به نقل از خبرگزاری فارس؛ بامداد امروز، خبری ناگهانی دنیای سیاست آمریکا را تکان داد. دفتر ارتباطات سناتور لیندسی گراهام با انتشار بیانیهای رسمی، از درگذشت این سناتور جمهوریخواه بر اثر یک دوره بیماری کوتاه و ناگهانی خبر داد.
گراهام که از سال ۲۰۰۲ تا زمان مرگ، کرسی سنای آمریکا را در اختیار داشت، در سالهای اخیر به عنوان یکی از سرسختترین چهرههای ضدایرانی در کنگره شناخته میشد.
مرگ او در حالی رخ میدهد که تنها چند ماه از تجاوز نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل علیه ایران میگذرد؛ عملیاتی که به اعتراف رسانههای آمریکایی، گراهام نقشی کلیدی در شکلگیری آن ایفا کرده بود.
اما آنچه این سناتور جنوبی را در تاریخ روابط ایران و آمریکا ماندگار کرد، تنها مشی نظامیگرایانه او نبود؛ گراهام معمار اصلی کارزار فشار حداکثری بر اقتصاد ایران به شمار میرفت. تاکتیک او نه بر تحریمهای معمول، که بر قطع کامل درآمدهای نفتی و ارزی ایران متمرکز بود.
گراهام از همان روزهای نخست سناتوری، ایران را به عنوان اصلیترین تهدید موجودیت اسرائیل و امنیت منطقه معرفی میکرد.
او که با القابی، چون «شاهین جنگ» و «بازِ تندروی جمهوریخواهان» شناخته میشد، هیچگاه تلاش نکرد چهرهای معتدل از خود به نمایش بگذارد.
اما اوج فعالیتهای او علیه ایران، به ماههای اخیر و همزمان با روی کار آمدن مجدد دونالد ترامپ بازمیگردد.
لابیگری با چوب گلف و شام
رسانههای معتبر آمریکایی نظیر والاستریت ژورنال و پلیتیکو، داستان جالبی از نحوه نفوذ گراهام بر ترامپ روایت کردهاند.
به گفته خود گراهام، کارزار او برای متقاعد کردن ترامپ به حمله به ایران، از یک دور بازی گلف در سال ۲۰۲۴ آغاز شد. او در آن روز، نخستین جرقهها را در ذهن رئیسجمهور آمریکا کاشت. او در گفتوگو با ترامپ، ایران را «سد اصلی صلح در خاورمیانه» معرفی کرد و وعده داد که با سرنگونی این نظام، «ایالات متحده کنترل نزدیک به یکسوم از ذخایر نفتی جهان را در اختیار خواهد گرفت».
اما استراتژی گراهام صرفاً به زمین گلف محدود نمیشد. او همزمان از دو جبهه عمل میکرد؛ در صحنه علنی، با حضور مداوم در شبکههای تلویزیونی محبوب ترامپ، وحشت از برنامه هستهای ایران را دامن میزد و با چربزبانی، ترامپ را به عنوان تنها رهبری معرفی میکرد که جرأت رویارویی با ایران را دارد.
در پشت صحنه نیز، با رفت و آمدهای مداوم به مار-ئه-لاگو و برگزاری جلسات خصوصی با نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، پازل جنگ را تکمیل کرد. او حتی به رسانهها گفت که نحوه ارائه اطلاعات محرمانه به ترامپ را شخصاً به نتانیاهو آموزش داده است.
اهرم فشار اقتصادی؛ محاصره نفتی و تهدید به بستن هرمز
گراهام در کنار مشی نظامی، یک نظریه اقتصادی برای شکست ایران داشت. او معتقد بود که کلید تسلیم ایران، بستن دریچههای درآمدی آن است. این باور، او را به یکی از طراحان اصلی طرحهای تحریمی فراگیر تبدیل کرد. مهمترین ابتکار عمل گراهام، طرحی بود که بر اساس آن، هر کشوری که از ایران، روسیه یا ونزوئلا نفت بخرد، مشمول تعرفه ۵۰۰ درصدی برای واردات به آمریکا میشد.
او به صراحت اعلام کرده بود که هدف این طرح، تحت فشار قرار دادن چین و هند برای قطع خرید نفت از ایران است. اما گراهام فراتر از تحریمهای خریداران، به دنبال کنترل مستقیم میادین نفتی و آبراههای منطقه نیز بود.
در یکی از مصاحبههای جنجالی خود در سال ۲۰۲۶، او به صراحت از اشغال جزیره خارک و تصاحب منابع نفتی ایران به عنوان «سرمایهگذاری» یاد کرد که سود کلانی برای آمریکا به همراه خواهد داد.
هدف نهایی گراهام؛ حذف ایران از معادلات تنگه هرمز
شاید مهمترین بخش ایدئولوژی اقتصادی گراهام، اصرار او بر حذف کامل ایران از معادلات تنگه هرمز بود. ماهها قبل از حمله نظامی، گراهام در شبکههای اجتماعی و مصاحبههای خود بارها هشدار داده بود که «وضعیتی که در آن رژیم ایران به دلیل کنترل بر تنگه هرمز زنده بماند و جهان را باجخواهی کند، قابل قبول نیست».
او تأکید کرده بود که «جنگ با ایران، چه از طریق دیپلماسی و چه از طریق نظامی، باید به گونهای پایان یابد که کنترل تنگه هرمز در دست ایران نباشد».
این سخنان به خوبی نشان میدهد که گراهام، امنیت انرژی جهان را گروگان قدرت نظامی ایران در خلیج فارس میدانست و هدف نهایی او، شکستن این معادله و بازپسگیری کنترل این آبراه حیاتی توسط آمریکا و متحدانش بود.
مرگ در اوج جنون؛ نقطهپایان یک عمر دشمنی
مرگ ناگهانی گراهام در حالی رخ میدهد که طرحهای اقتصادی و نظامی او علیه ایران در حال اجرا بود. او که در ماههای پایانی عمرش، به عنوان رئیس کمیته بودجه سنا فعالیت میکرد، با ابزار قدرت مالی خود سعی داشت بودجههای هنگفتی را به جنگ با ایران اختصاص دهد.
ایتامار بنگویر، وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی نیز در واکنش به مرگ او، در پیامی گراهام را «بزرگترین دوست اسرائیل» خواند و تأکید کرد که او «نه از سر آسانی، بلکه به دلیل اعتقاد قلبی، در کنار اسرائیل ایستاد». این پیام، به خوبی گویای عمق همگرایی دیدگاههای گراهام با محور تندروی رژیم صهیونیستی بود.
انتهای پیام/