۱۴:۱۶

۱۴۰۵/۰۳/۲۲

ناترازی برق و هزینه‌ای که صنعت کشور می‌پردازد

نیروگاه برق
ناترازی برق در سال‌های اخیر، با تشدید محدودیت مصرف در فصول گرم، فشار مضاعفی بر بخش صنعت وارد کرده؛ فشاری که می‌تواند بر تولید و تحقق اهداف رشد صنعتی اثرگذار باشد.
کد خبر : ۷۱۶۸
به گزارش هاب صنعت؛

به نقل از خبرگزاری فارس، ناترازی انرژی به اختلاف تجمعی میان انرژی تولیدشده و انرژی تقاضاشده در شبکه برق، طی یک بازه زمانی مشخص ــ معمولاً ماهانه، فصلی یا سالانه ــ اطلاق می‌شود. این شاخص کلان، بیانگر عدم تعادل ساختاری میان ظرفیت تولید و نیاز واقعی مصرف‌کنندگان است. در سال‌های اخیر، آثار ناترازی برق بیش از سایر بخش‌ها بر صنعت تحمیل شده است. در ادامه، با تحلیل داده‌های واقعی خاموشی و محدودیت مصرف برق صنایع در فصول گرم و مقایسه آن با الگوی مصرف در ماه‌های عادی، تصویری روشن‌تر از ابعاد این ناترازی ارائه می‌شود.

این رویکرد نشان می‌دهد که ناترازی انرژی چگونه از یک چالش فنی، به عاملی محدودکننده برای توسعه صنعتی تبدیل شده است؛ آن هم در شرایطی که در قانون برنامه هفتم پیشرفت، رشد ۸.۵ درصدی برای بخش صنعت هدف‌گذاری شده است.

تحلیل مقایسه‌ای مصرف برق صنایع در فصول گرم و ماه‌های عادی

مقایسه مصرف برق صنایع در فصول گرم سال، یعنی ماه‌های خرداد تا شهریور، با ماه‌های عادی، شامل فروردین، اردیبهشت، مهر و آبان، شاخصی نسبتاً مناسب برای ارزیابی شکاف میان تقاضا و ظرفیت تأمین برق به شمار می‌رود.

بر اساس داده‌های مربوط به سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، میانگین مصرف ماهانه برق صنایع در ماه‌های گرم، در اغلب سال‌ها کمتر از ماه‌های عادی بوده است. این کاهش در سال ۱۴۰۲ بسیار چشمگیر بود و به حدود ۱٬۷۱۰ میلیون کیلووات‌ساعت رسید؛ رقمی که بیانگر اعمال گسترده مدیریت بار صنعتی در فصل گرم آن سال، با هدف حفظ پایداری شبکه برق، است.

با این حال، این الگو در سال ۱۴۰۰ مشاهده نشد و مصرف برق صنایع در ماه‌های گرم، حدود ۸۷۸ میلیون کیلووات‌ساعت بیشتر از ماه‌های عادی بود. این تفاوت نشان می‌دهد که شدت و دامنه برنامه‌های مدیریت مصرف در سال‌های بعد، به‌طور مداوم افزایش یافته است.

پیامد‌های تشدید مدیریت مصرف برق در بخش صنعت

افزایش مداوم برنامه‌های مدیریت مصرف در فصل گرما، بیانگر چند پیامد مهم برای بخش صنعت و اقتصاد کلان کشور است:

فشار بر توان تولید صنایع

سیاست‌های فعلی مدیریت مصرف برق، به محدودیت‌های اجباری در مصرف برق صنایع منجر شده است. این محدودیت‌ها نه‌تنها ظرفیت تولید را تحت فشار قرار می‌دهند، بلکه با ایجاد اختلال در زنجیره تأمین مواد اولیه و تولید کالا‌های واسطه‌ای، می‌توانند بازار داخلی را دچار نوسان کرده و تعهدات صادراتی صنایع را نیز با چالش مواجه کنند.

اثرگذاری بر شاخص‌های کلان اقتصادی

مدیریت مصرف برق صنایع در فصول گرم می‌تواند موجب انحراف در شاخص‌هایی مانند ارزش افزوده بخش صنعت و نرخ رشد اقتصادی شود. تداوم این روند، اثر منفی مستقیمی بر تحقق اهداف کلان مندرج در قانون برنامه هفتم پیشرفت خواهد داشت.

