توسعه میدان نفتی آزادگان به عنوان یکی از اولویتهای دولت چهاردهم در بخش انرژی و در راستای احیا، توسعه و بهرهبرداری از میادین مشترک نفت و گاز کشور اکنون پس از سالها انتظار با پیگیریهای شخص رئیس جمهور اکنون به مرحله اجرا رسیده است.
این میدان نفتی، دهمین میدان بزرگ جهان با ۳۳ میلیارد بشکه نفت درجا که با کشور عراق مشترک است، امروز به یکی از اصلیترین جبهه نبرد اقتصادی ایران تبدیل شده، زیرا در آن سوی مرز شرکتهای بینالمللی نظیر شورون آمریکا در حال برداشت از این میدان است و همین امر سرعت برداشت طرف ایرانی را به یک ضرورت راهبردی در صنعت نفت تبدیل کرده است.
در همین زمینه محمود امیننژاد مدیرعامل شرکت دشت آزادگان اروند که مسئولیت اجرای این طرح را بر عهده دارد، در گفتوگویی به تشریح آخرین وضعیت اجرای پروژه، طرحهای توسعه و برنامههای بلندمدت و میان مدت برای ازدیاد برداشت از این میدان پرداخت که به شرح زیر است:
بیش از ۲ دهه از طرح توسعه میدان نفتی آزادگان میگذرد و در این مدت اسامی پیمانکاران مختلفی حتی شرکتهای خارجی برای اجرای آن مطرح شده بود؛ اکنون که شما این پروژه را بر عهده گرفتهاید، قرار است چه تحولاتی را در این زمینه شاهد باشیم؟
امیننژاد: میدان نفتی دشت آزادگان بزرگترین میدان نفتی مشترک ایران با کشور عراق به شمار میرود و در سطح جهانی، دهمین میدان نفتی بزرگ دنیا محسوب میشود که بیش از ۳۳ میلیارد بشکه نفت درجا دارد؛ اهمیت این میدان در مشترک بودن آن با کشور عراق است و به همین دلیل گسترش فعالیتهای طرف ایرانی برای افزایش برداشت از آن بسیار اهمیت دارد بویژه آنکه اغلب شرکتهای آمریکایی در طرف عراقی این میدان مشغول به کار هستند و اگر ما سرعت برداشت را افزایش ندهیم، از رقیب عقب میمانیم و طرف مقابل منتظر ما نمیماند.
در ۲۰ سال گذشته شرکتهای داخلی همچون شرکت مهندسی و توسعه میادین نفتی در این حوزه ورود داشتند و حتی زمانی هم شرکتهای خارجی آمدند؛ این میدان زمانی به ۲ بخش آزادگان شمالی و جنوبی تقسیم شده بود که بخشی از آن دست شرکتهای ژاپنی و چینی بود و بخشی را هم شرکتهای ایرانی پیگیری میکردند، اما در مجموع نتوانستیم به آن اهداف و آن میزان برداشت مورد نظر، دست یابیم، زیرا از سویی محدودیتهای بینالمللی باعث شد برخی شرکتهای خارجی کار در این منطقه را رها و ایران را ترک کنند و از سوی دیگر به دلیل محدودیتهای مالی در داخل به وزارت نفت اجازه نداد که توسعه این منطقه طبق برنامهریزی انجام شده، پیش برود.
برای رفع محدودیت مالی و با تدبیری که از سه سال پیش اندیشیده شده بود، بنا شد بزرگترین کنسرسیوم مالی کشور با حضور صندوق توسعه ملی، بانکهای ملی، ملت، تجارت، پارسیان و بانک شهر گرد هم آیند تا این پروژه بزرگ را با یک سرمایهگذاری حدود ۱۰ میلیارد دلاری پیش ببرند، اما به دلیل مشکلات اداری، ابلاغ قرارداد و تنفیذ آن به این شرکت که در سال ۱۴۰۱ تشکیل شده بود، انجام نمیشد. ولی خوشبختانه با ورود مستقیم خود شخص رئیسجمهور، تکلیف کردند این قرارداد به این شرکت تنفیذ و ابلاغ شود.
