هیثم الغیص، دبیرکل سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، در یادداشتی، به گفتوگوی فاتح بیرول، دبیرکل آژانس بینالمللی انرژی، درباره تولیدکنندگان حوزه خلیج فارس واکنش نشان داد و نوشت:
فاتح بیرول، رئیس آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، در گفتوگویی با روزنامه «نشنال» در تاریخ هشتم ژوئیه ۲۰۲۶ (۱۷ تیر) هنگام صحبت درباره وضعیت تنگه هرمز، گفت که صادرکنندگان نفت خلیج فارس «باید اعتبار خود را بهعنوان صادرکنندگان قابلاعتماد بازیابند».
چنین توصیفی از تولیدکنندگان، قضاوتی بر مبنای ارزشها و معیارهای شخصی است. به گفته بیرول، تولیدکنندگان خلیج فارس دیگر تأمینکنندگان قابلاعتمادی در حوزه نفت بهشمار نمیآیند. هر چند این ادعا عنوانی آسان برای گزارشهای خبری است، اما اشکالهای زیادی دارد.
سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) چالشهای مربوط به اختلال تردد از تنگه هرمز را نادیده نمیگیرد. با این حال، دیگران هم نباید با لفاظیها و دیدگاههای کلی، اطلاعات و شواهد تاریخی را نادیده بگیرند. چنین نگرشی از اهمیت بالایی برخوردار است.
تنگه هرمز به مدت دهها سال آبراهی حیاتی برای تجارت جهانی بوده است و تولیدکنندگان خلیج فارس عضو اوپک، تأمینکنندگان قابلاعتماد نفت و فرآوردههای نفتی برای مصرفکنندگان بودهاند. آنها نفت خام و فرآوردههای نفتی را در بحرانهای بیشمار جهان و منطقه، از جمله در جریان برخی از آشفتهترین رویدادهای قرن بیستم و بیستویکم، عرضه کردهاند.
این موضوع را میتوان در سرمایهگذاریهای قابلتوجه تولیدکنندگان این منطقه در ظرفیتهای بخش بالادستی، پالایشگاهها، پایانههای صادراتی، خطوط لوله و طرحهای ذخیرهسازی مشاهده کرد که بهمنظور حصول اطمینان از عرضه نفت خام به بازارهای جهانی انجام گرفته است. علاوه بر این، تولیدکنندگان این منطقه هزینههای مربوط به ظرفیت مازاد را به دوش کشیدهاند، ظرفیتی که در جریان بحرانهای گذشته مورد استفاده قرار گرفته است. این موضوع بهویژه به نفع مصرفکنندگان بوده است.
اعتبار آنها همچنین در همان الگوهای تجاری نمایان میشود که دلیل اهمیت تنگه هرمز است. ادعای تضعیف بنیادین سابقه آنها به دلیل بحرانی که همچنان هم ادامه دارد، نوعی قضاوت شتابزده درباره عملکرد بلندمدت بر اساس تلاطمی کوتاهمدت است.
در واقع، بسیاری از این تولیدکنندگان در یافتن فعالانه راهکارهایی با هدف تقویت امنیت عرضه پیشتاز بودهاند. هرگونه قضاوت درباره کلیت عملکرد یک کشور به عنوان تأمینکنندهای قابلاعتماد، باید بر اساس شواهد محکم و دادههای چند ده ساله آن باشد.
برای نمونه، جایگاه اروپا بهعنوان یک قدرت صنعتی را نمیتوان صرفاً با تخریب زیرساختهای تولیدی آن در جریان جنگ جهانی دوم ارزیابی کرد.
افزون بر این، تبیین دقیق ماهیت این اختلال اهمیت ویژهای دارد. بحران کنونی ناشی از درگیریهای نظامی و تأثیر آن بر مسیر ترانزیت دریایی است. این بحران یک آسیبپذیری در سطح این سامانه است و مدرکی برای عملنکردن تولیدکنندگان به قراردادها محسوب نمیشود.
ارزیابی دقیق امنیت انرژی به جای تمرکز بر تولیدکنندگان برای «بازسازی اعتبار خود»، باید بر تمهیدات امنیتی پیرامون این مسیر دریایی حیاتی متمرکز باشد.
سازمانهای بینالمللی و بیندولتی باید پل ارتباطی بین تولیدکنندگان و مصرفکنندگان باشند و نقاط مرجع و تحلیل مشترک ارائه دهند. چنین نقش ارتباطی با موضعگیریهای اخلاقی و علنی در گفتوگو با رسانهها درباره «اعتماد» همخوانی ندارد.
روایت بیرول از «اعتماد» هم تقریباً بهطور کامل از منظر مصرفکنندگان شکل گرفته، هر چند تحلیل دقیق مستلزم نگاهی همهجانبه است. با اینکه دغدغه خریداران واقعی است، اما تولیدکنندگان هم تمایل زیادی به برقراری ثبات دارند.
زیر سؤال بردن اعتبار تولیدکنندگان تنها چند ماه پس از بحران ناشی از اختلال تردد موقت از یک آبراه، به سود هیچکس نیست. چنین رخدادی همچنین میتواند پیامدهایی بالقوه در دنیای واقعی داشته باشد، بهویژه اگر سرمایهگذاریها را تحتتأثیر قرار دهد.
تنگه هرمز همچنان اهمیت خود را حفظ کرده است و هیچکس نباید اعتبار تولیدکنندگان حوزه خلیج فارس را زیر سوال ببرد. در واقع، آژانس بینالمللی انرژی باید آنها را بهعنوان شرکایی فعال در مسیر دستیابی به راهکاری امن در نظر بگیرد، نه تولیدکنندگانی که نیازمند «بازسازی اعتماد» هستند.
انتهای پیام/