۱۵:۳۴

۱۴۰۵/۰۵/۲۴

قطع برق در قلب یوتیلیتی عسلویه

نیروگاه برق
۱۸ مرداد، برق پتروشیمی دماوند در عسلویه قطع شد. اتفاقی که در ظاهر می‌توانست یکی از محدودیت‌های معمول تابستان امسال باشد، اما محل وقوع آن و نقشی که دماوند در تأمین یوتیلیتی مجتمع‌های پتروشیمی منطقه دارد، ماجرا را متفاوت کرد.
کد خبر : ۸۸۶۹
به گزارش هاب صنعت؛

دماوند از تأمین‌کنندگان اصلی خدمات جانبی فاز دوم پتروشیمی‌های عسلویه است و برق، بخار، آب و برخی سرویس‌های مورد نیاز مجتمع‌های منطقه را تأمین می‌کند. در سال‌های گذشته نیز مدیران شرکت بر نقش آن در پایداری تأمین برق مجتمع‌های فاز دوم تأکید کرده‌اند.

چند روز پس از این اتفاق، محمد اله‌داد، مدیرعامل شرکت توانیر، درباره علت قطع برق توضیح داد که دیماند مجاز و خریداری‌شده دماوند ۱۰۰ مگاوات بوده، اما میزان برداشت برق مجتمع در مقاطعی و با وجود تذکرات متعدد به حدود ۴۵۰ مگاوات رسیده است. به گفته او، افزایش بیش از چهاربرابری برداشت در شرایط اوج مصرف تابستان باعث افت شدید ولتاژ و افزایش ریسک ناپایداری شبکه شد و در روز ۱۸ مرداد، تجهیزات حفاظتی شبکه به‌صورت خودکار وارد عمل شدند و خط مربوط به مجتمع را قطع کردند.

در روایت رسمی توانیر، خاموشی دماوند یک قطع برنامه‌ریزی‌شده برای مدیریت بار نبوده است. سیستم حفاظتی شبکه در واکنش به شرایط ایجادشده عمل کرده است. منطق فنی این تصمیم هم روشن است، وقتی برداشت یک مشترک بزرگ از ظرفیت مجاز فاصله زیادی می‌گیرد و هم‌زمان شبکه در شرایط پیک قرار دارد، افزایش جریان و افت ولتاژ می‌تواند پایداری شبکه را تهدید کند. در چنین وضعیتی، حفاظت شبکه ممکن است برای جلوگیری از گسترش اختلال، یک خط یا مصرف‌کننده را از مدار خارج کند.

اما چرا یک مجتمع با چنین نقش مهمی به این نقطه رسید؟ پاسخ را باید در دو سطح دید. سطح نخست، وضعیت خود دماوند است. این شرکت در سال جاری هنوز درگیر بازسازی تأسیسات نیروگاهی آسیب‌دیده از حملات فروردین‌ماه است. پیمان اصفهانی، مدیرعامل دماوند انرژی، در گزارش عملکرد سال ۱۴۰۴ اعلام کرده بود که بلافاصله پس از حمله، ارزیابی فنی بخش‌های آسیب‌دیده آغاز و قرارداد‌های تأمین تجهیزات و عملیات بازسازی منعقد شده است. او بازگرداندن ظرفیت تولید برق و بخار به مدار را مهم‌ترین اولویت شرکت در سال ۱۴۰۵ اعلام کرده بود.

این نکته اهمیت دارد، چون دماوند در ماه‌های گذشته خود نیز با مسئله ظرفیت تولید مواجه بوده است. در گزارش عملکرد شرکت، تولید برق در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل ۱۶.۶۲ درصد افزایش یافته، اما هم‌زمان بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده ادامه داشته است. پیش از این نیز اعلام شده بود که نیروگاه دماوند پنج توربین گازی فعال داشته و توربین ششم با ظرفیت اسمی ۱۸۳ مگاوات در دست ساخت بوده است.

در سطح دوم، مسئله به شبکه سراسری برق برمی‌گردد. برآورد وزارت نیرو برای تابستان ۱۴۰۵ نشان می‌دهد در سناریوی واقع‌بینانه، ناترازی توان در زمان اوج مصرف حدود ۱۳ هزار و ۶۴۰ مگاوات است. در همان برآورد، حداکثر توان تأمین هم‌زمان شبکه حدود ۶۸ هزار و ۴۲۰ مگاوات و تقاضا بیش از ۸۱ هزار مگاوات پیش‌بینی شده است.

به این شکاف باید آسیب‌های واردشده به زیرساخت برق در جنگ اخیر را هم اضافه کرد. مصطفی رجبی مشهدی، معاون برق و انرژی وزیر نیرو، خردادماه اعلام کرد بیش از هفت هزار مگاوات از ظرفیت نیروگاهی کشور آسیب دیده و حدود چهار هزار و ۵۰۰ مگاوات آن آسیب جدی بوده است. حدود دو هزار و ۵۰۰ مگاوات از این ظرفیت تا آن زمان به مدار بازگشته بود.