این اتفاق در تاریخ سوم دهم دی ماه سال گذشته (۱۴۰۴) رخ داد، ولی در این فاصله کشور با یک سری چالشهایی درگیر شد و اتفاقات ناگواری افتاد و این روند واگذاری دچار نوسان شد. اما بازهم با پیگیریهایی که شخص رئیسجمهور، وزیر نفت، وزیر اقتصاد و سازمان برنامه و بودجه در نهایت این قرارداد در ۲۳ تیر ۱۴۰۵، ابلاغ و موثر شد.
با ابلاغ رسمی قرارداد اکنون باید منتظر چه تحولاتی در این میدان نفتی باشیم؟
امیننژاد: اکنون روزانه حدود ۲۳۰ تا ۲۴۰ هزار بشکه نفت از این میدان نفتی در حال بهره برداری است ولی با ورود سهامداران و سرمایهگذاران جدید و با تأمین منابع مالی، در مرحله نخست افزایش ۴۰ هزار بشکهای تولید روزانه نفت در دستور کار قرار گرفته است که باید طی ۱۸ ماه به آن دست یابیم و البته فکر میکنم در مدت زمانی کمتر از زمان پیش بینی شده، این هدف قابل تحقق است، زیرا هم پیمانکاران مربوطه شناسایی شدهاند و هم مناقصات برگزار شده و هم منابع مالی مورد نیاز تامین شده و در حساب این شرکت موجود است.
بهعنوان کسی که ۲۶ سال سابقه کار در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی دارم و عمرم را در این صنعت سپری کردهام به آینده کار خوشبین هستم، زیرا با تیمی که تشکیل شده، با هماهنگی که در همه ارکان اجرایی و نظارتی کشور و با حساسیتی که به این میدان وجود دارد، میتوانیم ۴۰ هزار بشکه روزانه به تولید فعلی اضافه کنیم.
البته در برنامههای توسعهای در فاز دوم تولید حدود ۳۷۵ هزار بشکه در روز هدف گذاری شده که باید در بازه زمانی ۴ تا ۴.۵ سال اجرایی شود. پس از آن عملیات تزریق آب و ازدیاد برداشت باید انجام گیرد که تا در طی حدود ۸.۵ سال به هدف افزایش تولید ۵۵۰ هزار بشکهای از این میدان مشترک دست یابیم.
این نکته را فراموش نکنیم با آنکه ما در میدان جنگ با آمریکا سرشاخ شدیم، در آن سوی ماجرا یک جنگ اقتصادی هم جریان دارد، چون به تازگی در سفر نخستوزیر عراق به آمریکا، ۴۸ قرارداد بین بغداد و واشنگتن منعقد شده که اغلب در حوزه انرژی بوده است.
با توجه به اینکه آزادگان میدان نفتی مشترک با عراق است و نخستوزیر این کشور هم به تازگی به آمریکا سفری داشته است؛ آیا بهره بردار طرف عراقی شرکتی آمریکایی است؟
امیننژاد: بله، شرکت آمریکایی شورون (Chevron) یکی از اصلیترین پیمانکاران حاضر در آن سوی این میدان مشترک است و ما در این حوزه با یک رقابت جدی مواجه هستیم و نباید اجازه دهیم تجربه تلخ و پُرهزینهای مشابه آنچه در پارس جنوبی رخ داد، در اینجا نیز تکرار شود. در حال حاضر، میزان برداشت طرف عراقی اندکی بیش از ماست، هرچند هنوز فاصله قابل توجهی ایجاد نشده است و اگر عزم و اراده لازم در داخل کشور شکل بگیرد، همچنان امکان جبران و مدیریت شرایط وجود دارد.
واقعیت آن است که بهواسطه جنگ تحمیلی اخیر، بخشی از ارزآوری صنایع پتروشیمی و فولاد کشور آسیب دیده و این مسئله، از واقعیتهای میدانی اقتصاد امروز ما به شمار میرود. در چنین شرایطی، نفت میتواند نقش جایگزین در سبد درآمدی کشور ایفا کند و به همین دلیل این میدان نیز از جمله ظرفیتهایی است که میتوان از آن بهعنوان یکی از سهلالوصولترین فرصتها برای دستیابی به درآمدهای جایگزین یاد کرد. بر همین اساس، حساسیت نسبت به این میدان در تمام ارکان اجرایی، نظارتی و همچنین در مجموعه اقتصادی کشور وجود دارد؛ تا آنجا که شخص وزیر و رئیسجمهور نیز نسبت به روند توسعه و بهرهبرداری از آن توجه ویژه دارند.
