۱۸:۳۵

۱۴۰۵/۰۵/۲۵

تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی ایران در قلب بازار انرژی جهان

تنگه هرمز
یک شرکت رصد داده‌های دریایی در گزارشی با پرداختن به موقعیت جغرافیایی تنگه هرمز و تاریخ کهن مناقشات بر سر این آبراه حیاتی، تاکید کرد که این گذرگاه باریک به دلیل ویژگی‌های جغرافیایی برجسته، «به طور گسترده مهم‌ترین گلوگاه انرژی در نظام دریایی جهان تلقی می‌شود و هرگونه اختلال در آن می‌تواند بازار‌های جهانی انرژی، مسیر‌های کشتیرانی و عملیات امنیت دریایی را به سرعت تحت‌الشعاع قرار دهد.»
کد خبر : ۸۹۲۶
به گزارش هاب صنعت؛

تارنمای شرکت رصد داده‌های دریایی «ویندوارد/ (Windward)» گزارش خود را با این توضیح آغاز می‌کند: تنگه هرمز گذرگاه دریایی باریکی است که خلیج فارس را به دریای عمان و دریای عرب متصل می‌کند و مهم‌ترین مسیر ارتباطی میان صادرکنندگان انرژی حاشیه خلیج فارس و شبکه‌های کشتیرانی جهانی محسوب می‌شود.

این آبراه حیاتی که ایران در شمال، عمان در جنوب آن قرار دارد، یکی از گلوگاه‌های راهبردی دریایی مهم جهان است. هر روزه بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز طبیعی جهان، رقمی معادل تقریبا یک‌-پنجم تقاضای جهانی نفت، از این مسیر عبور می‌کند؛ به همین دلیل، تنگه هرمز نقشی حیاتی در زنجیره‌های تامین انرژی جهان دارد.

عرض تنگه هرمز در باریک‌ترین نقطه حدود ۲۰ مایل (حدود ۳۲ کیلومتر) است، اما مسیر‌های کشتیرانی مشخصی که کشتی‌های تجاری از آنها استفاده می‌کنند، بسیار باریک‌ترند. در هر جهت، یک مسیر عبور حدود ۲ مایل عرض دارد که با یک منطقه حائل از مسیر مقابل جدا می‌شود.

به دلیل همین ویژگی جغرافیایی، هرگونه اختلال در تنگه هرمز می‌تواند بازار‌های جهانی انرژی، مسیر‌های کشتیرانی و عملیات امنیت دریایی را به سرعت تحت‌الشعاع قرار دهد.

تنگه هرمز کجاست؟

تنگه هرمز در ورودی جنوبی خلیج فارس قرار دارد و تنها خروجی دریایی صادرکنندگان انرژی این منطقه محسوب می‌شود. کشتی‌هایی که از پایانه‌های بزرگ نفتی در سراسر خلیج فارس خارج می‌شوند، برای رسیدن به دریای عمان و سپس دریای عرب، چاره‌ای جز عبور از این تنگه ندارند. این مسیر‌ها در ادامه به خطوط کشتیرانی بین‌المللی در سراسر اقیانوس هند متصل می‌شوند.

به‌رغم اهمیت جهانی این آبراه، کریدور قابل کشتیرانی مورد استفاده کشتی‌های تجاری نسبتاً باریک است. تردد دریایی بین‌المللی مطابق یک سامانه تفکیک ترافیک دریایی (TSS) انجام می‌شود؛ سامانه‌ای که در سال ۱۹۷۳ به تصویب رسید و در سال ۱۹۷۹ سازمان بین‌المللی دریانوردی (IMO) بازبینی و اصلاح شد و از سامانه‌های تفکیک ترافیک دریایی کهن در جهان به شمار می‌رود. در این سامانه، کشتی‌های ورودی و خروجی در مسیر‌های جداگانه حرکت می‌کنند تا خطر برخورد کاهش یابد.

این مسیر‌ها در هر جهت تقریبا ۲ مایل عرض دارند؛ بدین‌معنا که بخش بزرگی از محموله‌های انرژی جهان از یک کریدور دریایی با عرض تنها چند مایل عبور می‌کند.

چرا تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان محسوب می‌شود؟

نقش حیاتی تنگه هرمز در زنجیره تامین انرژی جهان از آنجا نشات می‌گیرد که مسیر اصلی صادرات نفت تولیدشده در خلیج فارس است. از جمله صادرکنندگان بزرگ انرژی که به این تنگه وابسته هستند می‌توان به عربستان سعودی، عراق، کویت، امارات متحده عربی و قطر اشاره کرد.