عسلویه نیز از این آسیب‌ها بی‌نصیب نمانده است. در فروردین‌ماه، تأسیسات دماوند و مبین که در زمره زیرساخت‌های یوتیلیتی منطقه هستند، هدف حمله قرار گرفتند و روند بازسازی آنها آغاز شد.

بنابراین، کمبود برق را باید «زمینه» ماجرا دانست، نه علت مستقیم اعلام‌شده برای قطع برق دماوند. علت مستقیم، از نگاه توانیر، عبور مصرف از دیماند و فعال‌شدن حفاظت شبکه بوده است.

اما خطر اصلی برای صنعت پتروشیمی از جایی آغاز می‌شود که خاموشی یک مجتمع یوتیلیتی به مجتمع‌های دیگر سرایت کند. فرآیند‌های پتروشیمی مانند یک کارخانه معمولی نیستند که برق برود و چند ساعت بعد دستگاه‌ها دوباره روشن شوند. توقف ناگهانی تجهیزات می‌تواند به خروج واحد‌های فرآیندی از مدار، اختلال در بخار و آب خنک‌کننده، افزایش فلرینگ و طولانی‌شدن زمان راه‌اندازی مجدد منجر شود.

در مورد حادثه ۱۸ مرداد، گزارش‌های منتشرشده از خروج برخی واحد‌های پتروشیمی منطقه از مدار و افزایش فلرینگ خبر داده‌اند، اما درباره میزان دقیق خسارت فنی ناشی از همین رخداد، اطلاعات رسمی و قابل اتکای کافی منتشر نشده است؛ بنابراین نمی‌توان با قطعیت از آسیب به تجهیزات یا میزان خسارت مالی سخن گفت.

این بخش از ماجرا برای ایمنی نیز اهمیت دارد. راه‌اندازی مجدد واحد‌های فرآیندی پس از قطع ناگهانی برق، نیازمند طی مراحل کنترلی و فنی است و هرگونه شتاب در بازگشت به مدار می‌تواند ریسک عملیاتی را بالا ببرد. از طرف دیگر، اگر قطع یک خط باعث تریپ زنجیره‌ای در مجتمع‌های وابسته شود، مسئله از مدیریت مصرف برق فراتر می‌رود و به تاب‌آوری کل زنجیره پتروشیمی مربوط می‌شود.

در این میان، یک خلأ هم دیده می‌شود. در جست‌وجوی منابع منتشرشده تا ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، توضیح مستقیمی از سوی روابط عمومی دماوند انرژی درباره علت این قطع برق یا میزان خسارت ناشی از آن پیدا نشد. آنچه از این شرکت در ماه‌های اخیر منتشر شده، بیشتر بر بازسازی نیروگاه و بازگرداندن ظرفیت‌های تولید برق و بخار به مدار متمرکز بوده است.

همین سکوت، چند پرسش را بی پاسخ باقی می‌گذارد، آیا برداشت ۴۵۰ مگاواتی ناشی از شرایط موقت عملیاتی و محدودیت ظرفیت داخلی بوده است؟ آیا پیش از فعال‌شدن حفاظت شبکه، امکان کاهش مرحله‌ای بار وجود داشت؟ چه میزان از واحد‌های وابسته به دماوند تحت تأثیر قرار گرفتند و راه‌اندازی مجدد آنها چقدر زمان برد؟ و مهم‌تر از همه، در منطقه‌ای که تأمین یوتیلیتی چندین مجتمع پتروشیمی به چند نقطه محدود وابسته است، برای جلوگیری از تکرار چنین رخدادی چه سازوکار مشترکی میان توانیر، برق منطقه‌ای و شرکت‌های یوتیلیتی وجود دارد؟ پاسخ این پرسش‌ها تعیین می‌کند که خاموشی ۱۸ مرداد را باید یک رخداد موردی دانست یا نشانه‌ای از یک آسیب ساختاری در مدیریت برق صنایع بزرگ عسلویه.

آنچه فعلاً روشن است، یک عدد ۱۰۰ مگاواتی در برابر برداشت ۴۵۰ مگاواتی و شبکه‌ای است که در تابستان ۱۴۰۵ با شکاف بیش از ۱۳ هزار مگاواتی میان عرضه و تقاضا روبه‌روست.

مسئله عسلویه، اما این است که در چنین شبکه‌ای، انتخاب نقطه قطع اهمیت زیادی دارد. یک خاموشی خانگی معمولاً با بازگشت برق پایان می‌یابد. در زنجیره پتروشیمی، ممکن است همان لحظه‌ای که برق قطع می‌شود، هزینه اصلی تازه شروع شده باشد.

انتهای پیام/


گزارش خطا
ارسال نظر
captcha