به نقل از خبرگزاری فارس، بازار جهانی نفت این روزها در گیرودار یکی از پیچیدهترین بحرانهای تاریخ مدرن خود گرفتار شده است.
از یک سو، تنگه هرمز عملاً بسته شده و عبور نفتکشها از این شاهرگ حیاتی به شدت محدود گردیده است. از سوی دیگر، اعلام محاصره عربستان توسط یمن، معادلات را پیچیدهتر کرده است.
به نظر میرسد جهان در آستانهی یک «توفان کامل» انرژی قرار گرفته است.
قیمت نفت؛ آرامش قبل از طوفان
قیمت نفت برنت در روزهای اخیر در مرز ۹۰ دلار در هر بشکه در نوسان بوده است.
این رقم در حالی ثبت میشود که بسیاری از تحلیلگران پیشبینی میکردند با بسته شدن تنگه هرمز، قیمتها به مراتب بیش از این مقدارخواهد بود.
اما آنچه تاکنون از یک فاجعهی تمامعیار جلوگیری کرده، ترکیبی از دو عامل کلیدی بوده است.
از یک سو، آزادسازی بیسابقهی ذخایر استراتژیک آمریکا و از سوی دیگر، کاهش چشمگیر واردات نفت چین. اما هر دوی این ضربهگیرها رو به اتمام هستند.
غارهای نمکی؛ گنجینهای که رو به ته نشسته است
برای درک عمق بحران فعلی، باید نگاهی دقیقتر به ساختار فیزیکی ذخایر استراتژیک نفت آمریکا انداخت.
برخلاف تصور عموم که گمان میکنند نفت در مخازن فولادی یا تانکرهای عظیم ذخیره میشود، واقعیت بسیار متفاوت است.
ذخیره استراتژیک نفت آمریکا (SPR) در ۶۰ غار نمکی در اعماق زمین، در چهار سایت واقع در ایالتهای تگزاس و لوئیزیانا ذخیره شده است.
این غارها در واکنش به تحریم نفتی ۱۹۷۳-۱۹۷۴ اعراب و بر اساس قانون سیاست و صرفهجویی انرژی در سال ۱۹۷۵ تأسیس شدهاند.
هر یک از این غارها شکلی استوانهای و عمودی دارند که با روش «انحلال نمک» (Solution Mining) در دل گنبدهای نمکی ایجاد شدهاند. قطر هر غار حدود ۲۰۰ فوت (۶۰ متر) و ارتفاع آن حدود ۲۵۵۰ فوت (۷۷۷ متر) است.
برای درک عظمت این غارها، کافی است بدانید که یک برج به راحتی درون هر یک از آنها جا میگیرد. حداکثر ظرفیت طراحیشدهی این مخازن حدود ۷۱۴ میلیون بشکه نفت است.
وضعیت فعلی؛ اعداد و ارقام هشداردهنده
بر اساس آخرین دادههای اعلام شده ذخیره استراتژیک نفت امریکا به کمتر از ۳۰۰ میلیون بشکه کاهش یافته است که پایینترین سطح از سال ۱۹۸۳ محسوب میشود.
از زمان آغاز درگیری آمریکا با ایران در اواخر فوریه ۲۰۲۶، مجموع ذخایر راهبردی نفت این کشور بیش از ۱۲۰ میلیون بشکه کاهش یافته که در تاریخ ذخیرهسازی نفت ایالات متحده بیسابقه است.
اما نکتهی کلیدی و هشداردهنده اینجاست که همهی این ۳۰۰ میلیون بشکه قابل برداشت نیست.
تحلیلگران جیپیمورگان هشدار دادهاند که غارهای نمکی برای حفظ ثبات فیزیکی لایههای سنگی، نیاز به حداقل ۱۵۰ تا ۱۶۰ میلیون بشکه «نفت سقفی» (Roof Oil) دارند، یعنی نفتی که هرگز قابل پمپاژ نیست.
با نرخ برداشت فعلی (بیش از ۵ میلیون بشکه در هفته) و با توجه به خط قرمز قانونی ۲۵۲ میلیون بشکه، SPR حدود ۳ ماه تا رسیدن به آستانه بحرانی فاصله دارد.
چین؛ شریک کاهشدهندهای که به نقطهی پایان رسیده است
در دوران اوج قیمتها، چین نقشی کلیدی در کنترل قیمت نفت ایفا کرد.
واردات نفت خام چین در ژوئن ۲۰۲۶ به ۷.۱۲ میلیون بشکه در روز رسید که ۴۱.۳ درصد کمتر از سال قبل و پایینترین سطح از اکتبر ۲۰۱۶ است. اما این کاهش واردات هزینهی سنگینی برای چین داشته است.
