالایشگاههای موجود و رفع گلوگاهها منطقیترین مسیر برای افزایش عرضه فرآوردههاست؛ اما اثر آن به نوع واحدهای قابل توسعه و نوع فرآورده مورد نیاز بستگی دارد.
احداث پالایشگاههای جدید از نظر راهبردی اهمیت دارد، ولی نمیتواند پاسخ فوری به بحران قیمت گازوئیل و اختلال فعلی عرضه باشد. اثر اصلی چنین سرمایهگذاریهایی در افق میانمدت و بلندمدت ظاهر خواهد شد.
در مجموع، استفاده احتمالی از قانون تولید دفاعی میتواند نقطه عطفی در سیاست پالایشی آمریکا باشد؛ زیرا دولت را قادر میسازد بخشی از ظرفیت پالایش را از یک موضوع صرفاً اقتصادی به یک مؤلفه مستقیم امنیت ملی و تابآوری انرژی تبدیل کند.
انتهای پیام/