افزایش هزینه‌ها و کاهش بهره‌وری

استفاده از منابع جایگزین برای جبران کمبود برق، هزینه‌های تولید را افزایش داده و راندمان را کاهش می‌دهد. این وضعیت، علاوه بر تحمیل فشار اقتصادی بر بنگاه‌ها، پیامد‌های زیست‌محیطی قابل توجهی نیز به همراه دارد.

در مجموع، سیاست‌های فعلی مدیریت مصرف برق اگرچه در کوتاه‌مدت از خاموشی گسترده کل شبکه جلوگیری می‌کند، اما در بلندمدت هزینه‌های اقتصادی و زیست‌محیطی سنگینی بر کشور تحمیل خواهد کرد. از این‌رو، ضروری است برنامه‌ریزی جامع‌تری برای افزایش ظرفیت تولید برق، بهینه‌سازی مصرف انرژی در صنایع و تنوع‌بخشی به منابع تأمین انرژی صورت گیرد.

ناترازی توان در بخش صنعت در سال ۱۴۰۳

در سال ۱۴۰۳، شبکه برق کشور در برخی ساعات با شکاف معناداری میان تولید و تقاضا مواجه بود؛ شکافی که در مواردی به بیش از ۱۷٬۵۰۰ مگاوات نیز رسید. برای مدیریت این وضعیت، از ابزار‌هایی مانند قطع بار اضطراری و برنامه‌های پاسخگویی بار استفاده شد.

در سال ۱۴۰۴، میزان ناترازی گزارش‌شده به حدود ۱۴٬۷۱۸ مگاوات کاهش یافت. این کاهش می‌تواند ناشی از عواملی همچون بهبود مدیریت سمت تقاضا، اجرای برنامه‌های مدیریت مصرف و همچنین تغییرات احتمالی در روش محاسبه و برآورد ناترازی باشد. با این حال، برای اظهارنظر دقیق درباره سهم هر یک از این عوامل، بررسی دقیق‌تر روش‌شناسی محاسبه و یکسان‌سازی مبانی آماری ضروری است.

سهم صنایع بزرگ در مدیریت مصرف برق

بررسی سهم اعمال مدیریت مصرف در روز ثبت بیشترین بار شبکه، یعنی ۱۷ مرداد ۱۴۰۳، به تفکیک شرکت‌های برق منطقه‌ای و صنایع بزرگ، نشان می‌دهد که سیاست‌های مدیریت تقاضا به‌طور فزاینده‌ای بر بخش صنعت، به‌ویژه صنایع بزرگ، متمرکز شده است.

تمرکز مدیریت مصرف بر صنایع بزرگ

با وجود آن‌که صنایع بزرگ تنها حدود ۱۰ درصد از تقاضای پیک شبکه را به خود اختصاص می‌دهند، بیش از ۵۵ درصد از کاهش مصرف در ساعات اوج بار از این بخش تأمین شده است. این موضوع نشان‌دهنده اتکای سنگین سیاست‌های مدیریت مصرف بر بخش صنعتی است.

چنین سطحی از اعمال محدودیت، می‌تواند به کاهش بهره‌وری، اختلال در فرایند‌های صنعتی و افت تولید منجر شود.

الگوی منطقه‌ای مدیریت مصرف

بر اساس داده‌ها، شرکت‌های برق منطقه‌ای هرمزگان و سیستان و بلوچستان کمترین سهم را در مدیریت مصرف داشته‌اند. در مقابل، شرکت‌های برق منطقه‌ای زنجان و غرب بیشترین تأثیر را از برنامه‌های مدیریت مصرف پذیرفته‌اند.

این تفاوت می‌تواند ناشی از عوامل مختلفی باشد؛ از جمله ترکیب متفاوت مشترکان، سهم بیشتر صنایع، میزان مصرف بخش کشاورزی، و شرایط خاص اقلیمی و دمایی هر منطقه.

توزیع نامتوازن مدیریت مصرف میان مناطق مختلف، لزوم بازنگری در تخصیص سهمیه‌های کاهش بار را نشان می‌دهد. تمرکز اعمال محدودیت بر چند منطقه خاص، می‌تواند به تضعیف بنگاه‌های کوچک و متوسط آن مناطق، کاهش اشتغال، افت ارزش افزوده و در نهایت کاهش رشد اقتصادی منطقه‌ای منجر شود.

ادامه این روند، برخی از صنایع کشور را با آسیب‌های جدی مواجه خواهد کرد. از این‌رو، راهکار اصلی، توزیع متوازن‌تر بار مدیریت مصرف و توسعه زیرساخت‌های تولید برق، به‌ویژه در مناطق صنعتی است.

انتهای پیام/


گزارش خطا
ارسال نظر
captcha