۱۳:۴۵

۱۴۰۴/۱۲/۰۳

تنگه هرمز؛ آبراهی باریک، اما استراتژیک در دست ایران

تنگه هرمز؛ آبراهی باریک، اما استراتژیک در دست ایران
تنگه هرمز نه تنها یک آبراه جغرافیایی ساده، بلکه «ماشه» بالقوه بحران انرژی در جهان است؛ بنابراین هر اختلالی در تنگه، بلافاصله بازار انرژی جهانی را متشنج می‌کند.
کد خبر : ۴۹۲۷
به گزارش هاب صنعت؛

گزارش «هرمز؛ ماشه بحران انرژی» روزنامه وطن امروز تنگه هرمز را به عنوان یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های اقتصاد جهانی معرفی می‌کند. این تنگه نه تنها یک آبراه جغرافیایی ساده، بلکه «ماشه» بالقوه بحران انرژی در جهان است.

طبق آمار روزانه حدود یک‌پنجم نفت خام جهان و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع (LNG) از این مسیر عبور می‌کند. حدود ۸۴ درصد نفت خام و میعانات گازی و ۸۳ درصد LNG عبوری در سال ۲۰۲۴ به بازار‌های آسیایی رسیده است. کشور‌های عمده صادرکننده مانند عربستان، عراق، کویت، امارات و قطر تقریباً هیچ مسیر جایگزین کم‌هزینه‌ای ندارند، بنابراین هر اختلالی در تنگه، بلافاصله بازار انرژی جهانی را متشنج می‌کند.

تنگه هرمز در چارچوب قدرت چانه‌زنی ژئواکونومیک ایران قرار دارد و کشورمان به عنوان کشوری که در ساحل شمالی تنگه قرار دارد، از این موقعیت به عنوان اهرم بازدارنده استفاده می‌کند؛ نه صرفاً تهدید نظامی، بلکه ابزاری برای افزایش هزینه تصمیم‌گیری طرف‌های مقابل (به ویژه غرب) در برابر تحریم‌ها و فشار‌های یک‌جانبه. بستن یا تهدید به بستن تنگه، بخشی از معادله هزینه-فایده در برابر سیاست‌های خصمانه تلقی می‌شود.

پیامد‌های بالقوه اختلال جدی در تنگه بسیار گسترده است که یکی از آنها جهش شدید قیمت نفت است، حتی در سناریو‌های محافظه‌کارانه، قیمت‌ها می‌تواند به سطوح دورقمی (بالای ۱۰۰ دلار) برسد و زنجیره‌وار به گاز، فرآورده‌ها، حمل‌ونقل و تورم عمومی منتقل شود.

وابستگی کشور‌های اروپایی پس از کاهش واردات از روسیه (به دلیل جنگ اوکراین) به خاورمیانه افزایش یافته و شوک جدید انرژی، هزینه تولید صنایع را بالا می‌برد، رقابت‌پذیری را کاهش می‌دهد و فشار اجتماعی-سیاسی ایجاد می‌کند (یارانه‌های بیشتر، کسری بودجه بالاتر). از طرف دیگر خود آمریکا هرچند وابستگی مستقیم را کمتر کرده، اما افزایش قیمت بنزین، تورم و نوسانات مالی داخلی این کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد و پیامد‌های سیاسی دارد.

کشور‌های آسیایی (چین، هند، ژاپن، کره جنوبی) در این بین بیشترین آسیب را می‌بینند، زیرا بخش عمده واردات انرژی‌شان از این مسیر است. افزایش هزینه تولید، فشار بر تراز پرداخت‌ها و کاهش رشد اقتصادی رخ می‌دهد. با این حال، این کشور‌ها روابط متوازن‌تری با ایران برقرار کرده‌اند و ثبات منطقه بدون توجه به منافع ایران را غیرممکن می‌دانند و کشور‌های صادرکننده منطقه که افزایش کوتاه‌مدت قیمت نفت ممکن است برای آنها سودآور به نظر برسد، اما اختلال طولانی‌مدت صادرات، هزینه بیمه، محدودیت بازار و بی‌ثباتی سرمایه‌گذاری، برنامه‌های توسعه این کشور‌ها را تهدید می‌کند.

نویسنده به تنش‌های اخیر اشاره هم اشاره می‌کند مانند هشدار‌های ترامپ درباره ایران، رزمایش‌های دریایی ایران (از جمله با روسیه)، و افزایش قیمت نفت برنت به حدود ۷۲ دلار (نزدیک اوج ۶ ماهه). کاهش ذخایر نفت آمریکا و محدودیت صادرات عربستان نیز از عوامل حمایتی قیمت ذکر شده است.

اقتصاد جهانی به شدت به ثبات ژئوپلیتیک وابسته است. سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه هزینه‌های سنگینی برای همه دارد و ایران نه عامل بی‌ثباتی، بلکه بخشی از راه‌حل است؛ به شرط به‌رسمیت‌شناختن منافع مشروعش. نادیده‌گرفتن این واقعیت، ریسک‌های فزاینده‌ای ایجاد می‌کند که از مصرف‌کننده اروپایی تا تولیدکننده آسیایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در کل تنگه هرمز اهرمی قدرتمند، اما دو لبه است که فعال‌سازی آن کل سیستم انرژی و اقتصاد جهان را به چالش می‌کشد و هیچ طرفی را واقعاً برنده نمی‌کند.

انتهای پیام/


گزارش خطا
ارسال نظر
captcha