۲۲:۵۴

۱۴۰۵/۰۴/۲۰

خاموشی فلر‌ها باعث روشنایی زمستان می‌شود

مشعل
هر زمستان، صنایع ایران قربانی کمبود گاز می‌شوند، اما هم‌زمان در میادین نفتی جنوب، گازی معادل نیاز چند استان می‌سوزد و به آسمان می‌رود. این یک تراژدی اقتصادی نیست، یک انتخاب اشتباه است.
کد خبر : ۷۹۳۱
به گزارش هاب صنعت؛

به نقل از خبرگزاری مهر، ناترازی گاز طبیعی در ایران دیگر یک بحران فصلی نیست، بلکه به یک چالش ساختاری و مزمن تبدیل شده که هر زمستان، با قطع گاز صنایع، کاهش تولید و افت فشار در شبکه، تبعات خود را بر اقتصاد ملی تحمیل می‌کند. در این میان، یک ثروت عظیم، اما مغفول، هر روز در میادین نفتی جنوب و غرب کشور در مشعل‌ها می‌سوزد و به هدر می‌رود؛ گاز‌های همراه نفت. پرسش کلیدی این است که چرا باید صنایع کشور در سرما تعطیل شوند، در حالی که میلیارد‌ها متر مکعب گاز در کنار چاه‌های نفت به آسمان فرستاده می‌شود؟

بر اساس آمار‌های رسمی، ایران همواره در شمار سه کشور نخست جهان از نظر حجم گازسوزی در مشعل‌ها یا همان فلرینگ قرار داشته است. این حجم عظیم گاز که سالانه معادل ده‌ها میلیارد متر مکعب برآورد می‌شود، نه‌تنها یک منبع درآمد بالقوه و پشتوانه‌ای برای امنیت انرژی کشور است، بلکه با سوزاندن آن، عملاً سرمایه‌ای ملی بر باد می‌رود. نکته تأسف‌بار این است که این اتلاف درست زمانی رخ می‌دهد که صنایع بزرگ کشور، از فولاد و سیمان گرفته تا نیروگاه‌ها و پتروشیمی‌ها، به دلیل کمبود گاز مجبور به کاهش ظرفیت یا توقف کامل تولید می‌شوند.

البته حرکت به سمت جمع‌آوری گاز‌های همراه، در سال‌های اخیر شتاب بیشتری گرفته و پروژه‌های متعددی در استان‌های خوزستان، بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد در حال اجرا است. ویژگی متمایز این پروژه‌ها نسبت به طرح‌های عظیم توسعه میادین گازی، مقیاس متوسط، پراکندگی جغرافیایی و نیاز به سرمایه‌گذاری هدفمند است. این ویژگی‌ها باعث شده که با وجود تنگنا‌های مالی و تحریم‌ها، امکان پیشرفت و بهره‌برداری از آنها در بازه‌های زمانی کوتاه‌تر فراهم باشد.

برآورد‌ها نشان می‌دهد که با تکمیل فاز‌های اصلی این طرح‌ها، می‌توان روزانه ده‌ها میلیون متر مکعب گاز شیرین‌شده و قابل مصرف را وارد مدار کرد؛ رقمی که معادل مصرف گاز چند استان صنعتی کشور است و می‌تواند در فصل سرما، به معنای واقعی کلمه، بار سنگینی را از روی شبکه سراسری گاز بردارد.

از منظر تحلیل هزینه-فایده نیز، گازی که از دل فلر‌ها بازیافت می‌شود، هزینه تمام‌شده‌ای به مراتب پایین‌تر از توسعه یک میدان گازی جدید دارد. زیرساخت‌های اصلی چاه، تا حدی تأسیسات جداسازی اولیه و حتی برخی خطوط لوله کوتاه‌برد موجود است و صرفاً نیازمند تکمیل فرآورش و اتصال به شبکه یا مصرف‌کننده نهایی است. در شرایطی که منابع سرمایه‌گذاری محدود است، این یک مزیت راهبردی به شمار می‌آید.

یکی از بزرگ‌ترین تبعات ناترازی گاز، تحمیل شوک‌های مکرر به بخش تولید است. وقتی یک واحد فولادی یا پتروشیمی نمی‌داند در دی و بهمن ماه به گاز دسترسی خواهد داشت یا نه، عملاً امکان برنامه‌ریزی تولید، بازاریابی صادراتی و حتی حفظ نیروی کار ماهر از آن سلب می‌شود. این عدم قطعیت، مهم‌ترین عامل بازدارنده در سرمایه‌گذاری صنعتی جدید است.

