به نقل از خبرگزاری مهر، میدان نفتی آبتیمور، واقع در ۲۵ کیلومتری غرب اهواز، یکی از داراییهای استراتژیک صنعت نفت ایران محسوب میشود که به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه میان دو میدان مهم «منصوری» و «اهواز»، از پتانسیل بالایی برخوردار است. این میدان که در سال ۱۳۴۰ کشف و تولید آن از سال ۱۳۷۰ آغاز شد، هماکنون با ۵۳ حلقه چاه در سازندهای ایلام و سروک، روزانه حدود ۵۵ تا ۶۰ هزار بشکه نفت تولید میکند. با این حال، مطالعات فنی نشان میدهد ظرفیت واقعی این میدان بسیار فراتر از تولید فعلی بوده و پتانسیل افزایش تولید تا سقف ۳۰۰ تا ۴۵۰ هزار بشکه در روز را دارد.
اهمیت این میدان بهقدری است که در یک دهه گذشته، بسیاری از شرکتهای تراز اول بینالمللی برای توسعه آن ابراز علاقه کرده و تفاهمنامههایی (MOU) به امضا رساندهاند. شرکتهای خارجی مانند، پرتامینای اندونزی با پیشنهاد تولید ۳۵۰ هزار بشکه، لوکاویل روسیه با پیشنهاد تولید ۱۴۰ هزار بشکه و مرسک دانمارک با پیشنهاد برنامهریزی برای رسیدن به تولید ۴۵۰ هزار بشکه در روز نمونهای از این شرکتها هستند. از میان مجموعههای داخلی نیز شرکتهایی نظیر مپنا و مجموعههای تخصصی دیگر برای مطالعات و توسعه این میدان ورود کردهاند.
طی سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵، کمیتههای مشاوران مخزن شرکت ملی نفت ایران سناریوهای متعددی از تخلیه طبیعی تا تزریق آب و گاز را برای افزایش تولید به ۱۱۰ هزار بشکه در مرحله «Full-phase» طراحی کردند که نشاندهنده آمادگی زیرساختی و مطالعاتی کشور برای جهش در این میدان است.
میدان آبتیمور برخلاف بسیاری از میادین که دارای یک واحد مخزنی یکپارچه هستند، دارای ساختاری پیچیده است. وجود رودخانه کارون که میدان را به دو بخش تقسیم کرده، نه تنها یک چالش جغرافیایی، بلکه یک چالش مهندسی در مدیریت فشار مخزن است. این میدان در گروه سنگهای «بنگستان» قرار دارد که ویژگیهای خاص خود را در زمینه نفوذپذیری و جریان هیدروکربن دارد. تفاوت فاحش میان تولید فعلی (حدود ۶۰ هزار بشکه) و پتانسیل واقعی (بیش از ۴۰۰ هزار بشکه) نشاندهنده این است که میدان در وضعیت “Underdeveloped” یا توسعهنیافته قرار دارد. سناریوهای مطرح شده در سالهای اخیر نشان میدهند که برای رسیدن به پتانسیل واقعی، نیاز به اجرای همزمان چند پروژه احساس میشود. اجرای پروژه فرآوری مصنوعی (Artificial Lift) به منظور حفظ فشار مخزن در سناریوهای افزایش دبی، تزریق آب و گاز (Water/Gas Injection) جهت حفظ ضریب بازیافت (Recovery Factor) که در صورت عدم انجام صحیح، میتواند منجر به تخلیه سریع و ناگهانی مخزن شود و همچنین، حفاری چاههای توسعهای جدید به منظور رفع نیاز تعداد زیادی چاه در سازندهای ایلام و سروک برای پوشش کامل قلمرو میدان بخشی از پروژههای مورد نیاز جهت اجرا به شمار میروند.
آبتیمور به دلیل نزدیکی به میدانهای منصوری و اهواز، میتواند به عنوان یک میدان مکمل در شبکه انتقال نفت خوزستان عمل کند. توسعه صحیح آن، فشار بر زیرساختهای موجود را کاهش داده و پایداری تولید در منطقه را تضمین میکند.
