فارن افرز، در گزارشی به تحلیل و بررسی سلاح جدید نفتی ایران پرداخت و نوشت: علیرغم آتشبس میان آمریکا و ایران، بحران اقتصادی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز همچنان ادامه دارد. محاصره دوطرفه باعث شده ۲۰ درصد نفت و گاز طبیعی مایع جهان و کالاهای حیاتی مانند هلیوم و آلومینیوم در خلیج فارس محبوس شوند. تلاش آمریکا برای خارج کردن کشتیها با حملات موشکی و پهپادی ایران ناکام مانده و تنها تعداد کمی از کشتیها موفق به عبور شدهاند. در آمریکا قیمت بنزین از ۴ دلار عبور کرده و ممکن است به ۵ دلار برسد. کمبود سوخت در شرق آسیا و استرالیا و کاهش تقاضای جهانی نفت (اولین بار از زمان کرونا) از پیامدهای این بحران است.
توانایی ایران در بستن تنگه هرمز، سلاح نفتی پایدارتری نسبت به تحریم ۱۹۷۳ است. برخلاف آن دوره که تولیدکنندگان عرب نفت تنها چند ماه توانستند اقتصاد غرب را تحت فشار بگذارند، ایران ثابت کرده که میتواند حتی در برابر ابرقدرتی مانند آمریکا، تنگه را مسدود نگه دارد. تهران دههها روی مین، موشکهای بالستیک ضدکشتی، پهپادها و قایقهای تندرو سرمایهگذاری کرده و با هزینههای اندک، تردد در این آبراه حیاتی را متوقف ساخته است. حتی یک ماه بمباران سنگین آمریکا و اسرائیل نتوانسته تنگه هرمز را باز کند و کشتیرانیها به دلیل نااطمینانی از آتشبس، حاضر به عبور نیستند.
در کوتاهمدت، آمریکا ناچار است با ترکیبی از فشار نظامی (محاصره دریایی) و دیپلماسی، تنگه هرمز را بازگشایی کند. پروژه آزادی با استقرار نیروی دریایی تلاش دارد کشتیهای به دام افتاده را خارج کند و مذاکرات هم کاملا از بین نرفته است. اما حتی اگر تنگه هرمز باز شود، ایران ثابت کرده که هر زمان اراده کند میتواند دوباره آن را ببندد. بعید است کارزار نظامی حکومت را سرنگون کند و هر توافق صلحی، آیتالله خامنهای و سپاه را سر جای خود باقی خواهد گذاشت؛ بنابراین تهدید بسته شدن تنگه هرمز برای همیشه بر اقتصاد جهانی سایه خواهد افکند.
برای کاهش این آسیبپذیری، نخستین راهکار توسعه شبکههای انرژی جایگزین در خلیج فارس است. عربستان و امارات خطوط لولهای دارند که روزانه ۹ میلیون بشکه نفت (نیمی از حجم عبوری از تنگه هرمز) را به دریای سرخ و دریای عمان منتقل میکند. بحرین و کویت میتوانند به شبکه سعودی متصل شوند، اما عراق به دلیل جهت صادرات شرقی خود، گزینه دشوارتری دارد. گسترش شبکه جادهای و ریلی به سمت عمان و بندر فجیره هم برای کالاهای غیرنفتی ضروری است. آمریکا میتواند با ارائه وام از طریق بانک صادرات و واردات یا شرکت مالی توسعه بین المللی، این پروژهها را تامین مالی کرده و حتی چین و هند را هم جذب کند.
در داخل آمریکا، باید تابآوری در برابر شوکهای انرژی افزایش یابد. آمریکا با وجود اینکه بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان است، ذخایر استراتژیک نفت خام خود را پس از دو برداشت عظیم در ۲۰۲۲ (جنگ اوکراین) و ۲۰۲۶ (جنگ ایران) تحلیل رفته است. باید این ذخایر را بازسازی و حتی گسترش دهد و همچنین ذخیرهای از محصولات پالایش شده مانند بنزین و گازوئیل ایجاد کند. پالایشگاهها عمدتا در ساحل خلیج فارس متمرکزند و سواحل غربی و شرقی را آسیبپذیر ساختهاند. تعلیق دائمی قانون جونز که حمل انرژی بین بنادر آمریکا را دشوار میکند، هم ضروری است.
بهترین راهکار بلندمدت، کاهش وابستگی به هیدروکربنها است. دولت ترامپ باید مشوقهای انرژی پاک و خودروهای برقی (که بایدن معرفی کرده بود) را احیا کند، محدودیتها بر نصب سیستمهای تجدیدپذیر را کاهش دهد و سیاستی همهجانبه در پیش گیرد که هم سوختهای فسیلی و هم انرژی پاک را توسعه دهد. همانند بحران ۱۹۷۳ که منجر به ایجاد ذخایر استراتژیک و تنوعبخشی انرژی شد، بحران کنونی هم باید به بازسازی ساختار انرژی جهانی منجر شود. بازگشت به وضعیت پیشین که عبور از تنگه هرمز تحت حمایت نیروی دریایی آمریکا بیریسک فرض میشد، دیگر ممکن نیست. تنها با کاهش وابستگی، آمریکا میتواند اهرم ایران را از بین ببرد.
انتهای پیام/