با وجود روند جهانی گذار انرژی، زغالسنگ همچنان نقش مهمی در تولید برق جهان و تأمین انرژی صنایع دارد. در ایران نیز، ناترازی گاز طبیعی ضرورت تنوعبخشی به منابع تأمین برق صنایع انرژیبر را افزایش داده است.
در این شرایط، توسعه نیروگاههای کوچکمقیاس زغالسنگی خودتأمین با الگوبرداری از تجربه کشورهایی نظیر اندونزی، میتواند به تأمین پایدار انرژی و افزایش تابآوری زیرساختهای کشور کمک کند.
جهان از زغالسنگ دست نکشید
در پایان سال ۲۰۲۱، به نظر میرسید که زغالسنگ بهتدریج در حال از دست دادن جایگاه خود در سبد انرژی جهان است. در کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد (COP۲۶) در سال ۲۰۲۱، بیش از ۴۰ کشور متعهد شدند که بهتدریج از این سوخت فاصله بگیرند.
این تعهدات در چارچوب تلاشهای بینالمللی برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای و حرکت به سمت منابع انرژی پاکتر مطرح شدند.
با این حال، تحولات سالهای اخیر نشان داده است که زغالسنگ همچنان جایگاه مهمی در نظام انرژی جهان دارد. پس از آغاز جنگ اوکراین و کاهش صادرات گاز روسیه به اروپا، بسیاری از کشورهای اروپایی برنامههایی برای افزایش مصرف زغالسنگ و استفاده مجدد از ظرفیت نیروگاههای زغالسنگی خود اعلام کردند.
آژانس بینالمللی انرژی نیز در تابستان سال ۲۰۲۴ گزارش داد که میزان مصرف زغالسنگ در جهان طی سال ۲۰۲۳ به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده است. در این سال حدود ۳۴ درصد از کل برق جهان با استفاده از نیروگاههای زغالسنگ تولید شد.
وابستگی به این سوخت تنها به کشورهای در حال توسعه محدود نیست؛ بهطوریکه در سال ۲۰۲۴، حدود ۵۸ درصد برق چین، ۳۲ درصد برق ژاپن، ۳۰ درصد برق کره جنوبی و ۲۱ درصد برق آلمان از زغالسنگ تأمین شده است.
این ارقام نشان میدهد که زغالسنگ، با وجود سیاستهای اقلیمی و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، همچنان یکی از ارکان تأمین برق در بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان به شمار میرود.
ثبت دومین رکورد بزرگ سالانه
همچنین، بر اساس گزارش سال ۲۰۲۶ مؤسسه Global Energy Monitor، ظرفیت نیروگاههای زغالسنگی جدیدی که در سال ۲۰۲۵ در جهان وارد مدار شدند، به ۹۷٫۴ گیگاوات رسید. این میزان، دومین رکورد بزرگ سالانه ثبتشده در این زمینه، پس از سال ۲۰۱۵، محسوب میشود.
برای درک ابعاد این توسعه، کافی است توجه شود که مجموع ظرفیت نصبشده انواع نیروگاههای کشور ایران تا سال ۱۴۰۴ حدود ۹۹ گیگاوات بوده است؛ به بیان دیگر، ظرفیت نیروگاههای زغالسنگی جدیدی که تنها طی یک سال در جهان وارد مدار شدهاند، تقریباً با کل ظرفیت نصبشده نیروگاهی ایران برابری میکند.
برق کارخانهها از نیروگاه اختصاصی
بررسی روندهای جهانی نشان میدهد که نیروگاههای خودتأمین یا کَپتیو (Captive Power Plants) در حال حاضر یکی از عوامل اصلی توسعه ظرفیت جدید نیروگاههای زغالسنگی در جهان هستند.
این نیروگاهها معمولاً خارج از شبکه برق عمومی فعالیت میکنند و با هدف تأمین برق مورد نیاز صنایع انرژیبر، از جمله صنایع فلزات و متالورژی، سیمان و کاغذسازی، احداث میشوند.
هدف اصلی این صنایع از سرمایهگذاری در نیروگاههای خودتأمین، دسترسی به انرژی ارزان و پایدار و کاهش وابستگی به شبکه برق عمومی است؛ بهویژه در شرایطی که محدودیت تأمین انرژی میتواند موجب کاهش ظرفیت تولید یا توقف فعالیت واحدهای صنعتی شود.
اندونزی نمونهای قابل توجه از این رویکرد است. دولت این کشور در سالهای اخیر، با اعمال محدودیت بر صادرات مواد معدنی خام، به دنبال توسعه صنایع فرآوری و تکمیل زنجیره ارزش فلزات در داخل کشور بوده است.