نفتکش‌هایی که از این کشور‌ها به حرکت درمی‌آیند، برای رسیدن به بازار‌های بین‌المللی در آسیا، اروپا و آمریکای شمالی باید از این تنگه بگذرند. حدود ۹۰ درصد صادرات نفت از طریق تنگه هرمز راهی بازار‌های آسیایی می‌شود.

محموله‌های گاز طبیعی مایع قطر به عنوان یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان این فرآورده در جهان که در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۱۲ میلیارد مترمکعب گاز صادر کرد، نیز از این کریدور عبور می‌کنند. برای رساندن گاز طبیعی قطر یا امارات به بازار جهانی، به‌جز تاسیسات موجود برای مایع‌سازی و صادرات، تقریبا مسیر جایگزینی وجود ندارد.

در مجموع، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کند که سهم قابل‌توجهی از عرضه جهانی انرژی به شمار می‌رود. از آنجا که بخش بزرگی از نفت جهان از یک گذرگاه باریک عبور می‌کند، حتی اختلال‌های کوتاه‌مدت نیز می‌توانند پیامد‌های فوری و جدی برای قیمت جهانی نفت، بازار چارتر (اجاره) نفتکش‌ها، حق بیمه دریایی و زنجیره‌های تامین انرژی داشته باشند. به همین دلیل، تنگه هرمز به طور گسترده مهم‌ترین گلوگاه انرژی در نظام دریایی جهان تلقی می‌شود.

تنگه هرمز در مقایسه با مسیر‌هایی مانند کانال سوئز یا کانال پاناما اهمیت ویژه‌ای دارد. این گلوگاه‌ها عمدتاً بر بهره‌وری تجارت و زمان حمل‌ونقل اثر می‌گذارند، اما تنگه هرمز به طور مستقیم بر دسترسی جهان به بخش قابل‌توجهی از عرضه نفت تاثیرگذار است؛ بنابراین حتی اختلال‌های جزئی، تهدید‌ها یا حوادث امنیتی می‌توانند پیامد‌هایی بسیار بزرگ‌تر از حد واقعی خود ایجاد و قیمت انرژی را به شدت پرنوسان کنند و ریسک عملیاتی شرکت‌های فعال در حمل‌ونقل دریایی را بالا ببرند.

تاریخ کهن تجارت از طریق تنگه هرمز

گرچه تنگه هرمز امروزه بیش از هر چیز با تجارت نفت شناخته می‌شود، اما این گذرگاه قرن‌ها یکی از مسیر‌های مهم دریایی جهان بوده است. این تنگه به لحاظ تاریخی، بنادر خاورمیانه را به مسیر‌های تجاری هند و آسیا متصل می‌کرد و کالا‌هایی همچون ادویه، ابریشم، مروارید و اسب از آن عبور می‌کردند. در اوایل قرن شانزدهم، دریانوردان پرتغالی جزیره هرمز را تصرف کردند و برای کنترل تجارت از طریق این تنگه، قلعه و پاسگاه گمرکی ساختند. کشتی‌هایی که میان خلیج فارس و اقیانوس هند تردد می‌کردند، برای عبور از تنگه به مجوز نیاز داشتند و پرتغال از این طریق بر بازرگانی منطقه عوارض وضع می‌کرد.

کنترل پرتغال بیش از یک قرن ادامه یافت تا اینکه در سال ۱۶۲۲، اتحاد میان امپراتوری صفوی ایران و کمپانی هند شرقی انگلیس پرتغالی‌ها را از منطقه بیرون راند. این رقابت تاریخی بر سر کنترل تنگه، یک الگوی دیرپا را برجسته می‌سازد: هرکسی که تنگه هرمز را کنترل کند، می‌تواند بر جریان تجارت منطقه تاثیر بگذارد.

جنگ‌ها و تنش‌های ژئوپلیتیکی در تنگه هرمز

به واسطه اهمیت تنگه هرمز برای بازار‌های جهانی انرژی، این آبراه در جریان درگیری‌های ژئوپلیتیکی به دفعات به کانون تنش تبدیل شده است. چندین رخداد مهم نشان می‌دهند که چگونه تنش‌های منطقه‌ای می‌توانند بر فعالیت‌های دریایی تاثیر بگذارند.

نبرد نفتکش‌ها (دهه ۱۹۸۰)

در جریان جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸)، دو طرف در تلاش برای مختل کردن صادرات انرژی یکدیگر، حملات مستمری علیه کشتی‌های تجاری در خلیج فارس انجام دادند. این عملیات بعد‌ها به «نبرد نفتکش‌ها» معروف شد.

این جنگ در دو مرحله تشدید شد. از سال ۱۹۸۱، عراق کشتی‌هایی را که به بنادر ایران رفت‌وآمد می‌کردند هدف قرار داد و دامنه حملات را از کشتی‌های حامل تجهیزات نظامی به نفتکش‌ها گسترش داد. بغداد برای این حملات از نیروی هوایی و موشک‌های ضدکشتی استفاده می‌کرد.

