۲۳:۳۱

۱۴۰۵/۰۱/۱۸

علت هراس ترامپ از بسته ماندن تنگه هرمز چیست؟

تنگه هرمز
بازگرداندن تنگه‌ای که تا پیش از آغاز تجاوز آمریکایی صهیونیستی به روی همه شناور‌ها و کشتی‌ها باز بود، در حالی به کابوس اول رئیس جمهور آمریکا تبدیل شده است که در پس اختلال پیش آمده در اقتصاد جهانی ناشی از مدیریت ایران بر تنگه هرمز، باید در جست و جوی گزینه‌ای بود که به هزیان گویی ترامپ دامن زده است.
کد خبر : ۵۶۰۲
به گزارش هاب صنعت؛

به نقل از ایرنا، تنگه هرمز به عنوان یکی از راهبردی‌ترین گذرگاه‌های دریایی جهان، نقشی تعیین‌کننده در امنیت انرژی و ثبات اقتصاد جهانی دارد. عبور بخش قابل توجهی از نفت و گاز جهان از این مسیر باریک، آن را به گلوگاهی حیاتی برای تجارت بین‌المللی تبدیل کرده است؛ گلوگاهی که هرگونه تنش یا اختلال در آن می‌تواند زنجیره‌ای از پیامد‌های اقتصادی، صنعتی و حتی مالی در سطح جهان ایجاد کند و نظم سنتی بازار انرژی را با چالش روبه‌رو سازد.

واقعیت این است که اقتصاد جهانی در دهه‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری به شبکه پیچیده‌ای از مسیر‌های حمل‌ونقل دریایی وابسته شده است. با وجود پیشرفت‌های گسترده در حوزه حمل‌ونقل هوایی و زمینی، همچنان بخش اعظم تجارت بین‌المللی از طریق دریا انجام می‌شود. برآورد‌ها نشان می‌دهد بیش از ۸۰ درصد جابه‌جایی کالا در جهان از طریق ناوگان عظیم کشتی‌های باری، کانتینربر و نفتکش صورت می‌گیرد. در این میان، نفتکش‌ها جایگاهی ویژه دارند؛ زیرا انتقال انرژی مورد نیاز صنایع و اقتصاد جهانی بر عهده آنهاست.

مسیر‌های دریایی که اقتصاد را می‌سازند

در میان مسیر‌های مختلف دریایی، برخی گذرگاه‌ها به دلیل موقعیت جغرافیایی و حجم بالای عبور کالا از اهمیت راهبردی برخوردارند. تنگه جبل‌الطارق در اتصال دریای مدیترانه به اقیانوس اطلس، کانال پاناما در پیوند میان اقیانوس اطلس و آرام و کانال سوئز در اتصال مدیترانه به دریای سرخ از جمله این نقاط حیاتی محسوب می‌شوند. با این حال بسیاری از کارشناسان حوزه انرژی و ژئوپلیتیک معتقدند تنگه هرمز در میان تمامی این مسیر‌ها جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا به طور مستقیم با امنیت انرژی جهان پیوند خورده است.

تنگه هرمز گذرگاهی استراتژیک میان ایران و عمان است که خلیج فارس را به دریای مکران و سپس اقیانوس هند متصل می‌کند. این آبراه در پهن‌ترین بخش خود حدود ۳۹ کیلومتر عرض دارد، اما مسیر عبور کشتی‌های بزرگ در آن بسیار محدودتر است و در برخی نقاط به چند کیلومتر می‌رسد. همین ویژگی باعث شده عبور نفتکش‌های غول‌پیکر از این مسیر نیازمند مدیریت دقیق دریانوردی و رعایت مقررات سختگیرانه کشتیرانی باشد.

اهمیت این تنگه زمانی بیشتر آشکار می‌شود که به جایگاه خلیج فارس در تأمین انرژی جهان توجه شود. هشت کشور ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی، بحرین، قطر، امارات متحده عربی و عمان در اطراف این پهنه آبی قرار دارند؛ منطقه‌ای که یکی از بزرگ‌ترین مراکز ذخایر هیدروکربنی جهان به شمار می‌رود. بر اساس برآورد‌های بین‌المللی، بیش از نیمی از ذخایر نفت اثبات‌شده جهان و بخش قابل توجهی از ذخایر گاز طبیعی در این منطقه قرار دارد.

