۲۲:۵۸

۱۴۰۵/۰۴/۰۸

گاز‌های مشعل چگونه پشتوانه پیک مصرف گاز کشور می‌شود؟

مشعل
با جمع‌آوری و فرآورش گاز‌های همراه نفت، می‌توان بخشی از کمبود زمستانی شبکه گاز کشور را جبران و فلرینگ را کاهش داد.
کد خبر : ۷۶۸۰
به گزارش هاب صنعت؛

به نقل از خبرگزاری مهر، افزایش انعطاف‌پذیری شبکه گاز کشور به یکی از مهم‌ترین ضرورت‌های امنیت انرژی تبدیل شده است. رشد مصرف خانگی در زمستان، محدودیت تولید از برخی میادین، افت فشار در خطوط انتقال و نیاز هم‌زمان صنایع و نیروگاه‌ها به سوخت پایدار، باعث شده مدیریت پیک مصرف گاز به یک مسئله راهبردی تبدیل شود. در چنین شرایطی، گاز‌های همراه نفت که سال‌ها بخشی از آنها در مشعل‌ها سوزانده شده‌اند، می‌توانند از یک منبع هدررفته به یک ظرفیت مکمل برای شبکه گاز تبدیل شوند. استفاده هدفمند از گاز‌های همراه، علاوه بر افزایش عرضه در دوره‌های اوج مصرف، به کاهش آلودگی، افزایش بهره‌وری میادین نفتی و تقویت تاب‌آوری شبکه انرژی کشور کمک می‌کند.

گاز‌های همراه؛ ظرفیت پنهان برای تقویت شبکه گاز کشور

گاز‌های همراه نفت، گاز‌هایی هستند که هم‌زمان با تولید نفت خام از مخازن خارج می‌شوند. این گاز‌ها معمولاً ترکیبی از متان، اتان، پروپان، بوتان، میعانات گازی، دی‌اکسیدکربن، سولفید هیدروژن و بخار آب هستند. در صورت نبود زیرساخت جمع‌آوری و فرآورش، بخشی از این گاز‌ها در محل تولید سوزانده می‌شوند؛ فرآیندی که به نام فلرینگ شناخته می‌شود. فلرینگ نه‌تنها اتلاف یک منبع ارزشمند انرژی است، بلکه موجب انتشار گاز‌های گلخانه‌ای و آلاینده‌های محلی نیز می‌شود.

در کشوری که شبکه گاز گسترده‌ای دارد و بخش بزرگی از مصرف انرژی آن به گاز طبیعی وابسته است، تبدیل گاز‌های همراه به منبع مکمل می‌تواند نقشی تعیین‌کننده داشته باشد. در زمان اوج مصرف زمستانی، اولویت تأمین گاز معمولاً با بخش خانگی است و در نتیجه صنایع، پتروشیمی‌ها، نیروگاه‌ها و برخی واحد‌های تولیدی با محدودیت گاز روبه‌رو می‌شوند. اگر گاز‌های همراه جمع‌آوری، شیرین‌سازی، خشک‌سازی و به استاندارد شبکه نزدیک شوند، می‌توانند بخشی از نیاز مصرف‌کنندگان صنعتی یا نیروگاهی را تأمین کنند و فشار بر شبکه سراسری را کاهش دهند.

البته گاز همراه را نمی‌توان بدون فرآورش وارد شبکه کرد. کیفیت این گاز باید از نظر میزان گوگرد، رطوبت، ترکیب هیدروکربنی، ارزش حرارتی و فشار عملیاتی کنترل شود. به همین دلیل، نخستین گام در استفاده از گاز‌های همراه، ایجاد سامانه‌های جمع‌آوری در میادین نفتی است. این سامانه‌ها شامل خطوط لوله کوتاه‌برد، کمپرسورها، واحد‌های جداسازی مایعات، شیرین‌سازی، نم‌زدایی و تجهیزات کنترل فشار هستند. پس از فرآورش، گاز می‌تواند به سه مسیر اصلی هدایت شود: تزریق به شبکه گاز، مصرف در نیروگاه‌های محلی یا تبدیل به محصولات با ارزش افزوده مانند مایعات گازی، متانول یا خوراک پتروشیمی.

