به نقل از خبرگزاری فارس؛ با وجود سالها تأکید رسمی بر توسعه مناسبات اقتصادی ایران و روسیه، تجارت دو کشور هنوز با ظرفیتهای واقعی فاصلهای معنادار دارد. در حالی که بارها از امکان جهش مبادلات دوجانبه تا سطوحی بسیار بالاتر سخن گفته شده، واقعیت میدانی نشان میدهد موانع مالی، بانکی، لجستیکی و حتی فرهنگی همچنان دستوپای این رابطه تجاری را بسته است. از یک سو، ضعف کریدورهای حملونقل، محدودیت بنادر و چالشهای مسیرهای ترانزیتی، دسترسی ایران به بازار روسیه را پرهزینه و کند کرده و از سوی دیگر، نبود سازوکارهای روان تسویه مالی، تجارت مستقیم را به نفع واسطهها و تراستیها عقب رانده است.
نتیجه این وضعیت آن است که حتی در خرید کالاهای اساسی و غلات روسی نیز ایران در بسیاری از موارد ناچار به استفاده از مسیرهای غیرمستقیم و پرداخت هزینههای مضاعف میشود. در کنار این مشکلات، ضعف شناخت متقابل تجار دو کشور از فرهنگ بازار یکدیگر نیز مزید بر علت شده و فرصتهای تجاری را محدود کرده است. سیدرضا رفیعی، عضو هیئتمدیره اتاق مشترک بازرگانی ایران و روسیه، در این گفتوگو از گرههای اصلی تجارت میان دو کشور، نقش مخرب واسطهها، مسیر پیچیده تأمین مالی خرید غلات و همچنین راهکارهای عبور از این بنبستها سخن گفته است.
با وجود تأکیدات مکرر بر توسعه تجارت ایران و روسیه از سوی مقامات دولتی و بخش خصوصی، چرا هنوز تجارت دو کشور به سطح قابل قبول نرسیده و عملاً صادرات ما به روسیه در حد مطلوب نیست؟ بزرگترین موانع این تجارت را در چه میدانید؛ تحریم، مسئله بانک، حملونقل، بروکراسیهای داخلی یا ضعف بخش خصوصی؟
رفیعی: برای اینکه یک مبادله خوب و مؤثر با یک کشور داشته باشیم، چند نکته برای تجارت مهم است؛ یکی بحث لجستیک است، یکی دیگر منشأ خرید و موضوع دیگر مبادله یا تسویه حسابهای تجاری است. اگر یک مروری بر حوزه ایران و روسیه داشته باشیم، متوجه میشویم که ما در چند حوزه دچار گرفتاریهای جدی هستیم و همین مسائل باعث شده که نتوانیم روابط تجاریمان را توسعه بدهیم و به آن سقفی که مدنظر است، نرسیم. گاهی گفته میشود این سقف میتواند تا ۱۲ میلیارد دلار هم توسعه پیدا کند، اما ما هنوز فاصله جدی با آن داریم.
در حوزه حملونقل و لجستیک ما مشکل داریم. کریدورهایمان را توسعه ندادهایم. یکی از مشکلات این است که سطح آب دریای خزر پایین میرود و عملاً کشتیرانی در دریای خزر برای کشتیهای بالای ۵ هزار تن با چالش مواجه شده و خواهد شد. بندر کاسپین در منطقه آزاد انزلی میتواند کشتی بزرگ را پذیرش کند، اما مابقی بنادر تقریباً از دستور کار خارج شدهاند. در سمت غرب دریای خزر، بحث آستارا را داریم که با ترافیک و محدودیتهای کشور آذربایجان مواجه است. من بارها و طی سالهای متعدد، درباره فعالسازی کریدورهای شرق دریای خزر بهخصوص اینچهبرون با فعالان رسانه صحبت کردهام و دوست داشتهام توجه مسئولان کشور را به این موضوع جلب کنم. با توجه به جنگهای اخیر، اهمیت کریدورها بهویژه کریدورهای شمالی و بحث اینچهبرون بسیار جدیتر شده است.