در حال حاضر مصرف روزانه نفت در جهان حدود ۱۰۰ میلیون بشکه برآورد می‌شود. از این میزان، نزدیک به یک‌پنجم آن یعنی حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه در روز از طریق تنگه هرمز به بازار‌های جهانی منتقل می‌شود. افزون بر نفت خام، بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع، فرآورده‌های پتروشیمی و مواد اولیه صنایع شیمیایی نیز از همین مسیر صادر می‌شود. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران از تنگه هرمز به عنوان «شاهرگ انرژی جهان» یاد می‌کنند.

وابستگی کشور‌های مختلف به این مسیر دریایی نیز یکسان نیست. بسیاری از اقتصاد‌های صنعتی شرق آسیا بیشترین وابستگی را به نفت و گاز عبوری از تنگه هرمز دارند. چین، ژاپن و کره جنوبی از جمله بزرگ‌ترین واردکنندگان انرژی از منطقه خلیج فارس هستند. بخش قابل توجهی از نفت وارداتی این کشور‌ها از طریق همین مسیر به بنادر آسیایی منتقل می‌شود. در کنار این کشورها، اقتصاد‌هایی مانند هند نیز سهم قابل توجهی از انرژی مورد نیاز خود را از منابع خلیج فارس تأمین می‌کنند.

در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در عبور کشتی‌ها از این گذرگاه می‌تواند به سرعت بازار‌های جهانی انرژی را دچار نوسان کند. تجربه‌های گذشته نشان داده حتی اختلال‌های کوتاه‌مدت در مسیر‌های مهم دریایی نیز پیامد‌های اقتصادی گسترده‌ای به همراه دارد. برای نمونه در سال‌های اخیر مسدود شدن موقت کانال سوئز به دلیل گیر کردن یک کشتی کانتینربر باعث شد میلیارد‌ها دلار خسارت به تجارت جهانی وارد شود و ده‌ها کشتی برای عبور از مسیر‌های جایگزین مجبور به طی مسیر‌های طولانی‌تر شوند.

تنگه‌ای که جایگزین موثر ندارد

با این حال تفاوت مهم تنگه هرمز با بسیاری از مسیر‌های دریایی دیگر در نبود مسیر جایگزین مؤثر است. در صورت بروز اختلال گسترده در این تنگه، انتقال بخش بزرگی از نفت منطقه به بازار‌های جهانی با مشکل روبه‌رو خواهد شد. برخی کشور‌های منطقه برای کاهش این وابستگی اقدام به ایجاد خطوط لوله جایگزین کرده‌اند. برای مثال عربستان سعودی خط لوله‌ای از سواحل خلیج فارس تا دریای سرخ ایجاد کرده و امارات متحده عربی نیز بخشی از صادرات نفت خود را از طریق خط لوله‌ای به سواحل دریای عمان منتقل می‌کند. با این حال ظرفیت این مسیر‌ها محدود بوده و نمی‌تواند جایگزین کامل انتقال نفت از طریق تنگه هرمز باشد.

پیامد‌های اقتصادی احتمالی اختلال در این گذرگاه تنها به بازار انرژی محدود نمی‌شود. افزایش شدید قیمت نفت و گاز می‌تواند به سرعت به دیگر بخش‌های اقتصاد جهانی نیز سرایت کند. بسیاری از صنایع بزرگ جهان از جمله صنایع فولاد، پتروشیمی، حمل‌ونقل، تولید خودرو و حتی صنایع فناوری به انرژی ارزان و پایدار وابسته‌اند. افزایش هزینه انرژی می‌تواند سودآوری این صنایع را کاهش داده و روند تولید را با اختلال مواجه کند.

از سوی دیگر، بخشی از زنجیره تأمین جهانی نیز به صادرات محصولات پتروشیمی و مواد اولیه از منطقه خلیج فارس وابسته است. این مواد در تولید طیف گسترده‌ای از کالا‌ها از پلاستیک و تجهیزات صنعتی گرفته تا قطعات الکترونیکی کاربرد دارند؛ بنابراین هرگونه اختلال در صادرات این محصولات می‌تواند بر تولید بسیاری از کالا‌های مصرفی در جهان اثر بگذارد.

