۰۴:۲۵

۱۴۰۵/۰۶/۰۱

صفرِ موهوم در برابرِ ۱۳۰ میلیون بشکه؛ روایتِ ناتمامِ «قطعیِ صادرات»

درآمد نفتی
آنچه بر اثرِ محاصره‌یِ دریاییِ تنگه هرمز به صفر رسیده، «عبورِ نفت از خطِّ محاصره» است، نه «خودِ صادرات». تفاوتی بنیادین که متأسفانه در اظهاراتِ شتاب‌زده برخی مقامات، نادیده گرفته شده و بستری برایِ القایِ ضعف و دامن‌زدن به نگرانیِ عمومی فراهم آورده است.
کد خبر : ۹۱۰۹
به گزارش هاب صنعت؛

به نقل از «پشت پرده نفت»، این روزها، برخی محافلِ خبری و حتی مسئولانِ ارشدِ اقتصادی، ادعای «صفر شدنِ صادرات نفت ایران» را با جدیت تمام تکرار می‌کنند؛ ادعایی که در نگاهِ اول، شوک‌آور و بحران‌زا به نظر می‌رسد، اما در مواجهه با ارقامِ میدانی و گزارش‌هایِ معتبرِ بین‌المللی، بیش از یک اختلالِ محاسباتی یا مصداقی از تحریفِ واقعیت نیست. واقعیت این است که آنچه بر اثرِ محاصره‌یِ دریاییِ تنگه هرمز به صفر رسیده، «عبورِ نفت از خطِّ محاصره» است، نه «خودِ صادرات». تفاوتی بنیادین که متأسفانه در اظهاراتِ شتاب‌زده برخی مقامات، نادیده گرفته شده و بستری برایِ القایِ ضعف و دامن‌زدن به نگرانیِ عمومی فراهم آورده است.

درست است که از زمانی که تنگه هرمز عملاً به روی نفت‌کش‌هایِ حاملِ نفتِ ایران بسته شد، دیگر بشکه‌ای از این مسیرِ آبی عبور نکرده، اما این پایانِ ماجرا نیست. بر اساسِ آمارهایِ منتشرشده از سویِ مؤسساتِ معتبری مانندِ کپلر، ایران پیش از آغازِ محاصره، حدود ۱۳۰ میلیون بشکه نفت خام را در خارج از محدودهٔ تنگه، چه در مخازنِ شناور در آب‌هایِ آزاد و چه در انبارهایِ فراساحلی، ذخیره کرده بود. این حجمِ انباشته، به‌معنایِ ادامه صادرات، فارغ از وضعیتِ تردد در هرمز، تا مدت‌هاست. با فرضِ ادامه‌ صادراتِ روزانه‌ای حدود ۱.۱ میلیون بشکه از این ذخایر، تهران می‌تواند تا اواسطِ آبان‌، بدونِ نیاز به عبورِ یک بشکه تازه از تنگه، جریانِ صادراتِ خود را حفظ کند.

اما این تنها بخشِ اولِ معادله است. بخشِ دوم، به مکانیزمِ تأخیرِ دو ماهه در بازگشتِ ارزِ حاصل از فروشِ نفت مربوط می‌شود. بدین‌معنا که درآمدِ نفتیِ حاصل از صادراتِ امروز، با فاصله‌ای حدود دو ماه به حسابِ ایران واریز می‌شود. بنابراین، حتی اگر صادراتِ جدیدی هم صورت نگیرد (که چنین نیست)، جریانِ ورودیِ ارز تا اواسطِ دی ادامه خواهد یافت. این یعنی نه‌تنها صادراتِ نفت «صفر» نشده، بلکه درآمدِ ارزیِ حاصل از آن نیز برایِ ماه‌هایِ آتی، تضمین شده است. جالب‌تر اینکه به گزارشِ برخی منابع، درآمدِ فروشِ نفت در ماه‌هایِ گذشته، به‌دلیلِ افزایشِ قیمتِ جهانی و مدیریتِ هوشمندانهٔ ذخایر، از پیش‌بینیِ بودجه‌ای نیز فراتر رفته و عملاً کسریِ ارزیِ فوری را به حاشیه رانده است.

از سویِ دیگر، آمارهایِ کپلر از وجودِ حدود ۸۳ میلیون بشکه نفتِ شناور (روی آب) در اختیارِ ایران حکایت دارد؛ نفت‌هایی که در خارج از محدودهٔ محاصره، در انتظارِ مشتری یا انتقال به مقاصدِ نهایی به سر می‌برند. این حجم، به‌تنهایی برایِ تأمینِ صادراتِ ۷۵ روزِ دیگر کافی است؛ بازه‌ای که ایران را از هرگونه شوکِ ارزیِ ناگهانی مصون نگه می‌دارد و امکانِ برنامه‌ریزی برایِ مدیریتِ تنش‌هایِ آتی را فراهم می‌آورد.

حال، با این ارقامِ روشن و غیرقابل‌انکار، پرسش اینجاست که چرا برخی بر اعلامِ «صفر شدنِ صادرات» اصرار دارند؟ آیا این ادعا، زاییدهٔ یک محاسبهٔ اشتباه است، یا سعی در القایِ فضایِ تسلیم‌طلبی و تضعیفِ روحیهٔ ملی دارد؟ به‌ویژه آنکه این ادعا در آستانهٔ انتخاباتِ میان‌دوره‌ایِ کنگرهٔ آمریکا در نوامبر مطرح می‌شود؛ زمانی که ایران با برخورداری از ابتکارِ عملِ اقتصادی و نظامی، می‌تواند بر معادلاتِ سیاسیِ واشنگتن تأثیر بگذارد. القایِ ضعفِ اقتصادی، در این مقطع، نه تنها خلافِ واقعیت است، بلکه به‌معنایِ ازدست‌دادنِ یکی از مهم‌ترین برگ‌هایِ چانه‌زنیِ تهران در برابرِ غرب خواهد بود.

بنابراین، آنچه امروز در فضایِ رسانه‌ایِ کشور دست‌به‌دست می‌شود، نه یک هشدارِ واقعی، که یک خطایِ راهبردیِ محاسباتی یا حتی یک موج‌سازیِ عمدی است. صادراتِ نفت ایران، با تکیه بر ذخایرِ انباشته‌شده و مکانیزمِ تأخیرِ ارزی، همچنان ادامه دارد و تا ماه‌هایِ آینده، از توانِ تأمینِ ارزِ کشور برخوردار است. پس بهتر است به‌جایِ دامن‌زدن به فضایِ شکنندگی و ترس، بر واقعیت‌هایِ میدانی تکیه کنیم و اجازه ندهیم که اظهاراتِ غیردقیق، ابتکارِ عملِ ملی را به پایِ میزِ مذاکره بسوزاند. زیرا که نفتِ ما، چه در مخازنِ شناورِ خلیج‌فارس و چه در انبارهایِ فراساحلی، همچنان در حرکت است؛ حرکتی که تا زمانی که ارادهٔ صادرکننده پابرجاست، با عددِ صفر، نسبتی ندارد.

انتهای پیام/


گزارش خطا
ارسال نظر
captcha