مزیت مهم گاز‌های همراه این است که در بسیاری از میادین نفتی، تولید آنها هم‌زمان با تولید نفت ادامه دارد؛ بنابراین منبعی پایدار و قابل برنامه‌ریزی محسوب می‌شوند. اگر پروژه‌های جمع‌آوری گاز‌های همراه با برنامه تولید نفت هماهنگ شوند، می‌توان از این گاز به‌عنوان پشتوانه عرضه در مناطق نزدیک به میادین نفتی استفاده کرد. این موضوع به‌ویژه در جنوب و غرب کشور اهمیت دارد؛ مناطقی که هم تولید نفت در آنها بالاست و هم امکان اتصال به صنایع انرژی‌بر، پالایشگاه‌ها، پتروشیمی‌ها و نیروگاه‌ها وجود دارد.

از منظر اقتصادی نیز جلوگیری از سوزاندن گاز‌های همراه، صرفاً یک اقدام زیست‌محیطی نیست؛ بلکه یک فرصت درآمدی است. گازی که در مشعل می‌سوزد، می‌تواند به خوراک پتروشیمی، سوخت نیروگاهی، گاز شهری یا محصول صادراتی تبدیل شود. کاهش فلرینگ همچنین می‌تواند در آینده برای کشور از نظر تعهدات محیط‌زیستی، بازار‌های کربن و اعتبار بین‌المللی صنعت انرژی اهمیت بیشتری پیدا کند. بنابراین، جمع‌آوری گاز‌های همراه هم‌زمان سه هدف را دنبال می‌کند: افزایش امنیت انرژی، کاهش آلودگی و ایجاد ارزش اقتصادی.

مسیر‌های عملی تبدیل گاز‌های همراه به منبع مکمل پیک مصرف

برای آنکه گاز‌های همراه در زمان اوج مصرف به کمک شبکه گاز کشور بیایند، تنها احداث چند واحد جمع‌آوری کافی نیست. این هدف نیازمند طراحی یک زنجیره کامل از تولید تا مصرف است. در این زنجیره، محل میدان نفتی، فاصله تا شبکه سراسری، کیفیت گاز، حجم تولید، نیاز منطقه‌ای و هزینه انتقال باید در کنار هم بررسی شوند.

نخستین مسیر، اتصال مستقیم گاز همراه فرآورش‌شده به شبکه گاز است. این روش در میادینی که به خطوط انتقال نزدیک هستند، اقتصادی‌تر و سریع‌تر قابل اجراست. گاز پس از عبور از واحد‌های شیرین‌سازی و نم‌زدایی، با فشار مناسب وارد خطوط انتقال یا شبکه منطقه‌ای می‌شود. این مدل می‌تواند در دوره‌های سرد سال، بخشی از افت عرضه را جبران کند. با این حال، اتصال به شبکه نیازمند رعایت استاندارد‌های سخت‌گیرانه کیفیت گاز است؛ زیرا ورود گاز نامناسب می‌تواند به خوردگی خطوط، اختلال در تجهیزات مصرف‌کنندگان و کاهش پایداری شبکه منجر شود.

مسیر دوم، مصرف محلی گاز همراه در نیروگاه‌های کوچک و متوسط است. در این روش، گاز در نزدیکی میدان نفتی به برق تبدیل می‌شود و برق تولیدی به شبکه برق منطقه‌ای تزریق می‌شود. مزیت این گزینه آن است که به جای انتقال گاز در مسافت‌های طولانی، انرژی به شکل برق منتقل می‌شود. این روش برای میادین دور از شبکه گاز یا مناطقی که با کمبود برق روبه‌رو هستند، کارآمد است. همچنین در زمان پیک مصرف گاز، تولید برق محلی با گاز همراه می‌تواند نیاز نیروگاه‌های بزرگ به گاز شبکه را کاهش دهد.

مسیر سوم، تبدیل گاز همراه به CNG یا LNG در مقیاس کوچک است. در مناطقی که احداث خط لوله توجیه اقتصادی ندارد، می‌توان گاز را فشرده یا مایع کرد و با ناوگان مخصوص به نقاط مصرف منتقل کرد. هرچند این روش نسبت به خط لوله هزینه عملیاتی بیشتری دارد، اما برای منابع پراکنده و حجم‌های متوسط انعطاف‌پذیری بالایی ایجاد می‌کند. استفاده از Mini-LNG یا CNG حمل‌شونده می‌تواند برای تأمین سوخت صنایع دورافتاده، شهرک‌های صنعتی یا نیروگاه‌های کوچک در دوره‌های بحران مفید باشد.