در همین چارچوب، گزارشهای مربوط به این میدان بهصورت هفتگی یا هر ۱۰ روز یکبار، به شکل مستقیم یا غیرمستقیم ارائه میشود. این میزان حساسیت، بجاست؛ چراکه موضوع این میدان، با درآمد و معیشت کشور گره خورده است.
با توجه به شرایط حاکم بر کشور و اینکه ایران اکنون در میانه یک جنگ قرار دارد، برای ورود به مرحله اجرایی توسعه میدان و راهاندازی فازهای جدید، چه برنامهریزی و تدابیری برای تامین تجهیزات و زیرساختهای مورد نیاز انجام شده است؟
امیننژاد: کشور ما پیش از این نیز با تحریمها مواجه بوده و اکنون شرایط جنگی نیز به این محدودیتها افزوده شده است؛ بنده حدود ۲۶ سال سابقه فعالیت در صنعت نفت را دارم و در گذشته نیز کشور با چالشها و محدودیتهایی روبهرو بوده، اما بدون تردید شرایط جنگی، دامنه و شدت این موانع را افزایش داده است. این واقعیتها قابل انکار یا چشمپوشی نیست، با این حال، تمهیدات لازم از قبل، پیشبینی شده است.
بخشی از تجهیزات مورد نیاز از سوی شرکت مهندسی و توسعه نفت تامین شده و پیمانکار پروژه، یعنی شرکت پتروپارس، نیز در این زمینه اقدامات لازم را انجام داده است. افزون بر این، ما نیز طی این مدت، با بهرهگیری از تجربیات و مسیرهای تامین موجود، خریدهای مورد نیاز را انجام دادهایم. از این رو، در مقطع کنونی و دستکم برای گام نخست، نه در حوزه تجهیزات و نه در تأمین ابزارهایی مانند دکل، با مشکل خاصی مواجه نیستیم.
این تجهیزات بومیسازی شده است یا از قبل خریداری شده بود؟
امیننژاد: هم اکنون دانش فنی مورد نیاز این پروژه در کشور وجود دارد؛ برای مثال فناوری مرتبط با پمپهای درونچاهی در داخل کشور توسعه یافته است؛ طبیعی است که نمیتوان ادعا کرد تمامی اجزا و تجهیزات بهصورت ۱۰۰ درصد در داخل یک مجموعه تولید میشود همچنان که در بزرگترین پروژههای جهان نیز چنین رویکردی معمول نیست و بخشهایی از زنجیره تأمین از منابع مختلف فراهم میشود، اما محصول نهایی و برند حاصل، به نام همان مجموعه شناخته میشود. در این پروژه نیز شرایط به همین شکل است.
بر این اساس، نمیتوان از نبود دانش یا زیرساخت لازم سخن گفت. همانگونه که پیشتر اشاره شد، با تمهیداتی که از قبل توسط همکاران صنعت نفت پیشبینی شده بود و همچنین با اتکا به امکانات مالی و لجستیکیای که مجموعه ما طی چهار تا پنج ماه گذشته و همزمان با ورود مستقیم و جدی به این پروژه فراهم کرده است، در گام نخست با مشکل خاصی مواجه نیستیم.
برای گام دوم، که هدف آن افزایش تولید تا سطح ۳۷۰ هزار بشکه در روز است، تامین دکلهای حفاری و بخشی از تجهیزات مورد نیاز در دستور کار قرار گرفته است. در این بخش نیز با همکاری صندوق توسعه ملی، بهعنوان یکی از سهامداران اصلی مجموعه، باید ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیون دلار هزینه شود که منابع مربوط به آن نیز پیشبینی و تامین شده است. در عین حال، تردیدی نیست که شرایط جنگی، مانند سایر حوزهها، برای این پروژه نیز محدودیتهایی ایجاد میکند. با این حال، ملاک اصلی، توانمندی مجموعه در مدیریت این محدودیتهاست. بر همین اساس، با استفاده از ظرفیتهای داخلی و همچنین برخی مسیرها و امکاناتی که امکان تشریح جزئیات آنها وجود ندارد، تلاش میشود پروژه مطابق با زمانبندی تعیینشده به سرانجام برسد.