حملات تا سال ۱۹۸۴ شدت گرفت و ایران نیز در واکنش، کشتی‌های مرتبط با شرکای تجاری عراق را هدف قرار داد. ایران که از توانایی محدودتری در زمینه موشک‌های ضدکشتی برخوردار بود، به روش‌های ابتکاری متوسل شد که باعث اختلال در سفر کشتی‌ها شد و پای کشتیرانی تجاری را بیش از پیش به جنگ کشاند.

همزمان با تشدید حملات، کشتی‌های تجاری بی‌طرف نیز بیش از پیش در معرض خطر قرار گرفتند. در واکنش، آمریکا و چند کشور دیگر نیرو‌های دریایی خود را برای اسکورت کشتی‌ها در تنگه هرمز و خلیج فارس اعزام کردند.

جنگ نفتکش‌ها نشان داد که مسیر‌های انتقال انرژی با چه سرعتی می‌توانند به میدان مناقشه تبدیل شوند و دامنه اختلال در گلوگاه‌های حیاتی چگونه می‌تواند ورای طرف‌های اصلی درگیری، گسترش پیدا کند.

تحریم‌ها و تنش‌های هسته‌ای

در طول دهه ۲۰۰۰ و اوایل دهه ۲۰۱۰، تحریم‌های بین‌المللی علیه برنامه هسته‌ای ایران به دفعات به تهدید مقامات ایرانی مبنی بر بستن تنگه هرمز منجر شد. گرچه تنگه در جریان این اختلافات به‌طور کامل مسدود نشد، اما تنش‌ها موجب استقرار نیرو‌های دریایی کشور‌های غربی و منطقه‌ای انجامید تا از تداوم کشتیرانی تجاری در این مسیر اطمینان حاصل شود.

این رویارویی‌ها نقش تنگه هرمز را به‌عنوان یک اهرم فشار راهبردی در ژئوپلیتیک جهانی بیش از پیش تقویت و تثبیت کرد.

توقیف نفتکش‌ها و رویارویی‌های دریایی

تنگه هرمز در دهه گذشته نیز شاهد چندین مورد توقیف نفتکش‌ها و رویارویی دریایی بوده است. کشتی‌های تجاری گاه‌وبیگاه توسط مقامات منطقه‌ای توقیف شده‌اند یا در حوادثی مرتبط با اجرای تحریم‌ها و مناقشات دیپلماتیک درگیر شده‌اند.

به عنوان مثال، در آوریل ۲۰۱۵، قایق‌های گشتی ایران پس از شلیک هشدار در تنگه هرمز، کشتی کانتینری «مرسک تیگریس/ Maersk Tigris» با پرچم جزایر مارشال را توقیف کردند. ایران اعلام کرد که این توقیف به یک مناقشه حقوقی مربوط بوده است.

نمونه دیگر، توقیف (قانونی) نفتکش انگلیسی «استنا ایمپرو/ Stena Impero» در جولای ۲۰۱۹ بود؛ اتفاقی که اندکی پس از توقیف یک نفتکش ایرانی توسط انگلیس در نزدیکی جبل‌الطارق رخ داد.

این حوادث به طور معمول تردد کشتی‌ها را به‌طور کامل متوقف نمی‌کنند، اما می‌توانند ریسک بیمه، فعالیت گشت‌های دریایی و نااطمینانی تجاری را به‌شدت افزایش دهند. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که تجارت دریایی چگونه می‌تواند به ابزاری برای ارسال پیام‌های ژئوپلیتیکی و اقدامات تلافی‌جویانه تبدیل شود و کشتی‌های تجاری در معرض خطراتی فراتر از مخاطرات معمول عملیاتی قرار دهد.

عملیات تجاوزکارانه واشنگتن و تل‌آویو علیه تهران در سال ۲۰۲۶

تنش‌های پیرامون عملیات (تجاوزکارانه) خشم حماسی در سال ۲۰۲۶ علیه ایران، یکی از روشن‌ترین نمونه‌های معاصر از تاثیر مستقیم جنگ بر ترانزیت دریایی در تنگه هرمز بود.

پس از حملات گسترده نظامی آمریکا و (رژیم) اسرائیل علیه ایران، تنش در منطقه به‌سرعت افزایش یافت. نیرو‌های ایرانی نیز با بستن تنگه هرمز و حمله تجهیزات و دارایی‌های آمریکا در منطقه، واکنش نشان دادند و در نتیجه دامنه خطر فراتر از خود این گذرگاه باریک گسترش پیدا کرد.