مسیر چهارم، استفاده از گاز‌های همراه برای ذخیره‌سازی انرژی است. اگر گاز همراه در دوره‌های کم‌مصرف جمع‌آوری و فرآورش شود، می‌توان آن را در مخازن ذخیره‌سازی زیرزمینی تزریق کرد و در زمستان برداشت نمود. توسعه ذخیره‌سازی زیرزمینی گاز یکی از مهم‌ترین ابزار‌های افزایش انعطاف‌پذیری شبکه گاز است. کشور‌های دارای مصرف فصلی بالا معمولاً بخشی از گاز تابستانی را ذخیره و در زمستان وارد شبکه می‌کنند. در ایران نیز پیوند میان جمع‌آوری گاز‌های همراه و توسعه ذخیره‌سازی می‌تواند نقش مهمی در مدیریت پیک داشته باشد.

برای موفقیت این مسیرها، مدیریت هوشمند شبکه ضروری است. شبکه گاز باید بتواند عرضه‌های پراکنده را به‌صورت لحظه‌ای پایش و کنترل کند. استفاده از سامانه‌های SCADA، سنجش فشار و جریان، پیش‌بینی مصرف با داده‌های هواشناسی، مدل‌سازی رفتار مشترکان و کنترل هوشمند کمپرسور‌ها می‌تواند به افزایش پایداری شبکه کمک کند. در واقع، گاز‌های همراه زمانی به منبع مکمل مؤثر تبدیل می‌شوند که شبکه قابلیت جذب، توزیع و مدیریت این منابع را داشته باشد.

از سوی دیگر، مدل اقتصادی پروژه‌ها باید روشن باشد. جمع‌آوری گاز‌های همراه به سرمایه‌گذاری قابل توجه نیاز دارد و بخش خصوصی زمانی وارد این حوزه می‌شود که قرارداد خرید گاز، قیمت‌گذاری، تضمین برداشت، مشوق‌های کاهش فلرینگ و بازگشت سرمایه شفاف باشد. قرارداد‌های بلندمدت، امکان فروش گاز به صنایع نزدیک، مشارکت شرکت‌های پتروشیمی و نیروگاهی و استفاده از منابع مالی مرتبط با کاهش انتشار کربن می‌تواند اجرای این پروژه‌ها را تسریع کند.

نکته مهم دیگر، اولویت‌بندی میادین است. همه منابع گاز همراه از نظر اقتصادی و فنی یکسان نیستند. میادینی که حجم گاز همراه بالاتر، فاصله کمتر تا مصرف‌کننده، کیفیت مناسب‌تر و امکان اتصال سریع‌تر دارند، باید در اولویت قرار گیرند. این رویکرد باعث می‌شود پروژه‌ها زودتر به نتیجه برسند و اثر آنها در کاهش ناترازی گاز قابل مشاهده باشد.

تبدیل گاز‌های همراه نفت به منبع مکمل در زمان اوج مصرف، یکی از راهکار‌های مهم برای افزایش انعطاف‌پذیری شبکه گاز کشور است. این رویکرد می‌تواند بخشی از ناترازی فصلی گاز را کاهش دهد، سوخت پایدارتر برای صنایع و نیروگاه‌ها فراهم کند و از هدررفت منابع انرژی جلوگیری کند. با این حال، تحقق این هدف نیازمند نگاه پروژه‌ای و مقطعی نیست؛ بلکه باید در قالب یک سیاست ملی برای جمع‌آوری گاز‌های همراه، کاهش فلرینگ، توسعه فرآورش، ذخیره‌سازی و مدیریت هوشمند شبکه دنبال شود.

اگر گاز‌های همراه پس از فرآورش استاندارد به شبکه تزریق شوند، یا در نزدیکی میادین به برق، CNG، LNG و خوراک صنعتی تبدیل شوند، می‌توانند در روز‌های سرد سال به‌عنوان پشتوانه‌ای قابل اتکا عمل کنند. این ظرفیت به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که مصرف خانگی افزایش می‌یابد و شبکه برای تأمین هم‌زمان نیاز همه بخش‌ها تحت فشار قرار می‌گیرد.

در نهایت، استفاده از گاز‌های همراه فقط یک راهکار فنی برای افزایش عرضه گاز نیست؛ بلکه اقدامی اقتصادی، زیست‌محیطی و راهبردی است. کاهش فلرینگ، افزایش بهره‌وری میادین نفتی، تقویت امنیت انرژی و کاهش فشار بر شبکه سراسری، چهار دستاورد اصلی این سیاست به شمار می‌روند. با سرمایه‌گذاری هدفمند، قرارداد‌های شفاف و اولویت‌بندی میادین، گاز‌های همراه می‌توانند از حاشیه صنعت نفت به یکی از ابزار‌های اصلی مدیریت پیک مصرف گاز کشور تبدیل شوند.

انتهای پیام/


گزارش خطا
ارسال نظر
captcha