به نقل از خبرگزاری فارس؛ بازار مواد اولیه پتروشیمی در بورس کالای ایران در سالهای اخیر، بهویژه در برخی محصولات، با فاصله قابل توجه میان قیمت پایه و قیمت نهایی معاملات مواجه بوده است.
قیمت پایه این محصولات بر اساس قیمتهای جهانی، نرخ ارز مرکز مبادله و سازوکار مصوب قیمتگذاری تعیین میشود، اما پس از عرضه، قیمت میتواند بدون سقف مشخص و بر اساس میزان رقابت خریداران افزایش پیدا کند.
این سازوکار در شرایطی که عرضه و تقاضا متعادل باشد، میتواند به کشف قیمت واقعی کمک کند؛ اما در محصولاتی که بهصورت مستمر با کمبود عرضه نسبت به تقاضا مواجه هستند، نتیجه میتواند متفاوت باشد.
در برخی گریدهای پتروشیمی، از جمله پلیپروپیلنها، سابقه رقابتهای ۳۰ تا ۱۰۰ درصدی و حتی بالاتر وجود دارد و در شرایط فعلی نیز در برخی از این محصولات، میانگین رقابت همچنان در سطوح بالایی قرار دارد.
چرا سقف قیمت وجود ندارد؟
مریم هژبری، کارشناس بازار سرمایه، اظهار کرد: اگر مبنای اصلی کشف قیمت را عرضه و تقاضا بدانیم، باید توجه کنیم که این دو طرف بازار تا حد امکان باید بدون محدودیتهای غیرضروری فعالیت کنند. اما زمانی که در یک محصول، عرضه به شکل مزمن کمتر از تقاضای واقعی باشد، رقابت بالا لزوماً به معنای وجود یک بازار متعادل نیست و میتواند نتیجه یک عدم تعادل ساختاری باشد.
وی افزود: نبود سقف قیمت در چنین شرایطی میتواند باعث شود قیمت برخی مواد اولیه به شکل قابل توجهی از قیمت پایه و حتی قیمتهای جهانی فاصله بگیرد. وقتی رقابت به ۱۰۰ درصد یا بیشتر میرسد، بخش قابل توجهی از این افزایش قیمت در زنجیره به سود صنایع بالادستی تبدیل میشود، در حالی که صنایع پاییندستی مجبور به پرداخت هزینه بیشتری برای تأمین مواد اولیه هستند.
این مسئله در نهایت تنها به تولیدکننده مواد اولیه و صنایع پاییندستی محدود نمیشود و میتواند به مصرفکننده نهایی نیز منتقل شود.
افزایش هزینه مواد اولیه، هزینه تولید محصولات نهایی را بالا میبرد و مصرفکننده در نهایت کالا را با قیمت بالاتری خریداری میکند؛ بنابراین، بخشی از پیامد ناکارآمدی سیاستگذاری در مدیریت بازار مواد اولیه میتواند مستقیماً به خانوار منتقل شود.
بازار آزاد و ضرورت تعادل میان عرضه و تقاضا
در یک بازار رقابتی، قیمت باید حاصل تعامل عرضه و تقاضا باشد و قیمت نیز به عنوان یک سیگنال اقتصادی، میزان کمیابی یا فراوانی کالا را به تولیدکننده و مصرفکننده منتقل میکند. افزایش تقاضا در صورت ثابت بودن عرضه باید به افزایش قیمت و افزایش عرضه نیز در شرایط ثابت بودن تقاضا باید به کاهش فشار قیمتی منجر شود.
اما در چنین سازوکاری، نمیتوان انتظار داشت صرفاً با آزاد گذاشتن رقابت، مشکل عدم تعادل میان عرضه و تقاضا حل شود. اگر عرضه یک محصول به دلایل مختلف محدود باشد و تعداد زیادی مصرفکننده واقعی برای آن وجود داشته باشند، رقابت بالا صرفاً نتیجه طبیعی این کمبود خواهد بود.
هژبری در این خصوص گفت: مسئله اصلی این نیست که رقابت در بورس کالا وجود داشته باشد یا نه؛ رقابت یکی از ارکان مهم کشف قیمت است. مسئله این است که آیا میتوان برای تمام محصولات، بدون توجه به شرایط عرضه و تقاضای آنها، یک سیاست واحد قیمتگذاری و معاملاتی در نظر گرفت یا خیر.
وی ادامه داد: محصولی که هر هفته با مازاد عرضه مواجه است، شرایطی کاملاً متفاوت با محصولی دارد که تقاضای آن به شکل مستمر چند برابر عرضه است؛ بنابراین سیاستگذار باید میان این دو بازار تفکیک قائل شود و برای محصولاتی که با فشار تقاضای مزمن مواجه هستند، ابزارهای متفاوتی در نظر بگیرد.
پلیپروپیلنها؛ نمونهای از فشار مزمن تقاضا
بررسی روند معاملات برخی محصولات پتروشیمی نشان میدهد پلیپروپیلنها از جمله محصولاتی هستند که در دورههای مختلف با فشار قابل توجه تقاضا مواجه بودهاند.
در مقاطعی رقابت برای خرید برخی گریدها به ۳۰ تا ۱۰۰ درصد و حتی بیشتر از قیمت پایه رسیده است.