این سیاست به توسعه سریع کارخانههای ذوب و فرآوری فلزاتی نظیر آلومینیوم و نیکل منجر شده و بخش مهمی از برق مورد نیاز این واحدها از طریق نیروگاههای زغالسنگی خودتأمین به دست میآید. در حال حاضر، اندونزی ۳۰ واحد نیروگاهی زغالسنگی با ظرفیت مجموع ۱۱٫۸ گیگاوات در دست ساخت دارد؛ این در حالی است که ظرفیت نیروگاههای زغالسنگی فعال این کشور حدود ۹٫۴ گیگاوات برآورد میشود.
علاوهبر نیروگاههای زغالسنگ بزرگمقیاس، اندونزی ۶۰ واحد نیروگاه زغالسنگ کپتیو با ظرفیت کمتر از ۳۰ مگاوات دارد.
وابستگی ۷۳ درصدی برق ایران به گاز
در ایران، برخورداری از ذخایر عظیم گاز طبیعی و قیمت بسیار پایین آن، توسعه نیروگاههای گازی را از نظر اقتصادی به گزینهای بهصرفهتر از نیروگاههای زغالسنگی تبدیل کرده است.
در واقع، ارزانی گاز طبیعی باعث شده هزینه تولید برق در نیروگاههای گازی رقابتیتر باشد و احداث نیروگاههای زغالسنگی توجیه اقتصادی کمتری داشته باشد. در نتیجه، حدود ۷۳ درصد برق کشور در حال حاضر از گاز طبیعی تأمین میشود.
با این حال، در سالهای اخیر، ناترازی گاز طبیعی به یکی از چالشهای مهم ایران تبدیل شده و محدودیت در تأمین گاز، صنایع انرژیبر را در معرض کاهش و حتی توقف اجباری فعالیت قرار داده است.
در چنین شرایطی، ارزیابی اقتصادی تأمین انرژی صرفاً بر مبنای قیمت سوخت کافی نیست؛ بلکه باید هزینههای ناشی از تعطیلی خطوط صنعتی و از دست رفتن درآمد بنگاهها نیز در محاسبات لحاظ شود. از این منظر، احداث نیروگاههای زغالسنگی خودتأمین میتواند برای برخی صنایع انرژیبر، در مقایسه با تحمل هزینههای توقف یا محدودیت تولید ناشی از کمبود گاز و برق، توجیه اقتصادی پیدا کند.
نیروگاههای کوچکمقیاس؛ راهی برای تأمین برق پایدار و افزایش تابآوری کشور
بر همین اساس، میتوان از تجربه کشورهایی نظیر اندونزی در توسعه نیروگاههای خودتأمین برای صنایع انرژیبر الگوبرداری کرد. در این الگو، صنایع بزرگ با همکاری دولت و متناسب با نیاز مصرفی خود، نسبت به احداث نیروگاههای اختصاصی اقدام میکنند تا برق مورد نیازشان را بهصورت پایدار و مستقل از محدودیتهای شبکه عمومی تأمین کنند. البته زغالسنگ تنها گزینه پیش روی صنایع نیست و توسعه نیروگاههای خورشیدی نیز میتواند بخشی از نیاز برق آنها را پوشش دهد. با این وجود، تولید برق خورشیدی ماهیتی متناوب دارد و برای صنایع انرژیبر که فعالیت شبانهروزی نیاز دارند، محدودیتهایی همراه خواهد بود.
همچنین، توسعه نیروگاههای کوچکمقیاس و پراکنده میتواند با کاهش تمرکز ظرفیت تولید برق، تابآوری شبکه را در برابر اختلالات و حملات افزایش دهد؛ موضوعی که با توجه به ملاحظات پدافند غیرعامل و تجربه جنگ، برای ایران اهمیت ویژهای دارد.
دولت تسهیلگر باشد، صنایع برای تأمین برق سرمایهگذاری کنند
در مجموع، توسعه نیروگاههای کوچکمقیاس زغالسنگی خودتأمین میتواند راهکاری برای کاهش وابستگی صنایع انرژیبر به گاز طبیعی و افزایش تابآوری زیرساختهای کشور باشد. تحقق این هدف مستلزم همکاری دولت و صنایع است؛ بهگونهای که صنایع مسئولیت امکانسنجی و سرمایهگذاری را بر عهده بگیرند و دولت با تدوین چارچوبهای حمایتی، تسهیل تأمین مالی، رفع موانع مقرراتی و فراهمسازی زیرساختهای لازم، زمینه اجرای این طرحها را فراهم کند.
انتهای پیام/