به گزارش هابصنعت؛ بحران ناترازی انرژی در ایران دیگر یک اصطلاح تخصصی در جلسات کارشناسی نیست؛ این مشکل، به زبان ساده، یعنی ما بیش ازآنچه میتوانیم تولید کنیم، انرژی مصرف میکنیم و این شکاف هر سال عمیقتر میشود.
از خاموشیهای برق و افت فشار گاز تا کاهش صادرات و هدررفت میلیاردها دلار، ناترازی انرژی را به یکی از مهمترین تهدیدهای اقتصادی، امنیتی و زیستمحیطی کشور تبدیل کرده است.
مصرف برق کشور بهویژه از سال ۱۳۹۷ با افزایشی چشمگیر همراه شد؛ سرانه مصرف برق از حدود ۳،۱۳۷ کیلووات ساعت به ۳،۷۳۸ کیلوواتساعت (۱۹٪ رشد) در ۵ سال رسید. در پیک مصرف، ناترازی برق تا حدود ۱۹ هزار مگاوات افزایش پیدا کردهاست.
همین وضعیت در بخش گاز نیز چشمگیر است؛ در فصل سرد با مصرف خانگی تا ۶۵۰ میلیون مترمکعب در روز، شکاف روزانهای معادل ۳۰۰ میلیون مترمکعب(حدود ۳۵٪) ناترازی رخ میدهد. این روند از نیمه دوم دهه ۱۳۸۰ با گسترش مصرف و نبود توسعه همسطح در تأمین شکل گرفت.
ریشههای ناترازی انرژی در ایران از چه زمانی آغاز شد؟
بررسیها نشان میدهد ناترازی انرژی در ایران از دهه ۱۳۸۰ بهتدریج خود را نشان داد؛ زمانی که مصرف داخلی برق و گاز با سرعتی بیشتر از ظرفیت توسعه نیروگاهها و شبکههای تولید رشد کرد. سیاستهای یارانهای، قیمت پایین سوخت و نبود برنامه جدی برای بهینهسازی مصرف، باعث شد روند مصرف شتاب بگیرد. در نتیجه حتی با وجود ذخایر عظیم نفت و گاز، کشور در برخی فصول سال با کمبود انرژی روبهرو شد.
سهم تحریمها و سوءمدیریت در بحران ناترازی چیست؟
بخش قابلتوجهی از مشکل به سوءمدیریت و نگاه کوتاهمدت در سیاستگذاری انرژی باز میگردد. در سالهای گذشته پروژههای نیروگاهی و زیرساختی گاهی نیمهکاره رها شدند یا با تاخیرهای طولانی اجرا شدند. از سوی دیگر، تحریمها نیز نقش مهمی ایفا کردند؛ محدودیت در تامین تجهیزات پیشرفته، کاهش سرمایهگذاری خارجی و افت درآمد ارزی، سرعت توسعه زیرساخت را کم کرد.
همچنین فرسودگی بخشی از نیروگاهها و خطوط انتقال باعث شد بخش قابل توجهی از انرژی تولیدشده در شبکه هدر برود.
ایران از نظر منابع طبیعی یکی از غنیترین کشورهای جهان است؛ رتبه اول مجموع ذخایر نفت و گاز، پتانسیل بالای انرژی خورشیدی و بادی و موقعیت جغرافیایی مناسب برای تولید انرژیهای تجدیدپذیر. اما این پتانسیل زمانی به کار میآید که سرمایهگذاری و مدیریت کارآمد وجود داشته باشد. کارشناسان میگویند تنها با بهینهسازی مصرف در بخش خانگی و صنعتی، میتوان بخش بزرگی از ناترازی را جبران کرد، بدون آنکه نیاز فوری به توسعه نیروگاههای جدید باشد.
زیرساختها؛ نقطه ضعف یا نقطه امید؟
زیرساخت انرژی کشور در بسیاری از بخشها قدیمی و فرسوده است؛ شبکه توزیع گاز و برق نیازمند نوسازی گسترده است. درمقابل، برخی پروژههای جدید مانند نیروگاههای سیکل ترکیبی، خطوط انتقال گاز ترانزیتی و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، نشان میدهد که ظرفیت ارتقا وجود دارد. مشکل اینجاست که سرعت اجرای این پروژهها با شتاب رشد مصرف هماهنگ نیست.
در تابستان ۱۴۰۳، ناترازی برق در پیک تقاضا نزدیک به ۱۹.۷ هزار مگاوات بود. همچنین پیشبینیهایی وجود دارد که این شکاف تا سال ۱۴۱۰ به ۳۲ تا ۶۱ هزار مگاوات برسد. در فصل سرد، مصرف گاز خانگی از روزی ۲۵۰ میلیون متر مکعب به بیش از ۶۵۰میلیون متر مکعب افزایش مییابد؛ این یعنی روزانه بیش از ۲۰۰ میلیون متر مکعب کسری.
پتانسیل انرژیهای تجدیدپذیر بالا است؛ ۹۰٪ از مناطق کشور برای تولید خورشید مناسباند؛ با این حال، سهم تجدیدپذیرها در سبد برق کمتر از ۱٪ است. سهمی حدود ۶.۵٪ از تولید برق دارند، یعنی فراتر از یک درصد.
راهکارهای عملی برای عبور از بحران
- واقعیسازی قیمت انرژی برای کاهش مصرف بیرویه
- سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر
- کاهش تلفات شبکه و نوسازی نیروگاهها
- توسعه دیپلماسی انرژی و جذب سرمایه خارجی
- فرهنگسازی مصرف بهینه
مقایسه ایران با دیگر کشورها
کشورهایی مانند عربستان سعودی که وابستگی بالایی به سوخت فسیلی دارند، در دهه اخیر بهطور جدی به سمت تنوعبخشی سبدانرژی و توسعه تجدیدپذیرها حرکت کردهاند. بهعنوان مثال، امارات متحده عربی با سرمایهگذاریهای عظیم، اکنون چندین نیروگاه خورشیدی بزرگ دارد که بخشی از برق کشور را تامین میکند. در مقابل، سهم انرژیهای تجدیدپذیر در ایران کمتر از ۷ درصد است.
مصرف برق ایران بهازای هر واحد تولید ناخالص داخلی بسیار بالا است؛ تقریبا سهبرابر بیشتر از عربستان و ترکیه که نشاندهنده مصرف ناپایدار و غیر بهرهور است.
به هر روی ناترازی انرژی در ایران یک مشکل ناگهانی نیست؛ نتیجه سالها مصرف بیرویه، بیتوجهی به اصلاح ساختار و کندی در توسعه زیرساختها است. حل این بحران ممکن است، اما نیازمند اراده سیاسی، اصلاحات اقتصادی و برنامهریزی بلندمدت است. در غیر اینصورت، این شکاف هر سال عمیقتر شده و هزینههای بیشتری به کشور تحمیل خواهد کرد.
انتهای پیام/