بخش کشاورزی نیز از این تحولات بی‌تأثیر نخواهد بود. تولید کود‌های شیمیایی در جهان تا حد زیادی به گاز طبیعی وابسته است و کشور‌های منطقه خلیج فارس از جمله تولیدکنندگان مهم این محصولات محسوب می‌شوند. کاهش یا اختلال در صادرات این مواد می‌تواند بر هزینه تولید محصولات کشاورزی در کشور‌های مختلف تأثیر گذاشته و حتی به افزایش قیمت مواد غذایی منجر شود.

اگر این رخداد‌ها تا پیش از آغاز تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک جمهوری اسلامی ایران، در حد گمانه زنی و پیش بینی‌ها قرار داشت؛ اکنون با گذشت ۳۸ روز از جنگ تحمیلی سوم، خود را به خوبی نمایان کرده است و به همین دلیل است که رئیس جمهور آمریکا در توئیت‌ها و سخنرانی‌های خود به صراحت و حتی با ادبیاتی سخیف که بیانگر عجز اوست، می‌خواهد این آبراهه را بازگشایی کند.

پیامد‌هایی که معادلات جهانی دلار را به هم خواهد زد

در کنار پیامد‌های اقتصادی پیش گفته، برخی تحلیلگران به اثرات احتمالی تحولات منطقه بر ساختار مالی جهانی نیز اشاره می‌کنند. در این زمینه خبرگزاری بلومبرگ در گزارشی به چالش‌های احتمالی نظام «پترودلار» پرداخته است؛ نظامی که از دهه ۱۹۷۰ میلادی یکی از پایه‌های مهم اقتصاد جهانی محسوب می‌شود.

بر اساس این گزارش، توافقی که در سال ۱۹۷۴ میان ایالات متحده و عربستان سعودی شکل گرفت، به ایجاد سازوکاری انجامید که طی آن نفت در بازار‌های جهانی با دلار قیمت‌گذاری می‌شد و بخش مهمی از درآمد‌های نفتی کشور‌های صادرکننده نیز در دارایی‌ها و اوراق خزانه‌داری آمریکا سرمایه‌گذاری می‌شد. این سازوکار که بعد‌ها توسط دیگر کشور‌های صادرکننده نفت نیز دنبال شد، به تقویت جایگاه دلار در اقتصاد جهانی کمک کرد.

در مقابل، ایالات متحده نیز نقش مهمی در تأمین امنیت منطقه خلیج فارس و حفظ ثبات مسیر‌های انتقال انرژی ایفا می‌کرد. این چرخه متقابل در طول دهه‌های گذشته یکی از عوامل شکل‌دهنده به نظم مالی بین‌المللی بوده است.

اکنون برخی تحلیلگران معتقدند تحولات ژئوپلیتیکی و تغییر موازنه‌های قدرت در بازار انرژی ممکن است این الگو را با چالش‌هایی روبه‌رو کند. در چنین شرایطی، آینده نظام پترودلار و نحوه تعامل اقتصاد‌های بزرگ با بازار انرژی خلیج فارس به یکی از موضوعات مورد توجه تحلیلگران تبدیل شده است.

در مجموع، جایگاه تنگه هرمز در معادلات انرژی و اقتصاد جهانی به گونه‌ای است که بسیاری از کارشناسان آن را یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان می‌دانند. تمرکز عظیم ذخایر نفت و گاز در منطقه خلیج فارس، وابستگی اقتصاد‌های بزرگ به انرژی این منطقه و محدود بودن مسیر‌های جایگزین برای انتقال آن، همگی باعث شده‌اند این گذرگاه باریک نقشی فراتر از یک مسیر کشتیرانی معمولی داشته باشد.

به همین دلیل، ثبات و امنیت این تنگه نه تنها برای کشور‌های منطقه بلکه برای کل اقتصاد جهانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا هرگونه تحول در این شاهرگ حیاتی می‌تواند تأثیرات گسترده‌ای بر بازار‌های انرژی، تجارت بین‌المللی و حتی ساختار‌های مالی جهان بر جای بگذارد.

انتهای پیام/


گزارش خطا
ارسال نظر
captcha