پس ما در حوزه حملونقل هم با بحث کریدورها مواجهیم، هم با بحث شرکتهای بزرگ حملونقلی که باید توسعه پیدا کنند. ما در این زمینه ضعیف هستیم و باید به توسعه آن فکر جدی کنیم و آن را در دستور کار کشور قرار دهیم. اگر شرق خزر را فعال کنیم، قطعاً دسترسیمان به بازارهای غرب روسیه که واقعاً تا حدی فراموش شدهاند، بهتر میشود. ما وقتی میگوییم تجارت با روسیه، فقط مسکو در ذهن تجار ایرانی میآید، در حالی که فرصت شرق روسیه یک فرصت خاص و بیبدیل است، چون دسترسی ما به آن راحتتر است و میتوانیم به بازارهای کمرقیبتری برسیم.
به موضوع منشأ خرید هم اشاره کردید. مشکل ما در خرید کالا از روسیه دقیقاً چیست و چرا بخش مهمی از کالاهایی که از روسیه میخریم، با منشأ خود روسیه تسویه یا تأمین نمیشود؟
رفیعی: ما با روسیه تجارت میکنیم، اما در عمل بخش قابل توجهی از خریدهای ما بهصورت مستقیم از طرف روسی انجام نمیشود. برای مثال در حوزه غلات، اگرچه منشأ کالا روسیه است، اما تسویه و فرایند خرید در بسیاری از موارد از طریق کشورهایی مانند امارات، ترکیه، عمان و دیگر کشورهای واسطه انجام میشود. این موضوع یکی از نقاط منفی در تجارت ایران و روسیه بهشمار میرود.
بر اساس برآوردی که انجام داده بودم، تنها حدود ۳۰ درصد از کالاهایی که از روسیه وارد میکنیم، با منشأ و مبدأ مستقیم روسیه خریداری میشود؛ در مقابل، حدود ۷۰ درصد دیگر از مسیر کشورهایی مانند امارات متحده عربی، عمان، ترکیه و سایر واسطهها تأمین میشود. به بیان دیگر، ما کالایی مانند غله را که منشأ آن روسیه است، نه مستقیماً از فروشنده روسی، بلکه از طریق شرکتهای مستقر در کشورهای ثالث خریداری میکنیم.
دلیل رایج شدن این رویه، مشکلات بانکی و محدودیتهای مربوط به تسویهحسابهای ارزی بوده است. بخش زیادی از مبادلات ما با استفاده از درهم انجام میشد؛ یعنی وقتی قصد خرید غله از روسیه را داشتیم، بهجای آنکه مستقیماً از طرف روسی خرید کنیم و با روبل تسویه داشته باشیم، از یک شرکت اماراتی خرید انجام میدادیم و پول آن را نیز با درهم امارات پرداخت میکردیم.
در نتیجه، بخشی از جریان پول در اختیار تراستیها و واسطهها قرار میگرفت و عملاً خرید ما از مسیر یک کشور ثالث انجام میشد. بنابراین، هرچند کالای مورد نیاز ما روسی بود، اما نه خرید بهصورت مستقیم از روسیه انجام میشد و نه تسویه با روبل صورت میگرفت؛ بلکه معامله از کانال واسطهها و با درهم امارات پیش میرفت. همین مسئله هم هزینه تجارت را افزایش میداد و هم وابستگی به واسطههای بیرونی را بیشتر میکرد.
در صورتی که کالاها را از روسیه میخریدیم شرایط پرداخت پول چگونه بود؟
رفیعی: مسیر تأمین پول برای خرید غله به این صورت بود که ایران نفت خود را به چین میفروخت و منابع حاصل از آن بهصورت یوان در چین باقی میماند. اما این یوان بهطور مستقیم برای خرید کالاهای اساسی از روسیه قابل استفاده نبود. به همین دلیل، این منابع در اختیار تراستیها یا واسطههای مالی در امارات قرار میگرفت تا پس از چند مرحله جابهجایی، به درهم تبدیل شود.
پس از آن، برای خرید غلات و نهادههای دامی از روسیه، دوباره نیاز بود این درهم در امارات به روبل روسیه یا ارزهای جهانروا تبدیل شود. در واقع، پولی که از محل فروش نفت به دست آمده بود، پیش از آنکه به خرید کالای اساسی منجر شود، چند بار میان واسطهها و ارزهای مختلف دستبهدست میشد.