چند فاز برای توسعه این میدان نفتی طراحی کردید؟
امیننژاد: طرح توسعه در سه مرحله تعریف شده است؛ مرحله اول ۴۰ هزار بشکه در روز، فاز دوم دستیابی به افزایش تولید تا ۳۷۰ هزار بشکه در روز و فاز سوم تولید تا ۵۵۰ هزار بشکه در روز است.
سوال دیگر اینکه آیا از این پس ما میدان نفتی آزادگان را یکپارچه خواهیم داشت و دیگر به بخش شمالی و جنوبی تقسیم نمیشود؟
امیننژاد: این میدان در قالب قرارداد «آیپیسی» (IPC)، بهعنوان مدل شناختهشده وزارت نفت برای واگذاری و توسعه میادین نفتی، تعریف شده است. بر اساس مفاد این قرارداد، دوره توسعه میدان ۸.۵ سال تعیین شده که از ۲۳ تیرماه ۱۴۰۵ آغاز شده است. پس از پایان دوره توسعه، یک بازه ۲۰ ساله برای بهرهبرداری از میدان در نظر گرفته شده است. در پایان این دوره نیز تمامی تجهیزات، تاسیسات و زیرساختهای ایجادشده به شرکت ملی نفت ایران تحویل خواهد شد.
در طول دوره بهرهبرداری، تمامی امور مربوط به تعمیر و نگهداری، فرازآوری، استخراج و انتقال نفت تا پایانههای پیشبینیشده، بر عهده مجری خواهد بود. با این حال، در این مدل قراردادی، مالکیت نفت در اختیار مجری نیست. در واقع، ماهیت قرارداد IPC بهگونهای است که پیمانکار در قالب حقالعملکاری فعالیت میکند و مالکیتی نسبت به نفت تولیدی ندارد. اجرای این الگو نیز با اتکا به تجربیات پیشین در توسعه آزادگان شمالی و جنوبی، یا به تعبیر دیگر توسعه یکپارچه میدان آزادگان، دنبال میشود.
برای فرآورش نفت استخراج شده نیز برنامه ریزیهای لازم صورت گرفته است؟
امیننژاد: ظرفیت فراوری در منطقهای که میدان نفتی آزادگان در آنجا قرار دارد و در ادبیات فنی از آن با عنوان «CTEP» یاد میشود، در حال حاضر حدود ۳۶۰ هزار بشکه است؛ با توجه به اینکه میزان تولید فعلی در بازه ۲۳۰ تا ۲۴۰ هزار بشکه قرار دارد، ظرفیت پاییندستی لازم برای فرآورش، بهمنظور تحقق افزایش تولید در گام نخست، موجود است. از این رو، در بخش پاییندست مانعی برای توسعه و ازدیاد برداشت وجود ندارد.
همانطور که گفته شد، فازهای «ترین» (TRIAN) یک و دو تکمیل شدهاند و فازهایترین سه و چهار نیز بهزودی به اتمام خواهند رسید. این روند در پی هماهنگیهای انجامشده با وزارت نفت و همچنین تامین منابع مالی مورد نیاز بخش پاییندستی در حال پیگیری است. افزون بر این، از تاریخ ۲۶ اردیبهشتماه سال جاری و پس از امضای صورتجلسههای مربوط، اجرای این بخش به شرکت توسعه نفت و گاز دشت آزادگان اروند واگذار شده است.