اینجاست که گاز‌های همراه می‌توانند نقشی فراتر از یک منبع سوخت ایفا کنند، آنها می‌توانند سپر ثبات صنایع باشند. اگر این گاز‌ها به‌طور هدفمند و از طریق قرارداد‌های بلندمدت و شفاف به صنایع انرژی‌بر و نیروگاه‌های مجاور میادین نفتی اختصاص یابد، دو اتفاق بزرگ رخ می‌دهد. اول اینکه فشاری که بر شبکه سراسری برای تأمین صنایع دوردست وجود دارد، کاهش می‌یابد و گاز بیشتری به مصارف خانگی و تجاری اختصاص پیدا می‌کند و دیگر اینکه صنایع به یک منبع پایدار و قابل اتکا دست می‌یابند که چرخ تولید را حتی در اوج زمستان فعال نگه می‌دارد. این پایداری، مستقیماً به حفظ اشتغال، تداوم صادرات و جلوگیری از افزایش قیمت‌های ناشی از کمبود عرضه منجر می‌شود.

تأمین گاز نیروگاه‌ها از محل گاز‌های همراه، یک مزیت جانبی دیگر نیز دارد و آن کاهش نیاز به مصرف سوخت‌های مایع سنگین مانند مازوت است. این امر به طور همزمان به کاهش هزینه‌های دولت، کاهش آلودگی هوای کلان‌شهر‌ها و بهبود تراز زیست محیطی کشور یاری می‌رساند.

مفهوم Zero Flaring یا هیچ فلری نسوزد، یک شعار آرمانی نیست، بلکه یک چارچوب فکری و اقتصادی مدرن است. در این نگاه، هر متر مکعب گازی که سوزانده می‌شود، نه‌تنها یک فرصت از دست رفته برای خلق ارزش، بلکه یک هزینه اجتماعی و زیست‌محیطی تحمیلی بر سلامت مردم مناطق نفت‌خیز است.

فناوری‌های امروزی این امکان را فراهم کرده‌اند که حتی گاز‌های با حجم کم و از میادین پراکنده نیز صرفه اقتصادی داشته باشند. واحد‌های سیار فرآورش، مینی‌ال‌ان‌جی (Mini-LNG)‌های کوچک‌مقیاس، فناوری تبدیل گاز به فرآورده‌های با ارزش‌افزوده بالاتر (GTL) و حتی استفاده از هوش مصنوعی برای مدیریت و بهینه‌سازی شبکه جمع‌آوری، همگی راه‌حل‌هایی عملی و در دسترس هستند. این فناوری‌ها به شرکت‌های نفت و گاز اجازه می‌دهند تا نه‌تنها از هدررفت منبع جلوگیری کنند، بلکه با تولید محصولات جدید مانند میعانات گازی، LPG و حتی برق، جریان‌های درآمدی متنوعی ایجاد نمایند.

گزارش‌های رسمی و اظهارات کارشناسی به وضوح نشان می‌دهند که ریشه ناترازی گاز، نه در نبود منبع، بلکه در مدیریت مصرف، فرسودگی زیرساخت‌ها و ناتوانی در مهار اتلاف انرژی است. خاموشی فلرها، گرچه یک پروژه تعریف می‌شود، اما در ذات خود یک راهبرد ملی است که می‌تواند هم‌زمان چند گره کور اقتصاد انرژی را باز کند مانند افزایش عرضه بدون نیاز به سرمایه‌گذاری سنگین در اکتشاف و توسعه میادین جدید، کاهش ناترازی شبکه، تضمین پایداری تولید صنعتی و بهبود شاخص‌های زیست‌محیطی.

ثبات در سیاست‌گذاری یکی از پیش شرط‌های تحقق این اصل راهبردی است. بخش خصوصی زمانی سرمایه‌های خود را وارد این پروژه‌ها می‌کند که تضمین بگیرد گاز تولیدی، خریداری خواهد شد و قوانین بازی با تغییر دولت‌ها یا فصل‌ها عوض نمی‌شود.

از سوی دیگر قیمت‌گذاری شفاف و جذاب نیز می‌تواند پیش شرط مفروض بعدی باشد. باید میان هزینه فرصت گاز سوخته شده و قیمت فروش آن به صنایع، تعادلی برقرار شود که انگیزه سرمایه‌گذاری را ایجاد کند.

همچنین ضرورت دارد به که صنایع مولد اولویت‌دهی شود. تخصیص این گاز باید با اولویت صنایعی انجام شود که بیشترین ارزش افزوده، اشتغال و پیوند را با زنجیره تأمین داخلی دارند.

در نهایت، خاموش کردن شعله‌های فلرها، خاموش کردن موتور صنایع در زمستان نیست، بلکه برعکس، روشن نگه داشتن چرخ‌های تولید با استفاده از ثروتی است که تا دیروز در آسمان محو می‌شد. این مسیر، هوشمندانه‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه برای عبور از بحران ناترازی و ساختن آینده‌ای با انرژی پایدار و مطمئن برای اقتصاد ایران است.

انتهای پیام/


گزارش خطا
ارسال نظر
captcha