با وجود سپری شدن سالها و طرح نام میدان در برنامههای دولت چهاردهم برای بازگشایی قفل سرمایهگذاری، اخیراً زمزمههایی درباره تلاش برای واگذاری توسعه این میدان به یک شرکت ترکیهای به نام VEO مطرح شده است. این موضوع موجی از نگرانی را در میان کارشناسان صنعت نفت ایجاد کرده است. بخشی از این نگرانیها حول محور فقدان صلاحیت فنی این شرکت میچرخد. بررسیهای عمومی نشان میدهد تخصص اصلی شرکت VEO در حوزههای عمرانی، سدسازی، تصفیهخانههای آب، راهآهن و زیرساختهای شهری است و هیچ کارنامه قابل استنادی در توسعه میادین بالادستی نفت و گاز، حفاریهای توسعهای یا مدیریت مخازن هیدروکربوری ندارد.
با بررسی دقیقتر سوابق و ماهیت فعالیتهای شرکت VEO، میتوان تضاد آشکاری میان ماهیت فعالیت و نیاز پروژه مشاهده کرد. رزومه VEO نشان میدهد که این شرکت در دسته شرکتهای EPC (Engineering, Procurement, and Construction) در حوزه زیرساختهای شهری و مدنی مانند ساخت جادهها، راهآهن و پروژههای عمرانی بزرگ، مهندسی محیط زیست و آب مانند طراحی و اجرای تصفیهخانههای فاضلاب، مدیریت پسماند و پروژههای سدسازی و تأسیسات شهری مثل زیرساختهای برقرسانی و سیستمهای فاضلاب شهری فعالیت کرده و میکند و در مقابل در سابقه فعالیت این شرکت، هیچ اشارهای به مواردی که جهت توسعه آبتیمور حیاتی هستند، مانند توانایی پیشبینی رفتار نفت در زیر زمین، تجربه کار با تجهیزات حفاری سنگین و چاههای عمیق، تجربه در طراحی واحدهای جداسازی نفت، گاز و آب و دانش فنی برای اجرای پروژههای تزریق گاز یا آب دیده نمیشود و وارد کردن شرکتی با این مشخصات به میدان آبتیمور، ریسکهای زیادی به همراه دارد. عدم توانایی در مدیریت واکنشهای پیچیده مخزن یکی از این ریسکها است که میتواند منجر به از دست رفتن ذخایر شود. ریسکهای زمانی و اقتصادی نیز نمونهای دیگر از ریسکهای احتمالی در این زمینه هستند.
از سوی دیگر، تجربیات گذشته صنعت نفت ایران نشان میدهد سپردن پروژههای راهبردی به شرکتهای فاقد صلاحیت، منجر به سالها وقتکشی، زیانهای هنگفت اقتصادی و حتی آسیبهای جبرانناپذیر به مخازن نفتی شده است که در نهایت به ابطال قراردادها انجامیده است. یکی از مهمترین انتقادات موجود در این راستا، این است که، وقتی شرکت ملی نفت ایران از طرحها و مطالعات شرکتهای معتبر (داخلی و خارجی) بهرهمند است، چرا باید به سمت گزینهای با کارنامه نامرتبط حرکت کند؟
برآوردها نشان میدهد، میدان آبتیمور یک پروژه عمرانی معمولی نیست که بتوان آن را به پیمانکاران غیرتخصصی سپرد؛ بلکه یک پروژه «ملی» است که مستقیماً با توان تولید و درآمد ارزی کشور گره خورده است. با توجه به شرایط حساس کنونی و ضرورت صیانت از زیرساختهای انرژی، انتظار کارشناسان از وزارت نفت و شرکت ملی نفت ایران این است که در گام ابتدایی جزئیات ارزیابی فنی و مالی گزینههای مطرح برای توسعه این میدان را بهصورت عمومی شفافسازی کنند چرا که هرگونه واگذاری مستلزم آن است که بر اساس کارنامه تخصصی در حوزه بالادستی نفت و گاز صورت گیرد. از سوی دیگر با توجه به موفقیتهای شرکتهای E&P داخلی، انتظار میرود اولویت با پیمانکاران دارای رزومه ثابتشده باشد تا از هرگونه اتلاف وقت و منابع ارزی در این زمینه جلوگیری شود. در نهایت، تکرار تجربیات تلخ گذشته در واگذاری به شرکتهای فاقد صلاحیت در میدان آبتیمور، میتواند فرصت طلایی جهش تولید را برای سالهای متمادی به تأخیر بیاندازد.
انتهای پیام/