«چین با محدودیتهای مداوم بر صادرات فرآوردههای نفتی و تقاضای داخلی ضعیف سوخت، به محدود کردن تولید پالایشگاهها و در نتیجه خرید نفت خام ادامه میدهد.».
اما چین نمیتواند این روند را تا ابد ادامه دهد. رشد اقتصادی این کشور به شدت به انرژی وابسته است و کاهش واردات به معنای کاهش فعالیت صنعتی و ریاضت اقتصادی است.
چین در بلندمدت، منافع ملی خود را بر سیاستهای آمریکا ترجیح خواهد داد و به ناچار برای حفظ رشد اقتصادی خود، واردات را افزایش خواهد داد.
بازگشت چین به سطح واردات پیشین، خود به تنهایی میتواند فشار تقاضای عظیمی به بازار نفت وارد کند.
تهدید بابالمندب؛ دومین شاهرگ در تیررس
در کنار بحران تنگه هرمز، بسته شدن تنگه بابالمندب نیز معادلات را پیچیدهتر کرده است.
این تنگه به طور معمول حدود ۱۲ درصد از تجارت جهانی و ۵ درصد از تولید نفت جهان را عبور میدهد. بسته شدن کامل آن میتواند جریان نفت به میزان ۷.۴ میلیون بشکه در روز یا حدود ۷ درصد از تولید جهانی را مختل کند.
نکتهی کلیدی اینجاست که عربستان سعودی در پاسخ به بسته شدن تنگه هرمز، بخش قابل توجهی از صادرات نفت خام خود را از طریق دریای سرخ و بندر ینبع هدایت کرده است.
اما بندر ینبع برای دسترسی به بازارهای شرق دنیا، ناگزیر از عبور از بابالمندب است.
با بسته شدن همزمان دو تنگه و ایجاد اختلال در بندر ینبع، مجموعاً حدود ۲۷ تا ۳۰ میلیون بشکه نفت در روز، یعنی بیش از ۲۵ درصد از کل نفت و گاز جهان، از بازار حذف خواهد شد.
در چنین سناریویی، قیمت نفت بنابر برخی تحلیلها حتی میتواند از مرز ۱۵۰ دلار در هر بشکه عبور کند.
گرفتاری آمریکا در تله تصمیمات خود
آمریکا در بحران کنونی، عملاً تمام ابزارهای کلاسیک مهار قیمت را در حال ازدست دادن است.
ذخایر استراتژیک نفت این کشور که زمانی ضربه گیری کم نظیر در برابر شوکهای نفتی محسوب میشد، اکنون با کمتر از ۳۰۰ میلیون بشکه، به پایینترین سطح طی ۴۳ سال اخیر سقوط کرده و به دلیل محدودیتهای فنی و زمینشناسی غارهای نمکی عملاً بخش قابلتوجهی از این مقدار، قابل برداشت نیست.
این در حالی است که چین نیز که تاکنون با کاهش ۴۱ درصدی واردات خود، نقش مهمی در کنترل قیمتها ایفا کرده، به دلیل آسیب به رشد اقتصادی خود، دیگر توان ادامهی این ریاضت را ندارد و به ناچار برای حفظ صنعت و اشتغال خود، به سطح واردات پیشین بازخواهد گشت، عاملی که خود به تنهایی میتواند فشار تقاضای عظیمی به بازار جهانی وارد کند.
در چنین فضایی، هرگونه تشدید تنش و بسته شدن کامل تنگه بابالمندب که هماکنون ۷.۴ میلیون بشکه نفت در روز و ۲۵ درصد از نیاز الانجی اروپا را از مسیر خود عبور میدهد، میتواند جهان را با کمبودی تاریخی و قیمتهایی فراتر از ۱۵۰ دلار مواجه سازد.
بدین ترتیب، واشنگتن خود را در تلهای از جنس تصمیمات گذشته گرفتار میبیند. از یک سو، ذخایری که به زودی امکان برداشت ندارند و از سوی دیگر، متحدانی که قدرت خرید خود را از دست دادهاند.
این دقیقاً همان نقطهای است که میتواند قیمت بنزین را به کانون خشم عمومی و انتخابات میاندورهای بدل کند و جمهوریخواهان را در باتلاق خودساختهای که اکنون نه از جنس سیاست که از جنس زمینشناسی است، گرفتار سازد.
شاید تنها راه عقلانی برای کاخ سفید، کاهش تنشها باشد؛ پیش از آنکه غارهای نمکی، آخرین برگهای برندهی این قمار مرگبار را برای همیشه بر زمین بیندازند.
انتهای پیام/