خطرات امنیتی برای کشتیرانی در سراسر خلیج فارس تشدید شد. در مراحل اولیه درگیری، بیش از ۲۰ حادثه تاییدشده مرتبط با کشتی‌های تجاری و تاسیسات فراساحلی ثبت شد. این حوادث نشان دادند که در شرایط تشدید شدید تنش‌های ژئوپلیتیکی، کشتیرانی تجاری با چه سرعتی می‌تواند در معرض خطر قرار گیرد.

منطقه به طور همزمان با اختلال گسترده در سامانه‌های الکترونیکی مواجه شد. تنها در روز هفتم مارس، بیش از ۱۶۵۰ کشتی در سراسر خلیج فارس تحت تاثیر اختلال در سامانه‌های موقعیت‌یابی قرار گرفتند و موقعیت برخی کشتی‌ها به‌طور اشتباه در گستره جغرافیایی گسترده‌ای از کویت تا عمان نمایش داده شد.

این سطح از اختلال، مخاطرات عملیاتی بیشتری ایجاد کرد و احتمال خطا‌های ناوبری، برخورد کشتی‌ها و هشدار‌های اشتباه مربوط به رعایت مقررات را در یکی از مهم‌ترین کریدور‌های انرژی جهان را افزایش داد.

تردد کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز نیز در این دوره به‌شدت کاهش یافت. حد فاصل ۷ تا ۱۱ مارس، تنها ۱۰ مورد عبور کشتی تجاری ثبت شد، در حالی که متوسط معمول روزانه ۷۰ تا ۸۰ عبور بود. بسیاری از کشتی‌هایی که همچنان از تنگه عبور می‌کردند، با پرچم ایران فعالیت می‌کردند یا به اپراتور‌های پرریسک، از جمله ناوگان‌های تحریم‌شده یا موسوم به ناوگان سایه، مرتبط بودند.

این تحولات نشان می‌دهد که رفتار کشتیرانی در شرایط فشار و خطر چگونه دستخوش تغییر قرار می‌گیرد. در دوره‌های جنگ و درگیری، اپراتور‌های کشتی ممکن است در واکنش به خطرات احتمالی، مسیر حرکت، نحوه اعلام هویت یا الگوی ارسال اطلاعات خود را تغییر دهند.

به نوشته این رسانه، رویداد‌های پیرامون عملیات موسوم به «خشم حماسی» یک نکته مهم را روشن می‌کند: برای ایجاد اختلال در تجارت جهانی، لزوما لازم نیست تنگه هرمز به‌طور کامل بسته شود. حملات هدفمند، اختلالات الکترونیکی و کاهش تردد کشتی‌ها به‌تنهایی می‌توانند حرکت کالا را محدود کرده، هزینه‌ها را افزایش دهند و نااطمینانی گسترده‌ای در زنجیره‌های تامین جهانی انرژی ایجاد کنند.

درگیری در تنگه هرمز و تاثیر گسترده آن بر تجارت جهانی

از آنجا که بار بخش بزرگی از صادرات نفت جهان بر دوش تنگه هرمز است، هرگونه اختلال در این آبراه می‌تواند به‌سرعت بازار‌های جهانی را تحت‌الشعاع قرار دهد. حتی احتمال وقوع درگیری نیز می‌تواند بر قیمت جهانی نفت، حق بیمه کشتیرانی، بازار اجاره نفتکش‌ها و برنامه‌ریزی تامین انرژی تاثیر بگذارد.

برای مثال، در جریان تشدید تنش‌های اخیر، بازار نفت بلافاصله به اختلال‌های واقعی و همچنین خطر محدود شدن عبور و مرور از تنگه هرمز واکنش نشان داد.

قیمت نفت برنت در طول یک روز بیش از چهار درصد افزایش یافت و در محدوده ۱۰۳ دلار به ازای هر بشکه تثبیت شد. در عین حال، نفت خام وست‌تگزاس اینترمیدیت نیز به حدود ۹۷ دلار رسید. این افزایش قیمت نه‌تنها ناشی از حملات علیه کشتی‌ها و زیرساخت‌های انرژی منطقه بود، بلکه اظهارات مقامات ایرانی مبنی بر ناامن شدن تنگه برای کشتیرانی نیز در آن نقش داشت.

این رویداد نشان می‌دهد که حتی برداشت بازار از احتمال محدود شدن دسترسی به یک کریدور می‌تواند به نوسان شدید و سریع در بازار‌های جهانی انرژی منجر شود. این تحولات نشان می‌دهند که گلوگاه‌های راهبردی چگونه مخاطرات ژئوپلیتیکی را تشدید می‌کنند؛ به‌ویژه زمانی که تامین انرژی جهان به تردد بدون وقفه کشتی‌ها وابسته باشد.

انتهای پیام/


گزارش خطا
ارسال نظر
captcha