۱۲:۵۲

۱۴۰۵/۰۴/۲۳

بازار انرژی در آستانه شوک بزرگ بسته شدن تنگه باب‌المندب

تنگه باب المندب
دنیا تصور می‌کرد با تشدید تنش در هرمز، حداقل یک راه جایگزین برای عبور نفت خلیج‌فارس وجود دارد، اما همزمانی تهدید‌ها علیه باب‌المندب، این آخرین پناهگاه را هم به کام نفتکش‌ها جهنم کرده است.
کد خبر : ۸۰۲۰
به گزارش هاب صنعت؛

به نقل از خبرگزاری فارس؛ تحولات سیاسی و امنیتی جاری در دو سوی خاورمیانه، بار دیگر نگاه‌ها را به نقش تعیین کننده تنگه‌های استراتژیک در معادلات انرژی و تجارت جهانی دوخته است. همزمان با اعلام توقف شبه کامل تردد دریایی در تنگه هرمز از بامداد امروز سه شنبه، اخبار از یمن نیز حاکی از تشدید درگیری‌ها و افزایش احتمال بسته شدن باب المندب به عنوان یک کارت فشار راهبردی در منازعات سیاسی و نظامی است.

دولت عدن وابسته به ریاض دیروز دوشنبه رسماً اعلام کرد که باند فرودگاه بین المللی صنعاء را هدف قرار داده تا از نشستن یک هواپیمای ایرانی جلوگیری کند.

در مقابل، جنبش انصارالله در صنعاء با محکوم کردن این اقدام، رژیم سعودی را به انجام حملات هوایی علیه این فرودگاه متهم کرد و وعده پاسخ کوبنده به این تجاوز را داد. این وعده دیشب (دوشنبه شب) به مرحله اجرا درآمد و نیرو‌های مسلح یمن با حملات موشکی و پهپادی، فرودگاه اب‌ها در عمق خاک عربستان سعودی را هدف قرار دادند و عملاً پاسخ عملی خود را به تجاوزات اخیر نشان دادند.

در همین حال، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا دیشب اعلام کرد که واشنگتن پس از فروپاشی آتش بس چند هفته اخیر با ایران، محاصره کامل دریایی علیه تهران را از سر خواهد گرفت. 

ترامپ گفت آمریکا مانع استفاده کشتی‌های ایرانی و متحدانشان از تنگه هرمز خواهد شد و نقش «نگهبان تنگه هرمز» را بر عهده خواهد گرفت.

آنچه بیش از هر چیز اقتصاددانان و تحلیلگران انرژی را نگران کرده، احتمال همزمانی اختلالات در دو نقطه کانونی است.

تجربه ماه‌های گذشته نشان داده که نیرو‌های مسلح یمن با اجرای بیش از ۱۰۰ حمله علیه نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری، عملاً ثابت کرده‌اند که حتی بدون کنترل کامل هر دو کرانه این آبراه، می‌توانند امنیت تردد را به صفر برسانند.

نتیجه این ناامنی در آمار‌ها به وضوح دیده می‌شود؛ جایی که عبور نفت از باب المندب از حدود ۹ میلیون بشکه در سال ۲۰۲۳ به کمتر از ۴ میلیون بشکه در سال ۲۰۲۴ سقوط کرده است.

این یعنی ترس از جنگ و افزایش نجومی حق بیمه‌ها و نیز تغییر مسیر اجباری کشتی‌ها توسط شرکت‌های بزرگ حمل‌ونقل، به تنهایی توانسته تردد در این آبراه حیاتی را تا مرز فلج شدن کاهش دهد، آن هم پیش از آنکه حتی یک حرکت نظامی جدی برای بستن آن صورت گیرد.

باب المندب؛ نبض خاموش اقتصاد اروپا و چین

اهمیت باب المندب را باید در ابعاد کلان تجارت جهانی جست‌و‌جو کرد. این تنگه که باریک‌ترین نقطه آن تنها ۳۰ کیلومتر است، نه تنها حلقه اتصال دریای سرخ به خلیج عدن و اقیانوس هند محسوب می‌شود، بلکه دروازه ورود به کانال سوئز و دریای مدیترانه است.

روزانه حجم عظیمی بین ۷ تا ۱۰ میلیون بشکه نفت از این مسیر عبور می‌کند و سهم آن از تجارت جهانی که عازم اروپا، آمریکا و بازار‌های آسیایی است، به حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد می‌رسد. افزون بر این، حدود یک چهارم نیاز اروپا به گاز طبیعی مایع نیز از همین گذرگاه تأمین می‌شود.

هزینه حمل کشتی‌ها با بسته شدن باب المندب ۲ برابر می‌شود

آمار‌ها نشان می‌دهد سالانه بیش از ۲۱ هزار کشتی با ارزش محموله‌ای بالغ بر ۷۰۰ میلیارد دلار از این تنگه عبور می‌کنند. حالا تصور کنید که این شریان حیاتی به هر دلیلی مسدود شود. 

کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که زمان سفر بین آسیا و اروپا از ۳۱ روز به بیش از ۴۰ روز افزایش می‌یابد و هزینه حمل یک کشتی کانتینری متوسط از یک میلیون دلار به حدود ۱.۷ میلیون دلار جهش خواهد کرد؛ آن هم بدون احتساب هزینه‌های سربار مانند سوخت، دستمزد خدمه و حق بیمه‌های نجومی

ضربه مهلک به اقتصاد مصر

تأثیر این بحران تنها به بازار نفت محدود نمی‌ماند. انعکاس مستقیم ناامنی در باب المندب را می‌توان در آمار درآمد‌های کانال سوئز مشاهده کرد. درآمد مصر از این گذرگاه طلایی از ۱۰.۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به حدود ۴ میلیارد دلار در سال گذشته سقوط کرده است. تعداد کشتی‌های عبوری از بیش از ۲۶ هزار فروند به حدود ۱۳ هزار فروند کاهش یافته که این مسئله، ضربه‌ای سنگین به منابع ارزی مصر و فشار مضاعفی بر بودجه و نرخ برابری پوند این کشور وارد کرده است.

نقشه جدید انرژی؛ خط لوله شرق-غرب در تیررس

یکی از نکات ظریف و مهم در این معادله، نقش خط لوله «شرق-غرب» عربستان است. این خط که توان انتقال ۷ میلیون بشکه نفت در روز را دارد، در هفته‌های اخیر و همزمان با اختلال در هرمز، پناهگاه اصلی ریاض برای صادرات نفت خود بوده است. 

اما این مسیر جایگزین نیز برای رسیدن به بازار‌های آسیایی، ناگزیر از عبور از کنار باب المندب است؛ یعنی دقیقاً همان نقطه‌ای که نیرو‌های مسلح یمن تهدید به بستن آن کرده‌اند. به این ترتیب، حلقه فشار بر عربستان سعودی و متحدانش تنگ‌تر می‌شود و نشان می‌دهد که چگونه جبهه مقاومت با طراحی یک معماری هوشمندانه، دو شریان حیاتی نفت خلیج فارس را به هم گره زده است.

در این میان، کارشناس ارشد بازار‌های نفت و انرژی با اشاره به وابستگی شدید چین به نفت خلیج فارس و به ویژه عربستان، معتقد است که پکن بیش از هر بازیگر دیگری از بسته شدن باب المندب متحمل خسارت خواهد شد. چین از یک سو برای تأمین انرژی خود به این مسیر وابسته است و از سوی دیگر، بخش عظیمی از مبادلات تجاری‌اش با اروپا از کانال سوئز و دریای سرخ عبور می‌کند. همزمان، هند، ژاپن و کره جنوبی نیز در لیست طولانی آسیب پذیرترین اقتصاد‌های این بحران قرار دارند.

راه تلخ دماغه امید؛ هزینه گزاف دور زدن آفریقا

گزارش جدید سازمان ملل متحد در حوزه تجارت و توسعه (آنکتاد) نشان می‌دهد که تغییر مسیر کشتی‌ها از باب المندب به سمت دماغه امید نیک در جنوب آفریقا، موجب افزایش ۳ درصدی تقاضای جهانی برای کشتی و ۱۲ درصدی برای کشتی‌های کانتینری تا اواسط سال ۲۰۲۴ شده است. این تغییر مسیر اجباری، نه تنها هزینه‌های سوخت و اجاره کشتی را به طرز چشمگیری بالا برده، بلکه فشار بی سابقه‌ای بر بنادر جهانی و افزایش بی سابقه نرخ کرایه حمل بار را در پی داشته است.

لوری هیتایان، کارشناس ارشد امور انرژی، در این باره هشدار می‌دهد که تأثیر تعطیلی باب المندب هرگز به نفت و گاز محدود نبوده و به تمامی زنجیره‌های تأمین کالا‌های اساسی و صنعتی تسری می‌یابد. به گفته وی، طولانی شدن مسیر حمل کالا از آسیا به اروپا بین ۱۵ تا ۲۰ روز، فشار تورمی عظیمی بر اقتصاد‌های جهان وارد می‌کند که دامن گیر همه کشور‌ها از اروپا تا آسیا خواهد شد.

جهان در انتظار یک شوک بزرگ

فشار همزمان بر هرمز و باب المندب، معادلات انرژی و تجارت جهانی را به پیچیده‌ترین وضعیت ممکن رسانده است. با توجه به اینکه شرکت‌های بزرگی همچون مرسک و هاپاگ-لوید به تازگی برنامه‌های خود را برای بازگشت تدریجی به دریای سرخ اعلام کرده بودند، اما اکنون به نظر می‌رسد با عمق گرفتن بحران و پاسخ نظامی یمن به تجاوزات سعودی، این بازگشت به تعویق افتاده و جهان باید خود را برای دوره‌ای طولانی از گرانی و عدم قطعیت در زنجیره تأمین آماده کند. 

کارشناسان معتقدند همگرایی این دو تهدید، به گسترش دایره درگیری‌ها و نیاز به تدابیر بین المللی بزرگتری دامن خواهد زد، چرا که منافع حیاتی قدرت‌های بزرگ از آمریکا و اروپا تا چین، هند و کره جنوبی، همگی در کانون این آتش فروزان قرار گرفته است.

انتهای پیام/


گزارش خطا
ارسال نظر
captcha