در فرآیند انتقال نفت به استخراج شده به پایانههای صادراتی و حتی مقاصد پالایشگاهی نیز شرکت مجری وظایفی بر عهده خواهد داشت و یا اینکه بر عهده وزارت نفت است؟
امیننژاد: نه؛ در این پروژه مرزبندیهای مشخصی تعریف شده که در ادبیات فنی از آن با عنوان «Battery Limit» یاد میشود. بر اساس این چارچوب، مسئولیت ما تا نقطهای است که نفت به تلمبهخانه غرب کارون در استان خوزستان تحویل داده میشود. این منطقه محل تجمیع نفت تولیدی چند میدان از جمله یاران، سپهر، جفیر، سهراب و سایر میادین مجاور است و نفت پس از تجمیع، از آنجا به پایانههای صادراتی مانند خارگ یا خط لوله گوره به جاسک منتقل میشود و بخشی از این نفت نیز برای تامین مصارف داخلی به پالایشگاههای کشور ارسال خواهد شد.
تعهد ما در چارچوب قرارداد، تحویل نفت در نقطه تعیینشده است و پس از آن، موضوعاتی مانند فروش یا پالایش نفت در حوزه اختیارات قراردادهای آیپیسی (IPC) قرار نمیگیرد. در نتیجه، تمرکز اصلی ما بر توسعه میدان و انجام تعهدات مرتبط با تولید و تحویل نفت است.
به میدانهای مختلف نفتی در خوزستان اشاره کردید. اگر بخواهیم مزیت اصلی «آزادگان» را در مقایسه با بقیه میدانها مشخص کنیم، کدام مزیت است که آن را خیلی متمایز میکند؟
امیننژاد: میدان آزادگان از نظر وسعت و حجم نفت درجای خود، در زمره بزرگترین میادین نفتی جهان قرار دارد و همانگونه که پیشتر اشاره شد، دهمین میدان نفتی دنیا محسوب میشود. افزون بر این، سازندهای موجود در این میدان، بر اساس مطالعات زمینشناسی انجامشده، از منظر توسعه، در مقایسه با برخی میادین دیگر، پیچیدگی کمتری دارند. به بیان دیگر، در حالی که در بعضی میادین ممکن است هزینه برداشت هر بشکه نفت به ۳۵ تا ۵۰ هزار دلار برسد، میدان آزادگان از توجیه اقتصادی بالایی برخوردار است؛ بهگونهای که با سرمایهگذاری کمتر، امکان دستیابی به حجم قابل توجهی از تولید فراهم میشود.
همین مزیتهای فنی و اقتصادی سبب شده است کنسرسیوم بانکی متشکل از بانکهایی نظیر تجارت، ملت، پارسیان و سایر نهادهای مالی که سهام آنها نیز در بازار سرمایه معامله میشود، به این پروژه ورود کنند. بدیهی است اگر این طرح فاقد صرفه اقتصادی بود، صرف ملاحظات ملی برای ورود چنین مجموعههایی کافی نبود و آنها ناگزیر بودند بازده اقتصادی پروژه را نیز مدنظر قرار دهند. از این رو، مجموعه این ویژگیها زمینهساز حضور و سرمایهگذاری نهادهای بزرگ مالی کشور در این پروژه شده است.
ما پیمانکاران نفتی بسیاری در کشور داریم که تجارب خوبی در اجرای پروژهها دارند. همیشه سؤال این بود که چرا یک کنسرسیوم بانکی وارد میدان به این بزرگی شد؟
امیننژاد: ضرورت کوچکسازی دولت و کاهش تصدیگری در اقتصاد، موضوعی است که باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. ساختار اداری شرکتهای دولتی به دلیل فرآیندهای پیچیده و زمانبر، اغلب موجب طولانی شدن روند تامین کالا و اجرای پروژهها میشود؛ تجربیات سالهای اخیر در حوزههایی نظیر جذب سرمایهگذاری خارجی و دیپلماسی اقتصادی نشان میدهد که بخش خصوصی واقعی و شفاف، در صورت فراهم شدن بستر فعالیت، عملکرد بسیار موفقی داشته است.
