تحولات اخیر در آبهای شمالی روسیه نشان میدهد که مسیر دریای شمال، که سالها بیشتر بهعنوان یک مسیر راهبردی و بالقوه برای تجارت بینالمللی شناخته میشد، در حال نزدیک شدن به مرحله بهرهبرداری تجاری گستردهتر است.
این مسیر با همکاری چین و روسیه میتواند در آینده بخشی از جریان تجارت میان آسیا و اروپا را از مسیرهای سنتی یعنی مسیر کانال سوئز، منحرف کند.
در تازهترین تحولات، گزارشها از حرکت دستکم هشت نفتکش روسی به سمت چین از عرضهای جغرافیایی بسیار شمالی حکایت دارد.
این نفتکشها که در مجموع نزدیک به یک میلیون تن نفت حمل میکنند، برای عبور از مناطق یخزده مجبور شدهاند حدود هزار کیلومتر مسیر خود را به سمت شمال تغییر دهند. عبور برخی نفتکشها از عرض جغرافیایی بیش از ۸۱.۵ درجه شمالی، اهمیت این تحول را دوچندان کرده است.
این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که پیش از این نیز یک کشتی کانتینری با عبور از مسیر دریای شمال، ارتباط دریایی میان آسیا و اروپا را از طریق آبهای قطبی تجربه کرده بود.
کشتی «استانبول بریج» پس از حرکت از چین و عبور از سواحل شمالی روسیه، در سفری ۲۸ روزه به بندر گدانسک لهستان رسید؛ مسیری که در مقایسه با مسیر سنتی کانال سوئز میتواند زمان حمل را کاهش دهد.
مسیر دریای شمال در امتداد سواحل شمالی روسیه قرار دارد و با عبور از اقیانوس منجمد شمالی، اقیانوس آرام را به اقیانوس اطلس متصل میکند.
کوتاهتر بودن این مسیر نسبت به مسیرهای سنتی، مهمترین مزیت آن برای تجارت شرق و غرب است؛ هرچند یخهای دریایی، شرایط سخت آبوهوایی، نیاز به کشتیهای مناسب و وابستگی به ناوگان یخشکن همچنان از موانع اصلی توسعه آن محسوب میشود.
چین نیز طی سالهای گذشته توسعه مسیرهای قطبی را در چارچوب راهبرد گستردهتر خود برای تنوعبخشی به مسیرهای تجارت خارجی دنبال کرده است. کاهش وابستگی به مسیرهای پرترافیک و پرریسک و ایجاد گزینههای جدید برای دسترسی به بازار اروپا، از مهمترین مزایای اقتصادی مسیر شمالی برای پکن به شمار میرود.
در سوی دیگر، روسیه با توجه به تحریمهای غرب و تغییر جهت تجارت انرژی خود به سمت آسیا، انگیزه بالایی برای توسعه مسیر دریای شمال دارد. مسکو با توسعه بنادر شمالی، تقویت ناوگان یخشکن و افزایش زیرساختهای لجستیکی، تلاش میکند این مسیر را به یکی از محورهای اصلی صادرات انرژی و کالا تبدیل کند.
در این میان، حمل نفت روسیه به چین از آبهای قطبی اهمیت ویژهای دارد. حرکت نفتکشها در عرضهای جغرافیایی بسیار بالا نشان میدهد مسیر دریای شمال دیگر صرفاً یک پروژه زیرساختی آیندهنگر نیست و بهتدریج در حال ورود به معادلات واقعی تجارت انرژی است.
از سوی دیگر، حمله اخیر اوکراین به بندر نووروسییسک و آسیب به بخشی از زیرساختهای تجاری و نفتی این بندر، بار دیگر آسیبپذیری مسیرهای سنتی روسیه در دریای سیاه را نشان داده است. آسیب به تأسیسات غلات و ترمینال نفتی شسخاریس میتواند اهمیت مسیرهای جایگزین برای صادرات روسیه را افزایش دهد.
مجموع این تحولات نشان میدهد رقابت برای شکلدهی به مسیرهای جدید تجارت جهانی وارد مرحله تازهای شده است. مسیر دریای شمال احتمالاً در کوتاهمدت جایگزین کامل کانال سوئز نخواهد شد، اما توسعه آن میتواند یک مسیر مکمل و راهبردی برای تجارت چین، روسیه و اروپا ایجاد کند.
در چنین شرایطی، جاده ابریشم یخی دیگر تنها یک ایده ژئوپلیتیکی نیست؛ بلکه در حال تبدیل شدن به بخشی از نقشه واقعی تجارت جهانی است.
مسیری که در صورت تداوم کاهش یخهای قطبی و سرمایهگذاری در زیرساختهای شمال روسیه، میتواند در دهههای آینده معادلات حملونقل دریایی جهان را تغییر دهد.
انتهای پیام/