در شرایط فعلی نیز با توجه به محدودیتهای عرضه و شرایط خاص اقتصادی کشور، رقابت برخی از این محصولات همچنان در سطوح بالایی قرار دارد. تکرار این وضعیت در دورههای مختلف نشان میدهد نمیتوان تمام این رقابت را صرفاً به رفتار هیجانی خریداران نسبت داد و لازم است سمت عرضه نیز به شکل جدی مورد بررسی قرار گیرد.
ابزارهای فعلی برای کنترل تقاضا کافی نیستند
بورس کالا برای مدیریت فشار تقاضا در برخی محصولات از ابزارهایی مانند افزایش میزان پیشپرداخت و تعیین سقف سفارش مشتریان استفاده میکند.
افزایش پیشپرداخت میتواند بخشی از تقاضای غیرضروری را کاهش دهد، اما اثر آن محدود است و در بازاری که تعداد زیادی مصرفکننده واقعی وجود دارد، نمیتواند مشکل کمبود عرضه را برطرف کند.
تعیین سقف سفارش نیز اگرچه میزان خرید هر مشتری را محدود میکند، اما در شرایطی که تعداد متقاضیان زیاد باشد، لزوماً باعث کاهش رقابت نمیشود؛ زیرا مجموع تقاضای مشتریان همچنان میتواند بسیار بیشتر از میزان عرضه باشد.
هژبری اظهار کرد: افزایش پیشپرداخت و سقف سفارش، ابزارهایی برای مدیریت تقاضا هستند، اما نمیتوان از آنها انتظار داشت عدم تعادل ساختاری میان عرضه و تقاضا را برطرف کنند. اگر تقاضای واقعی بازار بالاست، راهکار اصلی باید در سمت عرضه نیز جستوجو شود.
یک سیاست واحد برای همه محصولات کارآمد نیست
بازار مواد اولیه پتروشیمی از محصولات متنوعی تشکیل شده که هر کدام شرایط متفاوتی از نظر میزان تولید، مصرف، صادرات، واردات، تعداد تولیدکنندگان و تعداد مصرفکنندگان دارند؛ بنابراین نمیتوان انتظار داشت یک سیاست واحد برای تمام این محصولات نتیجه یکسانی داشته باشد.
محصولی که عرضه کافی دارد، نیازی به همان محدودیتهایی ندارد که باید برای یک گرید کمیاب و پرتقاضا اعمال شود. بر همین اساس، سیاستگذاری باید محصولمحور و مبتنی بر دادههای واقعی عرضه و تقاضا باشد.
سقف قیمت؛ راهکاری برای شرایط خاص
یکی از گزینههایی که میتواند برای محصولات دارای رقابتهای مزمن مورد بررسی قرار گیرد، تعیین سقف قیمت یا سقف رقابت است.
البته چنین ابزاری نباید به شکل دستوری و یکسان برای تمام محصولات اعمال شود؛ زیرا تعیین سقف غیرواقعی میتواند خود موجب کاهش عرضه و ایجاد بازار غیررسمی شود.
سقف قیمت میتواند به صورت شناور و بر اساس قیمت جهانی، نرخ ارز، هزینه تولید و شرایط عرضه و تقاضای هر محصول تعیین شود تا هم تولیدکننده انگیزه عرضه داشته باشد و هم صنایع پاییندستی از رقابتهای غیرمتعارف مصون بمانند.
هژبری تأکید کرد: سقف قیمت را نمیتوان به عنوان نسخهای عمومی برای کل بازار پیشنهاد کرد، اما برای محصولاتی که به شکل مستمر با رقابتهای بسیار بالا مواجه هستند، میتوان یک سقف شناور و متناسب با شرایط بازار طراحی کرد. مهم این است که سیاستگذار میان محصولات مختلف تفکیک قائل شود.
مزیت پتروشیمی باید به کل زنجیره منتقل شود
ایران یکی از کشورهای مهم تولیدکننده نفت، گاز و محصولات پتروشیمی است و دسترسی به خوراک هیدروکربوری و ظرفیت گسترده تولید پتروشیمی باید برای صنایع کشور یک مزیت رقابتی ایجاد کند.
اگر صنایع پاییندستی برای خرید مواد اولیه داخلی ناچار به پرداخت قیمتهایی بسیار بالاتر از قیمت جهانی باشند، بخشی از این مزیت در همان ابتدای زنجیره از بین میرود. افزایش هزینه مواد اولیه نیز در نهایت به قیمت محصول نهایی منتقل خواهد شد.
هژبری در پایان گفت: هدف سیاستگذاری نباید حذف رقابت یا سرکوب قیمت باشد؛ هدف باید ایجاد تعادل در بازار باشد. اگر یک محصول به شکل مستمر با رقابتهای سنگین مواجه است، باید همزمان با مدیریت تقاضا، افزایش عرضه نیز مورد توجه قرار گیرد و در صورت نیاز برای محصولات خاص، ابزارهایی مانند سقف رقابت شناور طراحی شود.
وی افزود: در کشوری که از مزیت تولید نفت، گاز و محصولات پتروشیمی برخوردار است، منطقی نیست صنایع پاییندستی به دلیل نبود تعادل در بازار داخلی، مواد اولیه را به قیمتی بسیار بالاتر از قیمت جهانی خریداری کنند و در نهایت مصرفکننده نیز هزینه این ناکارآمدی را در قالب افزایش قیمت کالای نهایی پرداخت کند.
انتهای پیام/