پروژه پالایش گاز بیدبلند خلیجفارس نخستین تجربه ورود صنعت پتروشیمی به حوزه بالادستی نفت محسوب میشود که در سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ به هلدینگ خلیجفارس واگذار شد. پیش از این واگذاری، پروژه مذکور طی ۱۸ سال مدیریت توسط بخش دولتی فقط ۱۸ درصد پیشرفت فیزیکی داشت، اما پس از انتقال به بخش غیردولتی، به دلیل نیاز مبرم به خوراک و پالایشگاه، ظرف مدت ۳۶ ماه به عنوان یک ابرپروژه به بهرهبرداری رسید. این اقدام نه فقط مانع از هدررفت ثروت ملی و کاهش آلودگیهای زیستمحیطی ناشی از سوزاندن گازهای مشعل شد، بلکه اکنون این واحد به یکی از ارکان تامین سوخت و خوراک صنایع پتروشیمی در منطقه ماهشهر و خط لوله دنا تبدیل شده است. این تجربه موفق نشان داد که واگذاریهای اصولی بر مبنای توانمندیهای بخش غیردولتی، میتواند دستاوردهای راهبردی در حوزههای اقتصادی و اجتماعی برای کشور به ارمغان آورد.
در مورد بحثهای زیستمحیطی مربوط به میدان آزادگان هم اشاره داشته باشید، زیرا همیشه دغدغههایی در این خصوص وجود داشته است؛ اکنون مجری طرح چه برنامهای برای رعایت مسائل زیست محیطی در دستور کار دارد تا این منطقه آسیب نبیند؟
امیننژاد: این میدان نفتی در محدوده جغرافیایی هورالعظیم قرار دارد؛ منطقهای که از منظر زیستمحیطی از حساسیت بسیار بالایی برخوردار است و بهطور مستقیم با زندگی و معیشت مردم محلی پیوند دارد. با این حال، در سالهای گذشته این ذهنیت شکل گرفته که هرگونه آسیب یا اختلال در این منطقه، به طور مستقیم ناشی از فعالیتهای وزارت نفت است. هرچند نمیتوان نقش صنعت نفت را بهطور کامل نادیده گرفت، اما باید توجه داشت که هرگونه توسعه، بهویژه در چنین مناطقی، با مداخلاتی همراه است. آنچه اهمیت دارد، رعایت دقیق الزامات زیستمحیطی و به حداقل رساندن این مداخلات است؛ چراکه توسعهای که با ملاحظات محیطزیستی همراه باشد، در تقابل با محیطزیست قرار نمیگیرد.
بررسیهای انجامشده در مستندات و گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد سهم فعالیتهای نفتی در بروز مشکلات زیستمحیطی هورالعظیم حداکثر حدود ۱۰ درصد برآورد میشود و بخش عمده آسیبها به حقآبهها مربوط است به طوری که کاهش ورودی آب از حوزههای بالادستی، بهویژه دجله و فرات، در پی سدسازیهای انجامشده در کشور ترکیه، از عوامل اصلی تخریب این تالاب اعلام میشود. بر این اساس، نه میتوان از ظرفیت عظیم ملی موجود در این میدان چشم پوشید و نه میتوان توسعه اقتصادی را به بهای تخریب محیطزیست پیش برد.
در همین چارچوب، در پروژه ۱۰ میلیارد دلاری توسعه میدان نفتی آزادگان، حدود ۲۵۰ میلیون دلار به حوزه مسئولیتهای اجتماعی اختصاص یافته که بخشی از آن به طور مستقیم ناظر بر حفاظت از محیطزیست است؛ از جمله مهمترین اقدامات پیشبینیشده در این بخش، تصفیه پسابها پیش از تخلیه به تالاب، جلوگیری از ایجاد موانع فیزیکی در مسیر جریان آب و پرهیز از جزیرهسازی در محدوده هورالعظیم است تا پیوستگی طبیعی تالاب حفظ شود.
همچنین در بخش زیرساختی، بهویژه برقرسانی، به جای استفاده از دکلهای متعارف که چهره طبیعی منطقه را مخدوش میکند، از کابلگذاری زیرزمینی استفاده شده است تا کمترین مداخله در سیمای طبیعی منطقه صورت گیرد. در عین حال، سازمان حفاظت محیطزیست در سطح ملی و استانی نیز با حساسیت بالا، استانداردها و الزامات لازم را بر روند اجرای پروژه تحمیل و نظارت میکند.