نتیجه این روند آن بود که شرکتهای اماراتی بهعنوان واسطه وارد معامله میشدند، غلات را خریداری میکردند و سپس همان کالا را با قیمت بالاتر به ایران میفروختند؛ در حالی که مبدأ حمل کالا همچنان روسیه بود. این سازوکار نشان میدهد که توسعه تجارت ایران و روسیه، بدون حلوفصل مسائل مالی و بانکی، عملاً پرهزینه و ناکارآمد باقی میماند.
در حوزه روابط بانکی و تسویه مالی، آیا راهحلهای عملی وجود دارد یا اینکه تحریمها و محدودیتهای بانکی، عملاً هر راهی را بسته است؟
رفیعی: راهحل این مشکل وجود دارد، اما اجرای آن نیازمند هماهنگی همزمان میان بانک مرکزی، نهادهای تجاری، وزارت جهاد کشاورزی و واردکنندگان نهادههای دامی و کالاهای اساسی است.
همیشه راهحلهای متعددی وجود دارد، اما این موضوع همدلی و همبستگی نهادهای مختلف را میخواهد.
به موضوع تراستیها اشاره کردید. نقش آنها در تجارت ایران و روسیه چیست و چه آسیبی به اقتصاد و قیمت تمامشده وارد میکنند؟
رفیعی: متأسفانه تراستیها برای کشور گرفتاریهای عدیدهای ایجاد کردهاند. برخی مواقع پولها در این مسیرها عملاً از بین میرود، حالا چه با دلیل و چه بیدلیل، و ما گرفتار میشویم. پول چند دست میچرخد، هزینه تمامشده پول بالا میرود، زمان از دست میرود و در نهایت کالا با قیمت بالاتری به دست ما میرسد.
ما متوجه شدیم در شرق روسیه، چینیها وارد کشت فراسرزمینی شدهاند و بخشی از سرزمین روسیه را هم برای کشت تحت قرارداد گرفتهاند. این یعنی چینیها عملاً در تولید بخشی از غلاتی که در شرق روسیه تولید میشود، سهم یا نوعی مالکیت اقتصادی دارند. حالا نیاز بود که بانک مرکزی و صاحبان یوان در چین، به سراغ همان شرکتهایی بروند که در چین کشت فراسرزمینی انجام میدهند و صاحب غلات هستند. این غلات را میتوان با خط ریلی بهراحتی به ایران منتقل کرد.
در این صورت بهجای اینکه یوان چند بار به ارزهای دیگر تبدیل شود و چند بار هزینه و ریسک ایجاد کند، میشود همان تهاتر را مستقیمتر انجام داد و غلات را گرفت. این مدل، جلوی حضور پرهزینه تراستیها را میگیرد، جلوی چندبار چرخش پول و تعلل در دستیابی به منابع را میگیرد و هزینه نهایی را کاهش میدهد. به نظرم این یکی از راهحلهایی بوده که خیلی دربارهاش صحبت شده، اما به آن کم پرداختهاند.
در حوزه حملونقل و کریدورها، مشخصاً چه ضعفهایی داریم و چرا کریدورهای شرقی روسیه، بهخصوص اینچهبرون، باید جدیتر مورد توجه قرار بگیرند؟
رفیعی: در این بخش ما واقعاً مشکل داریم. اگر بخواهم صریح بگویم، ما کریدورهایمان را توسعه ندادهایم. یکی از دغدغههای مهم این است که با پایین رفتن سطح آب دریای خزر، کشتیرانی برای کشتیهای بزرگتر با چالش مواجه میشود. از طرف دیگر، بنادری مثل بندر کاسپین ظرفیتهایی دارند، اما همه بنادر چنین ظرفیتی ندارند و بخشی از آنها عملاً از کارایی لازم خارج شدهاند.