از سوی دیگر، با توجه به ماهیت تالابی منطقه، اجرای عملیات حفاری مستلزم ایجاد پد (محوطه حفاری) و استقرار سکوهای نفتی است. با این حال، در بازطراحیهای مهندسی انجامشده، تلاش شده تعداد پدهای حفاری تا حد امکان کاهش یابد تا با حداقل مداخله فیزیکی، همان هدف تولید ۵۰۰ هزار بشکهای محقق شود. کاهش تعداد پدها، یکی از مهمترین محورهای زیستمحیطی در طراحی توسعه این میدان بوده است. اگرچه در چنین پروژههایی نمیتوان ادعا کرد همهچیز بهصورت کامل و ایدهآل پیش میرود، اما رویکرد اصلی بر این مبنا قرار گرفته که خسارتهای احتمالی تا حد امکان کاهش یابد و توسعه با رعایت ملاحظات محیطزیستی دنبال شود.
اول صحبتتان اشاره کردید به شرایطی که کشور به دلیل تجاوزات دشمن به خاک کشورمان، رخ داده است و تلاشی که مهندسان نفتی در بخشهای مختلف برای تداوم فعالیت و تولید انجام میدهند. بهعنوان مدیری که سابقه کار در صنعت نفت را داشتید، فکر میکنید که الان مردم جنوب کشور چه دیدگاهی در مورد همین جنگ و ضرورت تداوم فعالیت میادین نفتی و سرپا ماندن تولید دارند؟
امیننژاد: در ماههای اخیر، استفاده از تعبیر «جنوب کشور» بسیار رایج شده، در حالی که باید تاکید کرد ایران یک پیکر واحد است و آسیب دیدن هر بخش از آن، همه کشور و تمامی مردم را متاثر میکند. از این منظر، ما خود را بهعنوان فرزندان این سرزمین، متعهد میدانیم که حداکثر ملاحظات لازم را نسبت به مردم مناطق جنوبی کشور رعایت کنیم. این مردم امروز نیز با فشارهای مختلف مواجهاند و در دوران هشت سال دفاع مقدس نیز بخش قابل توجهی از آسیبهای سرزمینی کشور در همین مناطق متحمل شد. بر همین اساس، خود را موظف میدانیم که در مسیر توسعه این میدان، از تمامی ظرفیتهای موجود برای تقویت بنیانهای اقتصادی منطقه استفاده کنیم تا بخشی از پیامدها و دشواریهای ناشی از این چالشها کاهش یابد.
در حوزه اشتغال نیز برخی شایعات درباره کاهش نیروهای موجود یا بهکارگیری نیروهای غیربومی مطرح شده بود، اما چنین موضوعی از اساس صحت ندارد. برای رفع این نگرانیها، قرارداد بهرهبرداری با بهرهبردار فعلی میدان، یعنی شرکت نفت و گاز اروندان، منعقد شده است تا هیچگونه تغییری در وضعیت نیروهای موجود ایجاد نشود و در شرایط فعلی، دغدغه تازهای به مردم منطقه تحمیل نگردد. افزون بر این، روند توسعه جدید نهفقط به کاهش اشتغال منجر نخواهد شد، بلکه به نیروی انسانی بیشتری نیز نیاز خواهد داشت.
تجربههای پیشین نیز موید همین رویکرد است. برای نمونه، در پروژه بیدبلند و طرح جمعآوری گازهای مشعل، حدود ۸۶ تا ۸۷ درصد نیروی انسانی بهکارگرفتهشده، بومی استان خوزستان بودند و فقط ۱۲ تا ۱۳ درصد نیروها در دفاتر مستقر در تهران و سایر مناطق فعالیت داشتند. در ادامه نیز تلاش خواهد شد با رویکرد توسعه متوازن و با بهرهگیری از ظرفیتهای بودجهای پیشبینیشده از سوی وزارت نفت در چارچوب این قرارداد، هم زیرساختهای معیشتی مردم منطقه تقویت و هم حداکثر توان و ظرفیت بومی در فرایند توسعه به کار گرفته شود.
انتهای پیام/