در سمت غرب دریای خزر، آستارا را داریم که با ترافیک و محدودیتهای کشور آذربایجان روبهرو است. همین موضوع نشان میدهد نباید فقط به یک مسیر وابسته بمانیم. من بارها تأکید کردهام که فعالسازی کریدورهای شرق خزر، بهخصوص اینچهبرون، باید در دستور کار جدی کشور باشد. با توجه به جنگهای اخیر، اهمیت کریدورهای شمالی بیشتر هم شده است.
اگر شرق خزر را فعال کنیم، دسترسی ما به بازارهای غرب روسیه بهتر میشود و در عین حال از آن نگاه سنتی که فقط مسکو را در ذهن تجار ایرانی زنده میکند، فاصله میگیریم. شرق روسیه خودش فرصت خاص و بیبدیلی است. دسترسی به آن راحتتر است و میتوانیم به بازارهای کمرقیبتری وارد شویم. ما باید هم به توسعه شرکتهای بزرگ حملونقلی فکر کنیم و هم کریدورها را بهعنوان یک اولویت ملی ببینیم.
با توجه به همه این مشکلات، راهحل واقعی برای ساماندهی نقلوانتقالات مالی و کاهش وابستگی به تراستیها چیست؟
رفیعی: راهحل وجود دارد، اما باید با همافزایی و هماهنگی نهادها پیش برویم. همانطور که عرض کردم، یکی از مسیرهای مهم این است که از منابع یوانی که در چین داریم، بهشکل مستقیمتری برای خرید کالاهای اساسی استفاده کنیم. اگر ما نفت را به چین میفروشیم و یوان در اختیار داریم، میتوانیم بهجای اینکه این پول چند بار بچرخد و از مسیرهای پرهزینه عبور کند، مستقیم به سمت خرید کالاهای مورد نیاز برویم.
در مورد غلات هم همینطور است. اگر چین در شرق روسیه در قالب کشت فراسرزمینی یا کشت تحت قرارداد حضور دارد و غلاتی تولید میشود که امکان جابهجایی ریلی هم دارد، میتوان این زنجیره را به ایران متصل کرد. اینجا بانک مرکزی، شرکتهای تجاری، وزارت جهاد کشاورزی و فعالان بخش خصوصی باید در یک مسیر قرار بگیرند. اگر این هماهنگی شکل بگیرد، هم از تراستیها عبور میکنیم، هم هزینهها کاهش پیدا میکند، هم سرعت بالا میرود و هم قیمت تمامشده برای کشور پایین میآید.
این همان ظرفی است که باید پوشش داده شود و اگر این اتفاق بیفتد، روابط تجاری ایران و روسیه واقعاً میتواند از حالت فعلی خارج شود و به سطحی برسد که سالها دربارهاش صحبت شده است.
از منظر فرهنگی و تجاری، آیا فعالان اقتصادی دو کشور شناخت کافی از بازار یکدیگر دارند؟
رفیعی: متأسفانه نه تجار ایرانی با فرهنگ بازار روسیه آشنا هستند و نه تجار روسی با فرهنگ بازار ایران و شیوه تجارت با ایران شناخت کافی دارند. روسها به زبان روسی حرف میزنند، زبان انگلیسی را خیلی خوب بلد نیستند و خیلی هم اهل ایمیل نیستند. مدل خریدشان بیشتر دیداری و حضوری است، در حالی که تجار ما میخواهند این مسئله را با ایمیل و بدون حضور در نمایشگاهها حل کنند.
به نظر من اینجا جایی است که اتاق بازرگانی باید وارد عمل شود و یک فرهنگسازی واقعی ایجاد کند و اطلاعات طرفین را تبادل کند. اتاق مشترک هم در دستور کار خودش این کار را قرار داده است. نظرسنجیهایی که از اعضای اتاق مشترک ایران و روسیه در کمیسیون انرژی و صنعتی انجام دادیم، نشان داد بخش زیادی از تجار ما با بازار روسیه و فرهنگ تجاری آن آشنا نیستند. قرار شده آموزشهای لازم برای تجار ایرانی فراهم شود و از طرف دیگر، محتواهایی هم در اختیار تجار روسی قرار بگیرد تا شناخت کافی نسبت به بازار و نحوه تعامل با بازار ایرانی پیدا کنند.
انتهای پیام/